***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
وقتی فرزندم دم در مدرسه دستان کوچکش را برای خداحافظی بلند میکند، به او لبخند میزنم و توی دلم به آینده اش می اندیشم.و..هزاران آرزویی که برایش دارم را درذهنم مرور میکنم...دانشگاه رفتنش، افتخار آفریدنش، ازدواج کردنش، روی پای خود ایستادنش و.....
همسایه ی شرق یا غرب یا جنوب من اما وقتی فرزندش را رساند دم مدرسه، فقط یک آرزو دارد: چند ساعت بعد دوباره بتواند این دستان کوچک و چهره ی دوست داشتنی را ببیند.... او به بمبی می اندیشد که شاید همین حالا روی مدرسه بیفتد، یا موشکی که شاید چند دقیقه بعد به خانه اش بخورد، یا....
"امنیت" چیزیست که من دارم و او ندارد...
امنیت یعنی با همسرت، با مادرت، با دوستت، با کالسکه ی کودکت، در خیابانها قدم بزنی و از کنار اتوموبیلهای پارک شده بگذری بی آنکه نگران منفجر شدن هیچیک از آنها باشی...
امنیت یعنی اینکه به استادت قول بدهی که مقاله ات را تا آخر ماه تحویل دهی و برای شرکت در عروسی دو هفته ی بعد لباس بخری، بی آنکه حتی لحظه ای در اینکه دوهفته ی بعد و آخر ماه با خواهی دید شک کنی...قول میدهی بی آنکه  قید کنی که "اگر خانه ای و اتاقی و کتابی برای مطالعه و نوشتن باقی بماند!" میخری بی آنکه فکر کنی شاید به لطف لمبی یا موشکی همان مجلس عروسی قتلگاهت شد و همین لباس کفنت....

امنیت، گوهر خیلی گرانی ست....برای ما به قیمت بهترین باباها و همسرها و پسرها و برادر ها  تمام شده

برای امنیت ما، دانشجوها و دانش آموزها و معلمها و مهندسها و طلبه ها و کشاورزها و کارمندها و کاسبها  "لباس نظامی" پوشیدند و رفتند و برنگشتند،

و امنیت همان چیزیست که دولت بی تدبیر و امیددشمنان حسن روحانی را دارد آن را ذره ذره به ثمن بخس میفروشد:
سال اول با اجازه ی بازرسی نامحدود دادن به آژانس(بخوانید جاسوسان آمریکا) اطلاعات محرمانه ی امنیتی کشور را در اختیار دشمن گذاست تا اوباما با خوشحالی بگوید ما پانزده سال دیگر با این اطلاعاتی که در این پانزده سال،با این اجازه ها، میتوانیم کسب کنیم خیلی راحتتر میتوانیم به ایران حمله کنیم!!!
سال دوم با برجام و قطعنامه ای که بعنوان پیروزی به ما معرفیش کرد، متعهد شد که هرگونه خرید و فروش مربوط به صنایع دفاعی کشور ما، با هماهنگی دشمنان ما صورت بگیرد!!!
 سال سوم هم که با امضای اف ای تی اف، دارد دست مدافعین امنیت ما را در سوریه و عراق خالی می کند
آخرهای فیلم مختار را یادتان هست؟ آنجا که فرمانده ی بیتدبیر ساده لوح، کیان ایرانی را "بدون اسب" فرستاد در مقابل دشمن؟!
این قرارداد اف ای تی اف دقیقا همان از اسب پیاده کردن سربازان کشور است، دربرابر وحشیانی که لحظه به لحظه توسط آمریکای متمدن مجهزتر و مجهزتر میشوند!
پیشبینی تلخ "بادیگارد" حاتمیکیا دارد به وقوع میپیوندد: سیاسیون دهه نود، "محافظ" های کشور را "خلع سلاح" میکنند
 کلید روحانی، قصد کرده دروازه های ایران را به روی داعش و مریم رجوی و انواع تروریستهای دیگر باز کند....
اسمش این است که بجای خرج کردن در سوریه و عراق خرج ایران کنیم، اما واقعیتش آن است که دولت تدبیر و امید کمربسته تا فردای کودکان ایران هم قرار است شبیه کودکان سوریه و عراق  شود...
اسمش آن است که این 1.5درصد بودجه ی نظامی را هم از محافظان امنیت بگیریم و  صرف "توسعه و آبادانی" کنیم، اما رسمش میشود ویرانی....
راستی همه ی این خیانتها برای چه؟! حسن روحانی امنیت من و تو و خون شهدایمان را به چه قیمتی فروخت؟ قرار است در عوض چه موهبتی بگیرد؟!..........بنا بر اف ای تی اف، اگر ایران یک سال به این قرارداد پایبند بود، در آخر سال، میتواند بخشی از پولهای بلوکه شده ی خود را پس بگیرد........
آخر سال.... آخر سال یعنی درست قبل از انتخابات 96
حسن روحانی امنیت من و تو  را فروخته تا دم انتخابات پولی بگیرد و سر من و تو را با شعار "با مذاکره حقوقتان را پس گرفتیم" گول بمالد.....
میبینی خواهرم؟میبینی برادرم؟ آخر قصه به همین من و تو میرسد.... من و توییم که داریم تصمیم میگیریم چه چیز را به چه چیز بفروشبم...
حواسمان هست .... ؟!

 


برچسب‌ها: FATF, حسن روحانی, امنیت, بودجه دفاعی
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ساعت 9:25  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده