میگویند "سختی آدم را میسازد, بزرگ میکند"… میگویم سختی یک جامعه را, یک شهر را هم بزرگ میکند, بالغ میکند, خودآگاه میکند..."جدی میکند"… مردم کازرون این چندسال خیلی هزینه دادند بابت "جدی نگرفتن انتخابات"… شهرشان تجزیه شد, در آتش سوخت,چهار جوانشان بیگناه کشته شد, خیلی هاشان زندان کشیدند(بخاطر سیستم قضایی و امنیتی ناسالم حاصل از انتخابات جدی گرفته نشده ی قبلی!) ازطرف رسانه های ملی سانسور شدند,تهمت فتنه گر خوردند..
تنها حامیشان, امام جمعه شان را هم که رمضان گذشته از آنها گرفتند... شاید همینها باعث شد که کازرون امسال انتخابات مجلس را جدی بگیرد..
قبلا نوشته بودم, انتخابات مجلس در کازرون دو بخش دارد:بخش مرکزی پیاده نظام دعوای زرگری
دو قبیله ی سیاسی پایتختنشین میشود. و بخشهای تابعه, درگیر دعوای قومیتی, هر منطقه ای بدنبال کاندیدای زاده ی خودش..حالا تا در این دعوا زور کی بچربد.. امسال, هم عموم مردم, هم رجال سیاسی شهر,
چه آنها که چشم یاری از #مؤتلفه و #سپاه و #اصولگراها داشتند,
چه آنها که امید به #دولت_بنفش و #اصلاحطلبان پایتخت بسته بودند,
همه , فهمیده بودند "هیچکس به فکر آنها نیست" …
زخم انتخابهای سیاسی قومی به تنشان مانده بود... زخم به یکدیگر اعتماد نکردن...زخم همشهری و #هم_سرنوشت را بخاطر دعوای دیگران,دشمن فرض کردن,
زخم امید داشتن به بیرون.. کازرون امسال با کازرون همیشه فرق داشت
اما شاید اگر کاندیدایی نمیامد که با کاندیداهای همیشه فرق داشته باشد, این زخمها کازرون را فقط ب ورطه ناامیدی میکشاند...
شاید همین فکرها بود که جوانترهای شهر را روانه کرد دنبال این کاندیدای متفاوت... جوانهای دهه شصتی و دهه هفتادی بودند که به اصرار دکتر عباسی را به کازرون آوردند, او هم, شاید در پی درخواست دوسال قبل شهید خرسند, و اصرار امروز این بچه ها, پذیرفت...
کسی که افتخار کشور بود و پسوند نامش "دوانی", اما پیش ازین هیچوقت در شهر اجدادیش نزیسته بود... منتها آدمی بود که هرکاری بعهده گرفته بود, برایش کم نگذاشته بود... آدمی که هیچوقت پرونده ی "بیشتر دانستن" را نبسته بود, حتی تا شصت سالگی! دور افتاد به شناختن کازرون, ظرفیتهاش, ظرفیت طبیتعش, کشاورزی اش, صنعتش,تجارتش, علم و دانشگاهش,آدمها و صاحبنظران و فعالین و دلسوزانش, و نیازهایش.. و راهکارهای ممکنش..
همین تعهد و تخصص در ترکیب با سادگی بیش از حد دکتر, همین سهل ممتنع بودنش(سخنان ساده اش که گره از سوالات پیچیده میگشود) ,همین شخصیت کاریزماتیک مهر او را روزبروز بیشتر به دل جوانترها می انداخت.. و #وسعت_نظر و مشی #غیرسیاسی اش ، به خاطر #سازگاریش_با_هرکه_دغدغه_ی_پیشرفت_و_خدمت_داشت ,باعث شد کم کم بزرگترهای شهر هم به دنبال جوانان, دست یاری به او و دست اتحاد با هم بدهند.. (حساب اقلیتی که دغدغه ی منافع کدخدا را ، و نه پیشرفت شهر و کشور را دارند جداست البته)
و نگاه جامعش که "کل منطقه باید پیشرفت کند تا گره از کار هر بخش باز شود" اعتماد مردم بخشهای مختلف را هم به او جلب کرد
دکتر برای رای آوردن #خرج نکرد..اعتماد کرد, به ایمان و همت مردم.. درشهری که خرید و فروش رای روال اغلب انتخاباتها بود, دکتر تا شب آخر مثل یک #معلم_اخلاق بین هوادارانش ایستاده بود و میگفت "مجلس چه ارزشی داره که بخاطرش کسی آخرت خودشو خراب کنه؟!"…
دکتر عباسی پیروز شد؟
نه!
مردم کازرون پیروز شدند...
#احساس_مسؤلیت_شهروندی پیروز شد
#اخلاق پیروز شد...
حتما در این پیروزی, دعای #امام_جمعه_شهید_شهر پشت سر مردمش بود
پ.ن.۱. حواسمان باشد, دکتر قرار نیست 'به تنهایی" سوپرمن شود یا شق القمر کند, موفقیتها پیش روی شهرسبزمان است, #اگر همچنان #با_هم_باشیم و مثل همین انتخابات, یکدیگر را و او را در خدمت به شهر یاری کنیم...
پ.ن.۲. امید است حضور دکتر عباسی در مجلس, نه تنها برای کازرون, بلکه برای کل منطقه جنوب غرب, و بلکه کل کشور مفید باشد, ازین بابت بنظرم دوستداران دکتر و دغدغه مندان پیشرفت کشور, یک #دستمریزاد به #کازرون_نجیب_قهرمان بدهکارند... این مردم بزرگوارند, بی مهری های مرکزیت را سالها بخشیده, حالا هم میبخشند
برچسبها:
دکتر فریدون عباسی,
انتخابات مجلس یازدهم,
کازرون,
اخلاق سیاسی