|
|
|
|
|
متولد 1340 بود؛ یعنی از همان نسلی که از وقتی توی گهواره بودند، امام روی یاریشان حساب باز کرده بود. نسلی که سیاستهای آموزشی و فرهنگی طاغوت، تمام تلاشش را کرده بود تا «دین» را از چشمشان بیندازد و در زرق و برق و بیخبری ظاهری از مدرنیته، غرقشان سازد. اما بچه هایی از همین نسل هم بودند که در پشت صحنه ی نمایش توسعه و پیشرفت چند شهر بزرگ، ویرانی و سیاه روزی سایر نقاط کشور را دیدند؛ بودند جوانانی که در این غرقاب سرخوشیِ تحمیلی از «داشته های نمایشی»، آن واقعیتهایی را که «نداشتند»، به خوبی دیدند: عدالت، عزت، استقلال، هویت،.. و تمام این نداشته ها را در مکتب امام روح الله یافتند. این بود که دست بر زانوی خود گذاشتند تا به یاری امام، کشورشان را به نیروی خود و با اندیشه ی خلاق خود بسازند. با پیروزی انقلاب، شاید سوال مهمی که ذهن خیلی از این جوانان را مشغول کرده بود، آن بود که «حالا چه کنیم؟...» جوانانی که نمیخواستند با کنار نشستن و "به پیروزی اکتفا کردن" ، امور را یکسره به خودروشنفکرپنداران وانهند و تجربه ی ناکام مشروطه را تکرار کنند. پدرم ، شهید غلامعباس (مسعود) فروزنده، یکی از این جوانان بود که جوابهای درخور توجهی به این سوال داد... از یکسو با ورود به دانشگاه و انتخاب رشته راه و ساختمان، در پی کمک به آبادانی میهن برآمد و از سوی دیگر با برنامه ی جدی مطالعاتی که برای خود و همسالانش داشت، سعی کرد سفیر انقلاب باشد، در خانواده، در شهر و محله، در دانشگاه، و ... . حتی گاهی به مادر میگفت: «جنگ که تمام شد، ایران را هم که ساختیم، انشاالله میرویم به محرومین آفریقا برسیم...!» و با همین آرمانها به جهادیها پیوست. «جهادسازندگی» ، یکی از بهترین پاسخهایی بود که این جوانان پیداکردند: یک همت «همگانی» و «داوطلبانه» ، اما منظم و هوشمند، که "آبادانی را نه از پایتخت، بلکه از دورترین و محرومترین نقاط آغاز میکرد" و رفته رفته، علیرغم کارشکنیهای منافقین، توفیقات اعجاب انگیز این حرکت مردمی که با کمترین امکانات، اما با تکیه بر عشق و خلاقیت جوانان انقلابی و اعتماد مردم، گوی سبقت را از همه ی نهادهای بروکراتیک ربود و الگویی بیمانند از مدل توسعه ی مردم محور به جای گذارد که همچنان سوژه مطالعه ی دانشگاههای برتر غربیست؛ هرچند در زادگاه خود، ایران، مورد بی مهری متولیان. 31سال گذشت.. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 6:41 توسط فروزنده
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیده بودم در انیمیشن سینمایی #کوکو برای اولین بار #والت_دیسنی قهرمان داستانش را از میان رنگین پوستها انتخاب کرده. اما واقعیت این است که درعوض داستان این قهرمان رنگین پوست، دقیقا الگوی داستانهای حیوانات والت دیسنی را دنبال میکند! #ماداگاسکار ، #پنگوئن_خوشقدم ، #ریو ، #رنگو ، و با کمی تفاوت: #زنبور_عسل ، #پاندای_کونگفوکار ، #نمو و... که قبلا در وبلاگم و همینجا بعنوان #داستانهای_استعماری درباره شان نوشته م. همه اینها، داستان یک #قبیله یا #گله یا #اهالی_یک_جنگل یا بیابان یا دریا (خلاصه طبیعت بدون تمدن!)اند که #سنت هایی دارد، یک #پیر_خشن_بی_منطق هم دارد که #حافظ_سنت است، یک #نوجوان یا کودک یا..هم دارد که به دلایل اغلب تصادفی، #با_سنتهای_قبیله_مشکل_دارد و درچارچوب آن سنتها، این نوجوان #بی_استعداد قلمداد میشود، و البته دارای استعدادی هم هست که ازنظر قبیله اش #بی_اهمیت است. استعدادهایی اغلب از جنس #خندانندگی ! ، #بازیگری #موسیقی و... و یک #مشکل_یا_بلا هم هست که همزمان با درگیر شدن نوجوان با سنتها، آن بلا هم شدت یافته... عنصر آخر #آدم_های_متمدن هستند! (که اغلب خودشان هم ریشه ی مشکل اند! اما اصلا مقصر شناخته نمیشوند،) بعضا یک تمایز کوچک هم بین #آدم_متمدن_ خوب با #آدم_متمدن_بد دارند!(مثل ماداگاسکار، ریو، یا همین کوکو) که آدم را بیاد تمایز #حزب_اللهی_خوب_و_بد فیلمهای #دهنمکی می اندازد! و آخر قصه ها هم اغلب چنان است که نوجوان قهرمان با همان بلاهتش با دنیای آدمها مرتبط میشود(یک رابطه ی کاملا از پایین به بالا! و گداگونه!) و با این ارتباط بلا را از قبیله اش دور میکند و قبیله از کرده ی خود پشیمان شده و نوجوان را قدر میداند!کوکو هم درهمین چارچوب است، با اندک کوتاه آمدنهایی! مثلا بجای حیوانات، مکزیکیها هستند! بجای آدمهای سفیدپوست، اهالی کنسرتهای به سبک آمریکایی (هرچند مکزیکیها به موسیقی خاصشان مشهورند، اما نوازنده های این فیلم،ابزار موسیقی،سالن اجرا، لباسهای اجرا،ترکیب موسیقی و سینما...کاملا شبیه مدلهای آمریکایی-اروپاییست. نه مکزیکی) به جای سنت قبیله ای، #حرفه ی کفاشی و.. و اینکه در نهایت بخشی از سنتها هم #واقعی و #غیر_خرافی از آب در می آیند!
