***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

یک زمانی ارسطو و افلاطون، به بیانهای مختلف، #دموکراسی را آسیبشناسی میکردند، که تهش میشود "حکومت نادانها بر داناها" 

دوهزارسال بعد، فیلسوفان #عصر_روشنگری کلی استدلال بافتند که بگویند "نه خیر اینطور نیست! #انسان_ماهیتا_چنان_است که دموکراسی بهش بدهی، ته تهش #انتخاب_عقلانی تحویل میگیری!

اما دویست سال بعد، وقتی کم کم معلوم شد اندیشمندان دوهزارسال قبل، خیلی بیراه هم نگفته بودند، حضرت #رورتی با اعتمادبنفس و بقول خودش #سبک_سری خاصی میگوید:

"اصلا بشود حکومت نادانها! چه اشکال دارد؟! خیلی هم خوب است... عوضش #آزادی_سیاسی داریم و این میرزد!"

رورتی (ک ظاهرا کمی هم متاسف است ازینکه "حرفه"ش فلسفه ست!) در مقاله #تقدم_دموکراسی_بر_فلسفه  میخواهد بگوید :

برای آنکه بفهمیم "چه سیستم سیاسی بایدمان داشت؟"، "#عدالت چطور حاصل میشود؟"و کلا سوالات درباره #نهادهای_اجتماعی_سیاسی ، نیازی نیست که اول بدانیم "انسان چگونه موجودی است؟! ... خوب و بد برای او چیست و ..."

او به #جفرسون استناد میکند (متفکر سیاسی، ازنویسندگان #اعلامیه_استقلال_آمریکا و رئیس جمهور این کشور! ..مثل اینکه یک نفراینجا درمقاله ش به امام خمینی مثلا استناد کند!) که تلاش کرده بود که "اجازه ندهد که متون مقدس مسیحی، تاثیری بر بحث درباره نهادهای سیاسی بگذارد"

این کاری بود که درواقع فیلسوفان روشنگری(قرن هفده و هجده) کردند. و بجای متون مقدس و هرگونه بحث الهیاتی، "تفلسف درباره ماهیت انسان" را گذاشتند و عباراتی مثل #طبیعت_بشر ، #عقل_سلیم ، حقوق_طبیعی_بشر و... ساختند..

حالا رورتی یک گام جلو رفته و میگوید واژه ها و بحثهای شما هم  همانقدر غیرضروریست که واژه ها و بحثهای الهیاتی!

اگر از او بپرسید چرا؟! میگوید من استدلال نمیکنم! اصلا استدلال لازم نیست! #تجربه_تاریخی اینطورنشان داده است!

تجربه تاریخی(که درواقع منظورش "وجود" و دوام آوردنِ جامعه ی آمریکاست) نشان داده که اولا بر سر ماهیت انسان نمیتوان به توافقی رسید، و ثانیا بدون چنین توافقی هم میتوان نهادهای اجتماعی را ساخت، یک نظام سیاسی با این قدرت و با این ثبات ساخت که دوام بیاورد و شهروندانش با آن موافق باشند!

او معتقد است که تلاش عصر روشنگری برای "افسون زدایی" از زندگی انسان بود، یعنی حذف یک مرجع واحد که "هدف و معنای زندگی" را برای همه تعیین کند و همگان افسونِ آن شده و بی چون و چرا آنرا بپذیرند. روشنگری این مرجعیت افسونگر را شکست.. اما بعقیده ی رورتی، خودِ "فلسفه" هم نباید بجای مذهب، مرجعیت بیابد!

او از توانایی ارزشمند ما برای "به حال خود گذاشتنِ افراد، تا تصور دلبخواهی خود از کمال را دنبال کنند"  سخن میگوید.

او مینویسد: تعهد اخلاقی لزوما این نیست که ما همه ی مسائلی را که بدلایل اخلاقی، برای برخی همشهروندانمان #جدی است ، جدی بگیریم! بلکه شاید برعکس! لازمه ی این تعهد (یعنی کار مسئولانه ترِ اخلاقی) این باشد که #با_شوخی_و_سبک_سری ، عادتِ اینهمه جدی گرفتن را از سرشان بیندازیم!

در تاریخ جوامع لیبرال، این #جدی_نگرفتن یکی از عوامل مهم پیشرفت اخلاقی بوده!

.

.

.

رورتی (مثل هیوم) میخواهد دست و پای تعمق و اندیشه را از پروژه ی "جستجوی هویت انسان و خوب و بد او و نظام جامعه انسانی"  جمع کند. و (برخلاف هیوم که علوم اجتماعی تجربی را جایگزین فلسفه میکرد) میخواهد هیچ چیز را هم جایگزین آن تعمق و تفلسف نکند.

چون به درستی، میداند که هر تلاشی برای تعریف انسان و خوب و بد او، میتواند مورد سواستفاده ی اقتدارگرایان واقع شده و آزادی ها را محدود کند.

اما توجه ندارد (یا اینطور وانمود میکند، یامیخواهد ما توجه نکنیم) که این خلاء، خلاء باقی نمیماند و فورا پر خواهد شد!

توجه ندارد که حاکمین جهان، از ابزار بسیار کارآمدِ استثمار، یعنی "تعریف هویت انسان" و الگوسازی چشم نخواهند پوشید!

 شما فلسفه را (که صریح و صادق و مستدل الگوهای موردنظرش را پیشنهاد میدهد) کنار میزنید، فورا به جای آن "سینما" می آید که الگوهای مورد نظر حاکمین جهان را بدون صراحت و بدون استدلال و نامحسوس "تحمیل" کند!

اصلا چقدر در همین جمله ی ظاهرا متساهلانه و آزادیخواهانه ی رورتی: "عادت به جدی گرفتن را #از_سرشان_بیندازیم " ، اتفافا #تحمیل نهفته! #تحمیل_سبک_سری !

پ.ن. و جالب آنکه رورتی گمان میکند(یا وانمود میکند که چنین گمان کرده) که آمریکا، جامعه ایست که بر اساس هیچ نظریه ای درباره ی انسان و جامعه بنا نشده!!!  جامعه آمریکا نه تنها توسط یک #فیلسوف مثل #جان_لاک طرح ریزی شده(پژوهشهای معتبر بسیاری این را نشان میدهند) بلکه تِم شدیدا یکسان فیلمها و سریالها و انیمیشنها و داستانهای مورد حمایت حاکمیت آمریکا، نشان میدهد که #دوام این جامعه هم بکمک الگوسازی براساس نظریه ی انسانشناختی خاصی است!

 نادیده گرفتن این واضحاتِ حتی "تجربی"! حقیقتا هم چیزی جز #سبک_سری نیست 

و چه خادم خوبی است #فیلسوف_سبکسری برای حاکمان کنونی جهان!

 


برچسب‌ها: فلسفه, ریچارد رورتی, پراگماتیسم, نیندیشیدن
+ نوشته شده در  دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۹ساعت 3:12  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده