|
|
|
|
|
(پیوند روزانه رو ببینید: هاله ی نور موسوی! -وحید جلیلی) چند روز قبل یه جایی چیزی نوشته بودم که چرا می گم انقلاب مخملی توی ایران اصلا معنی نداره؟ با عنوان "الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا" . یکی از بچه ها کامنت گذاشته بود: انشاالله "حمد"بعدی مون این باشه: "الحمد لله اذی جعلنا من المتمسکین بولایة" چقدر زود تعبیر شد... خطبه های امروز ، همان "فلق"ی بود که دیشب انتظار میکشیدیم... (با توجه به اینکه متن صحبتها هنوز روی سایت نیامده، از یادداشتهایی که خودم برداشتم؛ یه پرتوهایی از نوری که امروز تاریکیها رو شکافت...: ) - و قد نزل الله السکینة علی القلوب المومنین لیزدادوا ایمانا مع ایمنهم و لله جنود السموات و الارض... ابتدائا قیاس تلویحی این شرایط با شرایط "حدیبیه"...!!! و تاکید بر اینکه معنویت است که موجب میشود مومن در طوفانهایی که هیچکس نمیفهمد چه می کند و چه باید بکند، راه را گم نکند و با آرامش و اطمینان به خدا فکر کند و بسنجد و...و همین هم ایران را از بحرانهایی که هر کدامشان برای بنه کن کردن یک کشور کافی بود، عبور داد... (اینجا من جواب سوالی که شهریور از بعضی رفقا پرسیده بودم را گرفتم!) اینها یعنی ملت ایران مشمول رحمت الهی ست. البته این یک مسئله ست، و "حفظ رحمتهای الهی"هم یک مسئله ی دیگر.نباید با خوشخیالی که بله خدا مراقب کشور ما هست! غافل شوید و... - آنچه که 22 خرداد را بعنوان یک پیروزی در تاریخ ثبت کرد : o 22 خرداد امسال نمایش عظیمی بود از احساس مسئولیت مردم برای کشور o 22 خرداد امسال نمایش عظیمی بود از روحیه ی مشارکتجویی مردم در اداره ی امور کشور o 22 خرداد امسال نمایش عظیمی بود از دلبستگی مردم به نظام اسلامی شان o نسل جوان ما ،بخصوص ، نشان داد که همان شور سیاسی و همان شعور سیاسی و همان تعهد سیاسی نسل اول انقلاب را دارد. با این تفاوت که تازه برای نسل اول کوره ی حرارتزای انقلاب و جنگ هم بود و حالا نیست. (اگه همه ی زور زدنهای این مدتمون هم فقط نتیجه ش همین اعلام رضایت باشه می ارزه J) o این انتخابات "مردم سالاری دینی" را به رخ عالم کشید. راه سومی میان دیکتتوری و دموکراسی بدون معنویت - نکته ی سوم "رقابتها" بود. رقابتهای شفاف و آزاد و جدی بین نامزدها همه دیدند. فرض ما این بود و هست که این رقابت بین نامزدها، رقابت جریانهای متعلق به نظام اسلامی ست. هر 4 نفر از عناصر همین نظامند. این حرف که رقابت بین موافقین و مخالفین نظام است را رسانه های خارجی و اغلب صهیونیست القا کردند...(من معذرت می خوام همینجا ...) البته بنده "همه ی" دیدگاهها و عمکردهاشان را قبول ندارم اما مبنا این است که مردم طبق معیارهای خودشان انتخاب می کنند . میلیونها اینطرف و میلیونها آنطرف رای دادند به کسی که برا خدمت به این نظام اسلامی صالحتر می دانستند. مردم هم در چارچوب نظام عمل کردند. - ملت مطمئنند و طرفداران نامزدها هم مطمئن باشند این نظام اسلامی اهل خیانت به آرائ ملت نیست. سازوکارهای قانونی ما امکان تخلف نمی دهد (انهم 11 میلیون!). البته بنده گفتم و شورای نگهبان هم قبول کرد: اگر مستنداتی ارائه شد از مجاری قانونی باید رسیدگی بشود. من به هیچ وجه با این بدعتها موافق نیستم. اگر چارچوب قانون شکسته شد دیگر هیچ انتخاباتی مصون نخواهد بود. - خطاب به نامزدها: o امروز یک لحظه ی تاریخی برای کشور است. نگاه کنید به وضع دنیا. به وضع خاورمیانه وضع اقتصاد دنیا وضع کشورهای همسایه مان:افغانستان و عراق و پاکستان.