|
|
|
|
|
یه عده ای با ولع دندان تیز کرده ند برای انقلاب، این تنهاترین آزاده ی دهکده ی اسیر جهان...پشت کرده های به وطن، از نیویورک نعره ی مستانه ی "آزادی" سر میدن!!! ...مرفهین بیگانه با قدس ، از روز قدس ما "حق"شان (!!!) را می خواهند!!!...دلدادگان امریکای مطرود ِ ملت و دانشجوها ... تائبین ِ از خط امام، به "13 آبان" طمع ورزیده اند...یه عده در داخل ، واقعا با تمام وجود از "رژیم سفاک جمهوری اسلامیگ منزجرند و "خونخواه همرزمانشان" !!!. . . عزیز بزرگواری ... تمام دارایی ِ مبارزین و پابرهنگان عالم... ره برمان، بنابر ادعای خودمان!!!، ... سالهاست راه مان می نماید...می نماید؟... نه! دستمان را گرفته... قدم قدم ...(سمنان... فردوسی...شیراز... دیدار نخبگان ... افطاری تشکلها... علم و صنعت... و...) حالا تا اینجا فهمیدید؟...حالا احتمالا به این مشکل برخواهید خورد؟...و... قدم به قدم... به قاعده ی یک مربی...امیدوارست به ما...!!!هنوز هم... حتی در این چندماهه که بارها مجبور شد تصریح کند "این را هم من باید براتان بگویم؟!"... "چقدر گفتم؛ چرا نکردید؟!"...باز هم امید دارد به ما... به چه چیز ما؟! ... نمی دانم...ما چه می کنیم؟هی دستمان را از دستش می کشیم... دستی که خودمان، با ایمان، به دستش داده بودیم...!( می دانیم... بدون دست او گم خواهیم شد...!)دست خودمان نیست آخر! ...( با عرض پوزش) مگر "تام" وقتی چشمش به "جری" می افتد دست خودش است که به سمتش برود یا نرود؟!بعضی ها را که می بینیم ابراز وجود می کنند دامن از کف می دهیم...( نگوییم "غیرت"...! ... مگر نفرموده بود "حتی اگر عکس مرا پاره کردند..." .......چه رسد به اینکه فقط چهارتا سینی غذا به زمین کوبیده شود و چهارتا شعار...)چشممان که به بعضی ها می افتد ...دامن از کف می دهیم... و واکنشهایی کاملا قابل پیشبینی ... (عجب اسباب بازی بانمکی هستیم برای بازی گردان ها...!)دامن از کف می دیم... حتی حاضریم به هم دیگه ... حتی به خودمون ...دروغ بگیم...برای این تمایلمان ، خلاف راه او، هزار و یک جور "بهانه"ی قشنگ جور کنیم !!!به او هم می توانیم دروغ بگوییم؟... نمی دانم... سعه ی صدرش بیش از آن است که بفهمیم که فهمیده یا نه؟!بدتر حتی...! : سفت ایستاده ایم همینجایی که هستیم... و فقط هرچه می گوید "تکرار می کنیم"... (جبهه ای را تصور کنید که فرمانده ش می گوید "آتش" و همه فقط تکرار می کنند "آتش" ! بعضی ها هم البته وقتی تکرار می کنند از فرط "شوق" اشکشان هم جاری ست!) هر از مدتی هم به نشانه ی "پای بندی"مان ...چفیه ای چیزی ازش به تبرک و یادبود می خواهیم!!! ولی ما کماکان "ایستاده ایم" !!! ...خدا.......یا.....! یعنی تا کی تحمل می کنی این ظلم ما را... به عظیم ترین نعمتت... ؟؟؟؟؟ تا کی به ما امیدوار خواهد ماند...؟؟؟؟ . . . پ.ن.1. راهپیمایی دیروز بچه ها (از مسجد تا ابن سینا- بعد از نماز ظهر) خیلی خوب و سالم برگزار شد... جای تشکر داره واقعا...بعد از عمری صدای "مرگ بر آمریکا" تو شریف پیچید...
