|
|
|
|
|
یه عده ای با ولع دندان تیز کرده ند برای انقلاب، این تنهاترین آزاده ی دهکده ی اسیر جهان...پشت کرده های به وطن، از نیویورک نعره ی مستانه ی "آزادی" سر میدن!!! ...مرفهین بیگانه با قدس ، از روز قدس ما "حق"شان (!!!) را می خواهند!!!...دلدادگان امریکای مطرود ِ ملت و دانشجوها ... تائبین ِ از خط امام، به "13 آبان" طمع ورزیده اند...یه عده در داخل ، واقعا با تمام وجود از "رژیم سفاک جمهوری اسلامیگ منزجرند و "خونخواه همرزمانشان" !!!. . . عزیز بزرگواری ... تمام دارایی ِ مبارزین و پابرهنگان عالم... ره برمان، بنابر ادعای خودمان!!!، ... سالهاست راه مان می نماید...می نماید؟... نه! دستمان را گرفته... قدم قدم ...(سمنان... فردوسی...شیراز... دیدار نخبگان ... افطاری تشکلها... علم و صنعت... و...) حالا تا اینجا فهمیدید؟...حالا احتمالا به این مشکل برخواهید خورد؟...و... قدم به قدم... به قاعده ی یک مربی...امیدوارست به ما...!!!هنوز هم... حتی در این چندماهه که بارها مجبور شد تصریح کند "این را هم من باید براتان بگویم؟!"... "چقدر گفتم؛ چرا نکردید؟!"...باز هم امید دارد به ما... به چه چیز ما؟! ... نمی دانم...ما چه می کنیم؟هی دستمان را از دستش می کشیم... دستی که خودمان، با ایمان، به دستش داده بودیم...!( می دانیم... بدون دست او گم خواهیم شد...!)دست خودمان نیست آخر! ...( با عرض پوزش) مگر "تام" وقتی چشمش به "جری" می افتد دست خودش است که به سمتش برود یا نرود؟!بعضی ها را که می بینیم ابراز وجود می کنند دامن از کف می دهیم...( نگوییم "غیرت"...! ... مگر نفرموده بود "حتی اگر عکس مرا پاره کردند..." .......چه رسد به اینکه فقط چهارتا سینی غذا به زمین کوبیده شود و چهارتا شعار...)چشممان که به بعضی ها می افتد ...دامن از کف می دهیم... و واکنشهایی کاملا قابل پیشبینی ... (عجب اسباب بازی بانمکی هستیم برای بازی گردان ها...!)دامن از کف می دیم... حتی حاضریم به هم دیگه ... حتی به خودمون ...دروغ بگیم...برای این تمایلمان ، خلاف راه او، هزار و یک جور "بهانه"ی قشنگ جور کنیم !!!به او هم می توانیم دروغ بگوییم؟... نمی دانم... سعه ی صدرش بیش از آن است که بفهمیم که فهمیده یا نه؟!بدتر حتی...! : سفت ایستاده ایم همینجایی که هستیم... و فقط هرچه می گوید "تکرار می کنیم"... (جبهه ای را تصور کنید که فرمانده ش می گوید "آتش" و همه فقط تکرار می کنند "آتش" ! بعضی ها هم البته وقتی تکرار می کنند از فرط "شوق" اشکشان هم جاری ست!) هر از مدتی هم به نشانه ی "پای بندی"مان ...چفیه ای چیزی ازش به تبرک و یادبود می خواهیم!!! ولی ما کماکان "ایستاده ایم" !!! ...خدا.......یا.....! یعنی تا کی تحمل می کنی این ظلم ما را... به عظیم ترین نعمتت... ؟؟؟؟؟ تا کی به ما امیدوار خواهد ماند...؟؟؟؟ . . . پ.ن.1. راهپیمایی دیروز بچه ها (از مسجد تا ابن سینا- بعد از نماز ظهر) خیلی خوب و سالم برگزار شد... جای تشکر داره واقعا...بعد از عمری صدای "مرگ بر آمریکا" تو شریف پیچید...