هشیار باشید اشتباه نکنید. وظیفه ی مردم حضور بود که به بهترین وجهی انجام دادند. وظیفه ی ما و شما بیشتر است. o افرادی که مرجعیتی دارند. برخی ازشان حرف شنوی دارند، اگر اندکی افراطی گری کنند، دامنه ی این افراط چنان به بدنه ی جامعه می رسد که خودشان هم دیگر نمی توانند جمع کنند!هر افراطی زمینه می شود برای افراط دیگری... o اگر بخواهند اینها (نامزدها.نخبگان سیاسی) برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند قطعا مسئول خونهای ریخته شده هستند(این قسمت را بعدا دقیقتر جمله ی خود رهبر را چک کنید) o بر خودتان مسلط باشید. سعه ی صدر داشته باشید. ببینید دستان دشمن را. من به این برادرها عرض میکنم به مسئولیتتان دربرابر خدا فکر کنید. به جملات آخر وصیت امام بیاندیشید. قانون فصل الخطاب است. قانون را فصل الخطاب بدانید. o انتخابات اصلا برای چیست؟! برای اینکه همه ی اختلافها سر صندوقها حل و فصل شود. سر صندوقها مشخص شود مردم چه می خواهند نه در کف خیابانها . اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنها که رای نیاوردند اردوکشی کنند. آنها هم که آوردند متقابلا ... مردم چه گناهی کرده اند؟ مردمی که خیابانها محل کسب و کار و معاش آنهاست چه گناهی کرده اند که شما میخواهید طرفدارانتان را به رخ هم بکشید؟ o اگر این تجمعات پوششی برای تروریستها درست کند مسئولیتش با کیست؟ کشته شده ها از مردم و بسیج مسئولیتش با کیست ؟ بریزند دانشجویان حزب اللهی(نه آن خرابکارها هم!) بزنند اسم رهبری هم بیاورند! o این تصور هم غلط است که با این تجمعات اهرم فشاری ایجاد کنند بر مسئولین که مثلا بخاطر مصلحت به خواسته شان تن بدهند. اولا تن دادن به مطالبات غیرقانونی زیر فشار ابتدای دیکتاتوری ست.این اشتباهی محاسباتی ست از عوامل پشت صحنه که اگر مصلحت باشد مردم در موقع خود آنها را هم خواهند شناخت. o انسان دلش خون می شود از اینها. من از همه می خواهم به این زورآزمایی خیابانی خاتمه دهید. o من از همه ی برادرها می خواهم اصل را بر برادری بگذارید. جشن پیروزی 40 میلیونی را جدی بگیرید. راه قانون هم باز است. اگر کسی بخواهد راه دیگری درپیش بگیرد. من باز خواهم آمد و با مردم صریحتر صحبت خواهم کرد. - نقاط مثبت مناظره ها: o ابتکار جالبی بود. صریح و شفاف o زد توی دهان هرکسی که می گفت این رقابتها نمایشی ست! o همه شفاف حرف دلشان را زدند o سیلابی از انتقادات راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگو باشند o مواضع احزاب و گروه ها ،بدون پیچیده گویی،عریان، جلوی چشم ملت قرار گرفت o مردم احساس کردند که در نظام اسلامی ،"بیگانه" به حساب نمی آیند o نشان داد نظام اسلامی اندرونی و بیرونی ندارد o معلوم شد که رای مردم ناشی از همین تأملات خواهد بود و "زینتی" نیست. یقینا یکی از علل این افزایش 10 میلیونی مشارکت مردمهمین بود که مردم "ذهنشان وارد