مظهر شیطان تویی دشمن انسان تویی ای همه اهریمنی سرخط فرهنگ تو... آمریکا حتی اگر هیچ جنگی هم براه نیندازد دشمن است..... شیطان است... بدون جنگ حتی شیطان تر است بدون ۵۰۰۰نفر در ۱۱ روز کشتن حتی دشمن تر است "برای انسان" گذشت روزگاری که "مارکس" "سر کار برود" و ملتی را سر کار بگذارد که "حق کارگر را بیایید از کارفرما بگیریم!!!" زمان زمان دست بدست هم دادن کارگر و کارفرماست... علیه "انسان" زمان زمان دستور العملهاییست از قبیل "شایسته است به کارگری حقوق بدهی تا جایی را بکند...و به کارگر دیگر حقوق دهی تا همانجا را پر کند... در اینصورت هر دو پول دارند و می توانند خرید کنند و چرخ اقتصاد آزاد می چرخد" و شایسته است سعید حدادیان همین یک دستور العمل را بجای هر روضه ای بخواند و امت حزب الله بمیرند از این درد... تنها بلندگو و تنها حلقومی که حق دارد حرف بزند و اطلاعات بدهد در جهان حضرت امپریالیسم است تنها استادی که حق دارد مغز "همه ی انسانها" را در طلایی ترین مدت عمرشان به کار بگیرد...به نام علم و دانشگاه... حضرتا امپریالیسم است تنها کدخدایی که حق دارد حق و باطل را بین مردم قسمت کند حضرت امپریالیسم است تنها کسی که حق دارد نیروی نظامی و "هرگونه سلاحی" "برای دفاع از بشر!!!" داشته باشد حضرت امپریالیسم است تنها کسی که علم را از غیر علم مشخص و ممتاز می کند حضرت امپریالیسم است تنها "خوش سلیقه ای" که طرح لباس و دکور منزل و آرایش صورت و موسیقی و هنر و ......... را خوب می تواند بزند ...حضرت امپریالیسم است تنها دانایی که صلاح ملتها را بهتر از خودشان می داند و تصمیم میگیرد که چه زمانی "لیاقت دموکراسی دارند" (!!!!) حضرت امپریالیسم است کدام آزادی برای انسان باقی مانده؟؟؟؟ "شهروند خوب" آسته می رود و آسته می آید... چرخ صنعت و اقتصاد امپریالیسم را می گرداند...(معذرت می خوام درست مثل همان موجود بی زبانی که چرخ آسیا را...!) شهروند خوب ...درس می خواند... مهندس یا اقتصاددان یا جامعه شناس می شود... مهم نیست! هرکجای "دنیای علم" که برود خوب است!... جای هرکدامشان قبلا برای خدمت به حضرت امپریالیسم درنظر گرفته شده! چه فرقی میکند مهندسی باشی که در گوشه ای مسئله های صنعت حضرت را حل کنی... بی آنکه بدانی(تو را همان بس که جایزه ی علمی فلان اعطایت کنند!!!) یا جامعه شناسی باشی که لالایی "نهادهای مدنی" به گوش این جماعت برده بخوانی...
امروز ۱۳ آبان بود... ۳۰ سال قبل در چنین روزی عده ای "بچه دانشجو" حضرت امپریالیسم را وادار کردند بر سر میز مذاکره "تعهد دهد که در امور شما دخالت نمی کنم" !!! (به این مسئله فکر کنیم... "شکست" چه معنایی داره واقعا؟) امروز ۱۳ آبان است مترو در ایستگاه های قبل و بعد از لانه (دروازه دولت-طالقانی-هفت تیر) توقف ندارد امروز ۱۳ آبان است همه جا پلیس ضد شورش ایستاده. موتورهای سه پشته ی نوجوانهایی با باتوم می گذرند...خانمی دستش می لرزد "چی کار کنم؟! مسیرم امروز سمت میدون آزادیه" (نمی فهمم ربط موتورها با این خانم چی بود؟) امروز ۱۳ آبان است در و دیوارها و ادارات و میدان ها و... همگی پر اند از بنرهای "گرامی باد...روز استکبارستیزی".... امروز ۱۳ آبان است اتوبوس ها بچه ها را از مدرسه ها می آورند... امروز ۱۳ آبان است جلوی لانه سرودهای لوس دانش آموزی پخش می شود و مجری برنامه فریاد می زند "صلواتی بفرست که تو عمرت نفرستادی!!!"... امروز ۱۳ آبان است امپریالیسم هنوز حکومت می کند بر دنیا... یک گوشه ی دنیا هم... ایران ما مگر برای حکومت حتما باید شاه دست نشانده یا لانه ی جاسوسی ای درکار باشد؟! عصر اطلاعات است ناسلامتی!