مظهر شیطان تویی دشمن انسان تویی ای همه اهریمنی سرخط فرهنگ تو... آمریکا حتی اگر هیچ جنگی هم براه نیندازد دشمن است..... شیطان است... بدون جنگ حتی شیطان تر است بدون ۵۰۰۰نفر در ۱۱ روز کشتن حتی دشمن تر است "برای انسان" گذشت روزگاری که "مارکس" "سر کار برود" و ملتی را سر کار بگذارد که "حق کارگر را بیایید از کارفرما بگیریم!!!" زمان زمان دست بدست هم دادن کارگر و کارفرماست... علیه "انسان" زمان زمان دستور العملهاییست از قبیل "شایسته است به کارگری حقوق بدهی تا جایی را بکند...و به کارگر دیگر حقوق دهی تا همانجا را پر کند... در اینصورت هر دو پول دارند و می توانند خرید کنند و چرخ اقتصاد آزاد می چرخد" و شایسته است سعید حدادیان همین یک دستور العمل را بجای هر روضه ای بخواند و امت حزب الله بمیرند از این درد... تنها بلندگو و تنها حلقومی که حق دارد حرف بزند و اطلاعات بدهد در جهان حضرت امپریالیسم است تنها استادی که حق دارد مغز "همه ی انسانها" را در طلایی ترین مدت عمرشان به کار بگیرد...به نام علم و دانشگاه... حضرتا امپریالیسم است تنها کدخدایی که حق دارد حق و باطل را بین مردم قسمت کند حضرت امپریالیسم است تنها کسی که حق دارد نیروی نظامی و "هرگونه سلاحی" "برای دفاع از بشر!!!" داشته باشد حضرت امپریالیسم است تنها کسی که علم را از غیر علم مشخص و ممتاز می کند حضرت امپریالیسم است تنها "خوش سلیقه ای" که طرح لباس و دکور منزل و آرایش صورت و موسیقی و هنر و ......... را خوب می تواند بزند ...حضرت امپریالیسم است تنها دانایی که صلاح ملتها را بهتر از خودشان می داند و تصمیم میگیرد که چه زمانی "لیاقت دموکراسی دارند" (!!!!) حضرت امپریالیسم است کدام آزادی برای انسان باقی مانده؟؟؟؟ "شهروند خوب" آسته می رود و آسته می آید... چرخ صنعت و اقتصاد امپریالیسم را می گرداند...(معذرت می خوام درست مثل همان موجود بی زبانی که چرخ آسیا را...!) شهروند خوب ...درس می خواند... مهندس یا اقتصاددان یا جامعه شناس می شود... مهم نیست! هرکجای "دنیای علم" که برود خوب است!... جای هرکدامشان قبلا برای خدمت به حضرت امپریالیسم درنظر گرفته شده! چه فرقی میکند مهندسی باشی که در گوشه ای مسئله های صنعت حضرت را حل کنی... بی آنکه بدانی(تو را همان بس که جایزه ی علمی فلان اعطایت کنند!!!) یا جامعه شناسی باشی که لالایی "نهادهای مدنی" به گوش این جماعت برده بخوانی...
امروز ۱۳ آبان بود... ۳۰ سال قبل در چنین روزی عده ای "بچه دانشجو" حضرت امپریالیسم را وادار کردند بر سر میز مذاکره "تعهد دهد که در امور شما دخالت نمی کنم" !!! (به این مسئله فکر کنیم... "شکست" چه معنایی داره واقعا؟) امروز ۱۳ آبان است مترو در ایستگاه های قبل و بعد از لانه (دروازه دولت-طالقانی-هفت تیر) توقف ندارد امروز ۱۳ آبان است همه جا پلیس ضد شورش ایستاده. موتورهای سه پشته ی نوجوانهایی با باتوم می گذرند...خانمی دستش می لرزد "چی کار کنم؟! مسیرم امروز سمت میدون آزادیه" (نمی فهمم ربط موتورها با این خانم چی بود؟) امروز ۱۳ آبان است در و دیوارها و ادارات و میدان ها و... همگی پر اند از بنرهای "گرامی باد...روز استکبارستیزی".... امروز ۱۳ آبان است اتوبوس ها بچه ها را از مدرسه ها می آورند... امروز ۱۳ آبان است جلوی لانه سرودهای لوس دانش آموزی پخش می شود و مجری برنامه فریاد می زند "صلواتی بفرست که تو عمرت نفرستادی!!!"... امروز ۱۳ آبان است امپریالیسم هنوز حکومت می کند بر دنیا... یک گوشه ی دنیا هم... ایران ما مگر برای حکومت حتما باید شاه دست نشانده یا لانه ی جاسوسی ای درکار باشد؟! عصر اطلاعات است ناسلامتی!
. . . امروز ۱۳ آبان است... کتاب چیستی علم را توی کیفم با خودم اینور و آنور می کشم!... "میانترمها در راهند"... راه شکستن حضرت امپریالیسم را از دل همین دانشگاه خودش ...می توان یافت... به شرط هایی البته... اگر خدا بخواهد ... موسی ها در قصر فرعون پرورده می شوند... امروز ۱۳ آبان است... کتاب چیستی علم را توی کیفم با خودم اینور و آنور می کشم!... "میانترمها در راهند"...
... البته بحمد الله دوستان بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوند...
البته عیب او جمله بگفتی...هنرش را نیز نباید از قلم انداخت! بچه ها (ی بسیج و گروه های مذهبی شریف...اگه اشتباه نکنم) بعد از حرکت قابل تقدیر ۱۲آبان روز ۱۳ آبان هم اقدام به راهپیمایی باشکوه تری کردند...(که چنانکه مشهوده بعلت مسائل امنیتی بنده توفیق حضور نیافتم! ولی بشرح حاضرین: )
ضمنا... امروز(۱۶ آبان) هم بالاخره دوستان وارد فضای منطقی گفتگو شد! ... این یعنی بلوغ فضای دانشجویی! . . . گفتگوی آزاد و بدون دعوای دوطرف... با حضور دکتر شمس اللهی و دکتر وثوقی وحدت (استادهای برق) ... البته بالطبع تجربه ی اول و طبیعت خود بحث...کسی توقع نداشت که جلسه به تعیین قطعی حق و باطل برسه... ولی خب بعنوان گامهای اول مبارک است انشاالله! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸ساعت 9:8 توسط فروزنده
|
|
||