صحنه شد" o دامنه ی این مناظره ها به خیابانها و حتی خانه ها هم کشیده شد و قدرت انتخاب مردم بالا رفت. § البته این گفتگوها در سطح ملت نباید کش پیدا کند و الّا تبدیل به کینه و کدورت شده و نتیجه ی عکس می دهد. § اما در سطوح مدیریتی خوب است که همواره وجود داشته باشد(با رفع عیوب البته!). در این صورت یک دفعه سر انتخابات اینطور حالت "انفجاری" به خود نمی گیرد. § گاهی از کسی انتقاد می شود، این انتقاد یک فرصت است برای او که کارهایش و دلیل کارهایش را تبیین کند برای مردم - نقاط منفی مناظره ها: o گاهی جنبه ی منطقی ضعیف می شد و جنبه ی احساسی و عصبی و تخریبی می یافت. o سیاه نمایی وضع موجود . و سیاه نمایی گذشته. o طرح اتهاماتی که اثبات نشده است o تکیه بر شایعات o بی انصافی هم نسبت به این دولت و هم نسبت به قبلی ها § حتی از دو سه ماه قبل از انتخابات، نسبتهای خلاف و بدترین تهمتها به رئیس جمهور قانونی کشور که متکی به آرائ ملت و مورد اعتماد ملت بوده نسبت دروغگویی دادند! کارنامه ی جعلی درست کردند! فحاشی کردند(خرافاتی و رمال و...)از این نسبتها خجالت آور دادند.اخلاق و قانون را زیر پا گذاشتند. § از این طرف هم کارنامه ی درخشان سی ساله کمرنگ جلوه داده شد. اسم برخی افراد برده شد که عمرشان را در راه این نظام صرف کرده اند (من در خطبه ها اسم نمی برم اما چون اسم بردند مجبورم...) آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق. البته کسی نسبت فساد به این آقایان نداده. در مورد بستگان هم باید اثبات شود. و اگر اثبات شود، فرقی بین آحاد جامعه نیست. طوری گفتند که باعث شد ملت و جوانان طور دیگری فکر کنند. § در مورد مفاسد اقتصادی موضع نظام روشن است: در هر نقطه ای باید با آن مبارزه شود. § ما مدعی نیستیم در کشور فساد نیست. اگر نبود که آن نامه ی 8 ماده ای ر چند سال قبل نمینوشتیم! اما این نظام از سالمترین نظامهای موجود است. مطلقا درست نیست که طبق گزارش صهیونیستها بیاییم این کشور را متهم کنیم. درست هم نیست که شخصیتها را زیر سوال ببریم. - (چقدر حرص میخوردیم که :بابا! مسئله ی آقای هاشمی مسئله ی یه خط فکریه! اگه عرضه داریم اینو تبیین کنیم قضیه "دزدگیری"نیست...ما عرضه نداشتیم! اما رهبر در چند جمله!...) : آقای هاشمی از اصلیترین افراد این نهضت بود و از مبارزین جدی و پیگیر. و بعد از انقلاب از موثرترین شخصیتها در کنار امام و رهبری. بارها تامرز شهادت این مرد پیش رفت. اموالش را صرف این نهضت و مبارزین کرده. در سالها مسئولیتهای گوناگون موردی سراغ نداریم از مال انقلاب برای خود اندوخته باشد. من البته در موارد متعددی با ایشان اختلاف نظر داریم. طبیعی هم هست.اما مردم نباید توهم کنند! البته بین ایشان و رئیس جمهور از همان اول انتخابش(84) اختلاف نظر بود در سیاست خارجی. در مسائل فرهنگی. در نحوه ی اجرای عدالت. البته نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است. - - من در مشهد( 1 فروردین1388)هم گفتم : دشمن از الان دارد در انتخابات ایران تشکیک میکند و می گویند تقلب خواهد شد.به دوستان خوبمان گفتم نگویید این حرفی را که دشمن می خواهد رسوخ دهد.