. . . امروز ۱۳ آبان است... کتاب چیستی علم را توی کیفم با خودم اینور و آنور می کشم!... "میانترمها در راهند"... راه شکستن حضرت امپریالیسم را از دل همین دانشگاه خودش ...می توان یافت... به شرط هایی البته... اگر خدا بخواهد ... موسی ها در قصر فرعون پرورده می شوند... امروز ۱۳ آبان است... کتاب چیستی علم را توی کیفم با خودم اینور و آنور می کشم!... "میانترمها در راهند"...
... البته بحمد الله دوستان بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوند...
البته عیب او جمله بگفتی...هنرش را نیز نباید از قلم انداخت! بچه ها (ی بسیج و گروه های مذهبی شریف...اگه اشتباه نکنم) بعد از حرکت قابل تقدیر ۱۲آبان روز ۱۳ آبان هم اقدام به راهپیمایی باشکوه تری کردند...(که چنانکه مشهوده بعلت مسائل امنیتی بنده توفیق حضور نیافتم! ولی بشرح حاضرین: )
ضمنا... امروز(۱۶ آبان) هم بالاخره دوستان وارد فضای منطقی گفتگو شد! ... این یعنی بلوغ فضای دانشجویی! . . . گفتگوی آزاد و بدون دعوای دوطرف... با حضور دکتر شمس اللهی و دکتر وثوقی وحدت (استادهای برق) ... البته بالطبع تجربه ی اول و طبیعت خود بحث...کسی توقع نداشت که جلسه به تعیین قطعی حق و باطل برسه... ولی خب بعنوان گامهای اول مبارک است انشاالله! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸ساعت 9:8 توسط فروزنده
|
|
||
|
|
|
|
|
می نویسی...نمیخونن...میگی...نمیشنوند...چرا بشنوند؟!...اینقدر چرت و پرت تو این مدت شنیده ند که دیگه جا نمونده...حرف حق را لابلای حرفهای دیگه مدفون کرده ند... "کرم" وقتی وارد سیستم کامپیوتر میشه چه کار میکنه؟!...مهم نیس حرف چقدر منطقی باشه؟مهم اینه که حرف باشه... بذار کنار روضه ی"شانتاژ"...حالا بذار کنار روضه ی " قابیل وارث هابیل"...حالا بذار کنار اینکه شانتاژ "دروغگو"!!!...حالا بذار کنار اینکه اینها "هیچ" ایراد منطقی ای از احمدینژاد نتونستن گیر بیارن!...حتی نمیگن "چرا تورمتون ۲۵درصد شد؟" فقط میگویند "چرا ۲۵ بود و گفتی ۱۵؟؟؟" ... چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه الگوی صحیح مدیریت اسلامی داشت جوانه میزد(بله طبیعتا با سعی و خطا)...پرچمی برای همه ی مظلومین عالم...پرچم مبارزه با ظلم و پوچی و جهالت و استثمار دوباره داره بلند میشه... باید زمین بخوره... چطور؟مرض ریشه دار "صحابه گرایی" بهترین کمکه:خلع سلاح این مدیریت! ... این "امام و انقلاب"ی که میگی مال ماست و خاطرات ما! تو چه میفهمی؟ امام کجاو این سبک مدیریت... افشای صحابه(و البته در کنار اثبات کارامدی این جوانه ی مدیریت اسلامی)... نه! ... تبدیلش میکنیم به یه دعوای سخیف ... اینقدر دروغ میبافیم تا وقتی به او هم گفتیم "دروغ میگی" مردم باور کنن! مهم نیست که دروغ میگه یا نه؟! مردم باید فکر کنن دروغ میگه... مردم باید فکر نکنن! اگه "فکر کنن" میفهمند "سفرهای استانی" و "اصلاح سازمان مدیریت" فراتر از علوم تفاله ایه که به ما جهان سومیها خورانده ند... مردم بایدباور کنن "فساد" ویژه ی این صحابه نیست... همه دارن... عادیه... نه! اصلا قابل پیگیری نیس... آبروی نظامه... کی کمک می کنه: رسانه ی ملی!!!... چطور؟ دعوا بجای شفافسازی... خدایاااااااااااااااااااااااااااااااا جایی که دشمن موفق شه توان و انگیزه و "تمایل" ملت به شنیدن و تامل کردن رو از ملت سلب کنه پایان انقلابه... جریان شانتاژ...