جزئیات کاملا متفاوتو خلاقانه، و کلیت واحد و تکراری...
کوکو را میدیدم و فکر میکردم واقعا چقدر تکرار؟! خودشان خسته نشده ند؟!...تا وقتی خبر نتیجه #انتخابات_اوکراین به جهان رسید : یک #کمدین در انتخابات #ریاست_جمهوری به دور دوم راه یافت! بله! #انتخابات_اوکراین_اولین_نتیجه_پروژه_چندساله_والت_دیسنی_است! نسلی که با کارتونهای این پروژه بزرگ شده، حالا به سن رای دادن رسیده!
نسلی که آنقدر این الگو را دیده و دیده و دیده که چشم امیدش به کسی جز سلبریتی ها نیست، به دلقکها، به ساز به دستها، پانداها... نسلی که معتقد است رهبری و منجی بودن و قهرمانی و صلاح جامعه را دانستن به هیچ چیز جز محبوبیت نیاز ندارد! دقیقا هیچ چیز! نسلی که بی آنکه بداند چرا، از سنتهای بزرگترهایش بدش می آید.. (قدیمها این وظیفه ی #تخریب_سنتها را در جهان غیرغربی، #روشنفکرها به عهده داشتند! اقلا آنها #می_نوشتند ! #دلیل_می_آوردند! با عقل مخاطب روبرو میشدند... اما حالا بی هیچ ارائه ی دلیلی، سنت و حافظین سنت در چشم و دل مخاطب #ناخوشایند و غلط و باعث عقبماندگی و خشن و سرکوبگر میشوند... بدون ارائه ی هیچ دلیلی!) خسته نمیشوند، چون طرح بزرگی را دنبال میکنند که از نتیجه دادنش مطمئنند! تکرار میکنند، چون اصل برنامه همین "تکرار" است! ! یک نکته مهم و ظریف: این قهرمانهای هنرمند به هیچ وجه باعث نمیشوند مخاطب به آن هنر علاقمند شود! به کونگفو، به موسیقی، به بازیگری، هرکدام اینها را مقایسه کنید با مثلا کارتون ژاپنی #فوتبالیستها ! فوتبالیستها قوانین فوتبال را نشان میداد، تکنیکها را، چالش یک نوجوان فوتبالیست با ترس از توپ..با درسهای مدرسه..با نان درآوردن برای خانواده..و بیننده، بیشترین چیزی که در آن کارتون میدید فوتبال بود! اما قهرمان این داستانها، اصلا درگیر با چالشهای آن هنر و حرفه ی مورد علاقه اش نیست!اصلا این حرفه، بجز اینکه یک برچسب خیلی خیلی پررنگ و چشمگیر است که روی این قهرمان خورده، هیچ حضور دیگری در داستان نداردبیننده نمیبیند میگل(قهرمان داستان کوکو)چطوری گیتارزدن را یاد گرفت؟رفقای پو چطوری کونگفو را؟..بلو (طوطی داستان ریو)چطوری خواندن و نوشتن و...را.... قهرمان این داستانها درنهایت در رشته مورد علاقه اش قهرمان نمیشود! ...قهرمان این داستانها #مردمش_را_نجات_میدهد ! #مردمش_را_آگاه_میکند! ...درحالی که داستان تاکید میکند: تنها_هنرش همین کونگفو یا موسیقی یا خندانندگی بوده، هیچ دانش، و توانایی دیگری نداشته! انتخابات اوکراین، برای اولین بار نشان داد این پروژه #جواب_میدهد ! (شاید هم برای دومین بار! اولیش بطور غیرمستقیم انتخابات #دولت_دوازدهم_ایران بود!!!) برچسبها: اوکراین کمدین والت دیسنی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت 6:39 توسط فروزنده
|
|
||