و دشمن می گفت اگر مردم به آینده امید نداشته باشند در انتخابات شرکت نمی کنند. اگر مردم به نظام اعتماد نداشته باشند در انتخابات شرکت نمی کنند. اگر مردم احساس آزادی نکنند در انتخابات شرکت نمی کنند... این انتخابات نشان داد که این ملت با امید و نشاط ملی زندگی میکند... این اعتماد ملت به نظام را می خواهند بگیرند. بگویند شما اشتباه کردید به نظامتان اعتماد کردید! نظام شما قابل اعتماد نبود. در نتیجه ی آن مشارکت مردم را بگیرند. در نتیجه تزلزل در ملت ایجاد کنند. این ضررش از سوزاندن بانک اتوبوس و از همه چیز بیشتر است. - روند رفتاری سران و رسانه های استکبار: o قبل از انتخابات در اصل انتخابات ایجاد تردید می کردند تا شاید شرکت مردم کم بشود. o البته این نتایجی که حاصل شد را حدس میزدند اما مشارکت 85درصدی را نه! غافلگیر شدند. فهمیدند که سرفصل جدیدی در مسائل مربوط به جمهوری اسلامی ایران باز شده (خیییلی جای تامل داره این حرف اینجا!) که مجبورند آنرا بپذیرند و خودشان را با آن وفق بدهند. در مسائل خاور میانه، هسته ای و... o وقتی اعتراض برخی نامزدها را دیدند احساس کردند فرصتی است! چشمشان که به این تجمعات خیابانها افتاد نقابشان کنار رفت! آمریکا،فرانسه، انگلیس،و... :"ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم ایران به خیابانها بریزند"!!! از آنطرف نامه به ایران مینویسند و ابراز ارادت می کنند به جمهوری اسلامی! کدام را باور کنیم؟! o از اینطرف هم خط داخلی آنها فعال شد : خط تخریب خیابانی. سلب امنیت جانی و مالی مردم.(که ربطی هم به مردم و طرفداران نامزدها ندارد.) o این کاری که در ایران ناشیانه از برخی سر زد اینها را به طمع انداخت فکر کردند ایران هم گرجستان است! طرف صهیونیست توهم برش داشت گفت من اینقدر در گرجستان خرج کردم حکومت را عوض کردم ایران هم...! با کجا مقایسه می کنید ایران را ؟!!! - آنچه به چشم من از همه زشت تر آمد اظهار دلسوزی اینها برای حقوق بشر در ایران بود. شما اصلا حقوق انسان می فهمید یعنی چه؟ افغانستان را کی به خاک و خون دارد می کشد؟ عراق زیر چکمه های کیست؟ فلسطین...؟ در همین آمریکا در زمان دموکراتها 80 نفر زن و مرد فرقه ی داودی را زنده زنده سوزاندید... اندکی شرم و حیا...! - ای سید ما و ای مولای ما!... (دیگه خودتون برید بخونید)
عجیبه! گاهی بر ما جماعت خوشحال، امر مشتبه میشه که "مدافع ولایتیم"!!! نه عزیزم! ولایت تا اینچنین است نیازی به دفاع امثال تو (فروزنده!) نداره! بلکه همه چیز اسلام و ایران و ازجمله خود تو بواسطه ی تقوا و روشن بینی و تدبیر و شجاعت اوست که مانده اید...همینجا هم عذر می خوام از بعضی دوستان عزیز که نگرانیهای ما تو این چند روز مزاحمشون شد! الآن می فهمم چرا یارو اسرائیلیه می گفت ایران تا وقتی ره بر داره هیچ کاریش نمی شه کرد! حسابی مشعوفم و مطمئن. (از دلم هم دراومد که از 800تا بیانیه ای که با خون دل آماده شده بودن 400تاش رو اون پسره ی جوگیر مثلا نگهبان ازم گرفت و دیگه پس نداد 200تاش هم موند دست رفقایی که بیانیه پخش کردن دون شأن شان است و فقط 200 تاش رو ملت سه سوت تموم کردن و شاکی شدن که چرا کمه...) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 16:32 توسط فروزنده
|
|
||