کاندیداها...رسانه ی ملی دست در دست هم داده ند به مهر برای سلب ...اگر درد شما فهم مردم بود بجای ادامه ی دعوای "تو دروغ میگی خودت دروغ میگی"و ذوق کردن ۴۰۰میلیون بیننده ! ۴تا کارشناس اقتصادی میاوردید تورم رو برای ملت معنی کنه و ریشه یابی... توی غزه هم همین بود... چه میگویم؟ مگر صداوسیما کاری جز این هم تا حالا کرده : شناسایی سلاح های اصلی حزب الله + از کار انداختن (کند کردن و لوث کردن)شان... کاش توهم باشه این کودتای فرهنگی... این انقلاب مفت بدست نیامده |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ساعت 20:45 توسط فروزنده
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
مي گوييم "تمدن غرب يك كل منسجم است." پس "سيستم رسانه اي"اش هم در درون همين كل منسجم تعريف ميشود. و ايضا "سيستم آموزشي"اش. و "تمدن غرب" (همان كل منسجم) همان مقصد و افق انتهايي ِ همه ي آنچيزيست كه "پيشرفت"ش ميگويند. پس دانشگاه ما در حالت ايده آلش منطبق است با "استانداردهاي غربي" (ببخشيد! استانداردهاي بين المللي!!!) و ايضا سايتهاي خبري تحليلي و روزنامه هاي ما. در اين مدت 3ماه (4ساله!) هر روز چندتا از ايميل "خبري تحليلي!" داشتيم: فلاني گفت هاله ي نور ديده فلاني گفت فيلم مونتاژ بوده فلاني گفت بخش غير نظامي بسيج... واويلا! امام گفت نظاميها در سياست... فلاني گفت فلاني كه رفت فرانسه رئيس جمهور از پله ها پايين نيامد فلاني دروغ گفت اينم عكسهاش كه پايين اومد! اين عكسها مال يه سال ديگه ست كه عباي فلاني سياه بوده و نه شكلاتي! اينم عكساي اون سال...فقط از فرش قرمز رد نشده و... فلاني تو فلانجاي فيلم بازيگر بوده من ميشناسمش فلاني گفت تكذيب ميكنم نميشناسمش يك جمله تعريف بيكاري تغيير كرده... دولت بالاخره 3 برابر كار كرده يا 16 برابر؟! توي عكس بالا سر فلاني الخليج العربيه نوشته...تحقير شديم! نه خير العربيه به الدول برميگرده نه خليج و . . . وجه اشتراك همه ي اينها: جزئي اند !!! (به سخيفترين شكل ممكن!) اما ما تقصيري نداريم ما تقصيري نداريم كه سرگرم اينها ميشويم ما تقصيري نداريم كه تمام مبناي "تحليل"(!!!)مان را بر اين اساس ميچينيم ما تقصيري نداريم كه هر چه جز اينها را "توهم" ميناميم! ما اينطوري تربيت شده ايم! با همين درسهايمان! دانشگاه ما را 4سال اينطور بار آورده : كه تز دكتريت(حاصل چند سال عمر!) يافتن راهي براي 10درصد زودتر به جواب رسيدن فلان معادله در جواب فلان مسئله در گوشه ي فلان مبحث باشد... يك ترم تمام هم و غم شبانه روزت "حل معادلات ناپايداري شبكه ي فشار قوي اي باشد كه دچار اتصال كوتاه سه فاز به زمين شده"... حالا اين نوع اتصال كوتاه چندبار در عمر شبكه رخ ميدهد؟ چقدر خطرناك است؟ اصلا چه شكلي ممكن است رخ بدهد؟ ...حضرت استاد: خب لابد يك گربه اي 4تا پايش را به اين سه تا خط و زمين وصل كرده ! (و بماند كه اين گربه ي آكروبات باز ماجراجو، در مقياس فشار قوي بايد "اژدها" باشد!!!) استاد هم تقصيري ندارد! اين دكتر محترم و دانشجوهايش فقط موظفند به حل اين معادله ها. پيچ و مهره را چه به سر از كار كليت دستگاه در آوردن؟! عادت كرده ايم "مورچه وار" فقط "تك جمله"ها را ببينيم و فقط جزئيات را بفهميم. و جالبتر اينكه با اين وسعت ديد مورچه اي داعيه ي "تحليل"مان هم گوش فلك را كر كرده!!! "تناقض" كشف ميكنيم (مراجعه: همان مثالهاي اول بحث!) و درغگو ميشناسيم! و كيست كه تناقضات عظيم اين كل منسجم را بفهمد؟؟؟ آنجا كه "حق انتخاب" را تعريف ميكند... "مديريت ذهن" را هم در كنارش برسميت ميشناسد! آنجا كه نهاد تزوير(ببخشيد! فرهنگي!!!) اش با آن حجم مخارج (هاليوود...كه شما بهتر از بنده در جريانيد!) جز در اختيار نهاد "زر" نمي تواند باشد! دانشجو (و استاد!) در نظام متمدن نبايد توان درك "استعمار فرانو" را داشته باشد! حضرات كارشناس اقتصادي(كه هنوز از داغ كوتاه شدن دستشان از مديريت بودجه ميسوزند) ، آن وقتي كه غرب سخاوتمندانه داشت نظريات "اقتصاد آزاد" را به اذهانشان پيشكش (بخوانيد: جاسازي!) مي كرد؛ نبايد خبردار مي شدند كه هيچ وقت اين تئوري در امثال انگلستان پياده نشده !... نبايد بفهمند كه اين استعمار بود كه بريتانيا را كبير كرد !!! ... بلكه بايد ياد بگيرند كه استعمار اصلا مفهوم "علمي" نيست! ... استعمار بله در گوشه اي از اوراق تاريخ بوده... و امروز به يمن تمدن فخيمه ي ما نيست و اگر هم حالا چيزي ميبينيد توهم از شماست! اربابان مترقي ما هنوز صلاح نديده اند كه "نظريه ي حكمران خوب" را استادان MBA ما بفهمند چيست! (پس اگر احمدينژاد گفت با من از دانشگاههاي دنيا تماس ميگيرند راجع به الگوي سفرهاي استاني؛ بتشخيص اين حضرات اساتيد و دانشجوهايشان ، توهم است !!!)
سيستم آموزشي براي اينكه "انسجام" آن كل منسجم را برهم نزند بايد ما را اينطور تربيت كند... و سيستم رسانه اي هم براي اينكه "انسجام" اين كل منسجم را برهم نزند بايد ما را اينطوري تغذيه ي خبري كند... ( كه اگر جوان آزاده سرش را بالاتر از اين جزئيات آورد و نظري به "كليت" اين كل منسجم انداخت و انبوه تناقضات غير قابل اغماض را ديد؛ اولين چيزي كه تهديد ميشود همان "انسجام" است... ! ) ما بايد جزئي ببينيم تا تمدن عظيم عالَم تمدن عظيم بماند... بايد "جزئي بفهميم" و اين تنها چيزيست كه ما مي فهميم و مردم نه ! و من افتخار ميكنم و شكر مي كنم كه مردم اينطور نميفهمند! مردم دل به اين بازيهاي مورچه وار سخيف نميدهند مردم "كل" ميبينند مردم شرقي اند! مردم "انسان"ند مردم زنده اند و هنوز پيچ و مهره نشده اند...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ساعت 16:1 توسط فروزنده
|
||
|
|
|
|
|
می تونم بگم:
۸ سال اول بعد از امام : چشاندن شیرینی (و نشعگی!) مدرنیته به ملت + "تغافل" نسبت به کنه ارزشها(جای ارزشهای مارا عرضه ی کالا گرفت...)+ "تابو"کردن ارزشها (مخالف هاشمی مخالف رهبر است مخالف رهبری دشمن پیغمبر است) ۸ سال دوم بعد از امام : شمشیر از رو بستن در برابر "ته مانده های محتوای ارزشی جامعه" ! (خشونت کربلا ژاسخ به خشونت بدر و احد بود...)(با وجه به زمینه سازی ۸ سال قبلی یعنی در شرایطی که ژدیده ای بنام "ارزش" کاملا "خشک و متحجر و متصلب و در نتیجه شکننده شده!" و از طرفی دیگر شکستنش هم چندان به حال مردم و آب و نان و رفاه و آزادیشان متفاوت نیست!) ۸ سال سوم (با وقفه ی ۴ ساله ای که احمدینژاد ایجاد کرد!!! و البته نشان داد که مردم "یک نیازهایی هم به قداست دارند") : باز تعریف مذهب به شکلی "غیر مزاحم" (قیاس کنید با روندی که غرب طی ۳۰۰-۴۰۰ سال طی کرد!)
