|
|
|
|
|
1. محافظه کار ! این کلمه را، اولین بار، 12 سال قبل شنیدم! از آن صداهای ناشناسی که تلفن می زدند خانه مان و فحشهای سیاسی و غیر سیاسی(!) میدادند.و همینقدر فهمیدم که یکجور حرف بد است که آدم باید از شنیدنش بهش بربخورد! کم کم که مخاطب تریبونها و روزنامه های رایج آنروزها شدیم، دستگیرم شد که به آدمهای مذهبی مخالف خاتمی(و بعدتر مجلس ششم) میگویند و در مقابل "اصلاحطلب" (بعدها معادلا واژه ی نارسای "اصولگرا"هم در کنار این دو واژه ی نارسای قبلی وارد شد!) بکار میرود. منظورشان هم این است که این آدمها سعی دارند این وضع موجود جمهوری اسلامی را حفظ کنند با همین "حاکمیت اجباری اسلام"ش و با همین گولایت فقیه"ش و با همین "نظارت استصوابی"ش...و با اصلاح در این موارد مخالفند. بزرگتر که شدم فهمیدم این کلمه را ما ایرانی ها ابداع نکرده ایم و مثلا آمریکا هم یک جناح موسوم به محافظه کار دارد! بزرگتر که شدم از ره بر شنیدم که "محافظه کاری قتلگاه انقلاب است" !!! (با داده های قبلی متناقض به نظر میرسید!اساسا محافظه کارها را "محافظ انقلاب" میدانستند!) باز هم که بزرگتر شدم به مفهوم "انقلاب" فکر کردم...قلب... زیر و رو شدن...تغییر...تحول...شدن...صیروریت...بله ! "تلاش برای حفظ وضع موجود" یعنی فاتحه بر انقلاب ! (اساسا "حفظ" ِ یک جریان با حفظ یک عتیقه ی ساکن و راکد تعریف یکسانی ندارد!) ... و انقلاب وقتی پسوند اسلامی هم گرفت، یعنی تحول همه چیز به سمت اسلامی شدن ! یعنی تحقق "الا الی الله تصیر الامور"...و ما با وجود پیروزی 57 تقریبا هیچ چیزمان هنوز اسلامی نبود! و انقلاب باید ادامه می یافت!(باید ادامه یابد!) و انقلاب اسلامی اولین و آخرین "اعتراض اصیل"(نه اعتراضهای روبنایی و مقطعی و بدون پشتوانه ی ایدئولوژیک) به "وضع موجود جهان" است ! به نظم دوقطبی "سلطه گر – سلطه پذیر" (مثل وقتی که آدم سوار بر اتوموبیل است، گاهی حرکت اتومبیل را احساس نمیکند و در عوض اطراف(دنیا!!!) را در حال پیشرفت در مسیر مخالف میپندارد!!!)
2.....تجربه ی ... "خب اینها(اشاره به جزوه های تداوم مهر) هم مثل "فأین تذهبون" ! یه نفر نیم ساعته 100 تاش رو پخش میکنه دیگه!" (و تذکر دوستان هم به گوشمان نرفت که بابا این خییییلی فرق داره!) ... فرق داشت ! خیییلی فرق داشت !سر هر یه دونه ش لااقل 10 دقیقه جواب باید پس میدادی! اینجا بای دیفالت تو محکومی!(البته فقط بای دیفالت!)... اینجا کسی "سوالی که ذهنش رو اذیت کنه" نداره!... اینجا همه احساس میکنن همه چی رو میدونن !!! بخصوص اگه نفر اول تو هر واگن مترو از گرفتن جزوه امتناع کرد(؟؟؟!!!) دیگه کسی تو اون واگن جزوه را نخواهد گرفت بلکه طوری هم نگاهت میکنن که انگار...! اینجا اگه یکی یه جزوه گرفت ، این تویی که باید 4-5 بار از بزرگواری و لطفش تشکر کنی !!!... اینجا بعضی ها صریحا میگن "تبلیغ احمدینژاد نباشه!" بضی میگن"تبلیغ میخواد چکار؟ خودش رای میاره!" بعضی دیگه هم همین جمله رو بعلاوه ی "انشاالله" میگن!... اغلب تصور میکنن تو حتما عمله ی دولتی که داری ... و کاش این تصورو کسی صریحا به زبون میاورد تا تو بتونی بگی این سید بنده ی خدا 5000تومن و 10000تومن از بچه ها کمک جمع کرده!!! حرفهای این تو نتیجه ی تحقیقها و بحثها بچه ها بین کلاسهاشون و بعد نماز و ...ست... تجربه ی خیلی بدی بود... سخته که ببینی مردمت ه ی چ اشتیاقی به دونستن ندارن...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ساعت 20:46 توسط فروزنده
|
|
||