اما اینطور نمیگم که نه امنیتی باشه و نه توهم توطئه!!! بجاش می گم: هنوز دارم میسوزم از تاکید چندباره ی اون کاندیدای محترم تو فیلمش بر "(با احساس بخوانید این جمله ها را!)عجیب دورانی بود دوران دفاع مقدس... عرفانی بود... مردم اهل فداکاری بودند... اسلام بود... دیگه تکرار شدنی نیست" ... این "قداست دست نیافتنی"معنی ای بجز سکولاریسم داره ؟؟؟
پانوشت۱. و البته این درد (سکولاریسم) را بلد نیستیم چطور باید به مردم گفت؟ و البته بلدیم به مردم بگوییم خانمی که توی فیلم موسوی گریه میکرد برای پسر معتادش، بازیگر بود !!! پانوشت ۲. (با توجه به پانوشت ۱) اگه خدا خواست و فلسفه علم امسال نشد؛ سال بعد میریم سراغ چیزی تو مایه های کارگردانی یا مستندسازی یا خلاصه چیزی که "زبونی که مردم بفهمند" بهمون بده ! اینقدر لال بودیم که ۱۳آبانمون رو کسی بجز معصومه ابتکار نباشه که روایت کنه ... "دا" یه سال نگذشته به چاپ چهل و چندم برسه و باز علم دفاع مقدس بیاد رو دوش خاتمی بدون اینکه صدای کسی دربیاد... انحراف از آرمانهای امام اون ۱۶ سال در امنیت و این ۴ سال در خطر ارزیابی بشه (!!!) و هیچکس سوالی براش پیش نیاد ... و خواهیم رسید به روزی که بچه هامون بخونن: "علت انقلاب ایران رویت عکس امام در ماه بود"!!! ... پانوشت ۳. چرا توی پانوشت ۲ و دو سه تا مطلب قبلی اینقدر روی این خطر دارم تاکید می کنم؟ یه چیزهایی شاید تنها "سلاح "های کارآی این جبهه ی حق توی دنیاست. سلاحهایی که "مفت"توی دست نسل ما قرار نگرفته ... "خمینی" یکیش...! حالا بزرگترین خطری که میتونه یک مبارز رو تهدید کنه "کُند شدن تیغ و زنگ زدن تفنگ و نم کشیدن باروته"!!! این اتفاقیه که جریان میرحسین (و باقی قسمتهای این جبهه که تو پست قبلی اومده) خواسته یا ناخواسته داره انجام میده... به جمله های زیر عکسهای امام توی دانشگاه کسی دقت کرد؟ و به آرم موسسه ی حفظ و نشر... (سر غزه هم همین مسئله ی "خلع سلاح ما" گاهی خیلی مشهود بود مثلا از جانب صداوسیما که فعلا بگذریم) پانوشت ۴. جالبه که حرف هم در این زمینه ها کم نیست! بیوتن امیرخانی تمام قد روضه ی "سکولاریسمی بود که شاخ و دم نداره" همه ی لااقل نخبگان(!) هم خوندنش...نشت نشا ایضا... مناسک حج ی که هر دانشجوی معمری یه دور خوانده ش... "راه" جلیلی اینا و... حرف کم نیست. حتی "خوانده و شنیده" هم می شوند ...ولی چرا تفاوتی حاصل نمیشه ؟؟؟ پانوشت ۵. عجب صراحتی داره این احمدینژاد!!! او هم از این حرفهای ما بچه دانشجوها؟!(و باز هم جواب های سمبلیزیشن از میرحسین نازنین امام!مشابه بچه دانشجوهاش ) با(بی) اجازه میخوام از کل مناظره ی امشب همین یه بند رو بچسبم: - موسوی: دولت قانونگریز است.مثلا مصوبه ی مجمع تشخیص را که بلندترین مرجع تصمیمگیری ست و نظر رهبر را هم دارد اجرا نکرد؟ - احمدینژاد: اگر اجرا نکرد همان قانون میگوید به دیوان عدالت اداری شکایت کنید! - موسوی : شکایت کنیم؟! آخه این طرز برخورد با ریش سفیدهای کشور است؟!!! و ماجرا همین است... قانون یا ریش سفیدها ؟!
پانوشت ۶ . تا آنجا که مطالعات ما قد میدهد امام شدیدا مخالف بودند با اینکه "دعوای سران نظام به فضای عمومی و رسانه ای بکشد" (توی جریانات بنیصدر و حزب و بعد هم همین دولت جنگ و رئیس جمهور و مجلس...) خیلی کنجکاوم ببینم نظر رهبر راجع به چنین مناظره ای چه خواهد بود؟! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ساعت 22:53 توسط فروزنده
|
|
||
|
|
|
|
|
این کلمه را، اولین بار، 12 سال قبل شنیدم! از آن صداهای ناشناسی که تلفن می زدند خانه مان و فحشهای سیاسی و غیر سیاسی(!) میدادند.و همینقدر فهمیدم که یکجور حرف بد است که آدم باید از شنیدنش بهش بربخورد! کم کم که مخاطب تریبونها و روزنامه های رایج آنروزها شدیم، دستگیرم شد که به آدمهای مذهبی مخالف خاتمی(و بعدتر مجلس ششم) میگویند و در مقابل "اصلاحطلب" (بعدها معادلا واژه ی نارسای "اصولگرا"هم در کنار این دو واژه ی نارسای قبلی وارد شد!) بکار میرود. منظورشان هم این است که این آدمها سعی دارند این وضع موجود جمهوری اسلامی را حفظ کنند با همین "حاکمیت اجباری اسلام"ش و با همین گولایت فقیه"ش و با همین "نظارت استصوابی"ش...و با اصلاح در این موارد مخالفند. بزرگتر که شدم فهمیدم این کلمه را ما ایرانی ها ابداع نکرده ایم و مثلا آمریکا هم یک جناح موسوم به محافظه کار دارد! بزرگتر که شدم از ره بر شنیدم که "محافظه کاری قتلگاه انقلاب است" !!! (با داده های قبلی متناقض به نظر میرسید!اساسا محافظه کارها را "محافظ انقلاب" میدانستند!) باز هم که بزرگتر شدم به مفهوم "انقلاب" فکر کردم...قلب... زیر و رو شدن...تغییر...تحول...شدن...صیروریت...بله ! "تلاش برای حفظ وضع موجود" یعنی فاتحه بر انقلاب ! (اساسا "حفظ" ِ یک جریان با حفظ یک عتیقه ی ساکن و راکد تعریف یکسانی ندارد!) ... و انقلاب وقتی پسوند اسلامی هم گرفت، یعنی تحول همه چیز به سمت اسلامی شدن ! یعنی تحقق "الا الی الله تصیر الامور"...و ما با وجود پیروزی 57 تقریبا هیچ چیزمان هنوز اسلامی نبود! و انقلاب باید ادامه می یافت!(باید ادامه یابد!) حرف دوم هم توی ادامه مطلب مطلب مرتبط: تنش زدایی؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ساعت 20:46 توسط فروزنده
|
|
||