***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

۱ تجمع دیروز و...

داشتم به تجمع دیروز فکر می کردم و طبق معمول سعی میکردم یه بهانه ای پیدا کنم برای محکوم کردن ِ خودم که "چرا رفتی ؟و..." و در دسترسترین بهانه همون موجه ترین بهانه بود : "مشکل از سیستم علیل ِ قضاییه! درست مثل همه ی سیستمهای علیل ِ دیگه! ... شما دانشجوها اگه واقعا پی ِ اصلاحید دنبال اصلاح سیستم باشید! و بدونید که قرار نیست امروز یا فردا جواب بگیرید ، بشینید بخونید ، بشینید ، فکر کنید، بشینید مباحثه کنید اقتصاد اسلامی ، مدیریت اسلامی، و حالا ... مثلا نرم افزار قضایی ِ اسلامی generate کنید! رسوندن جمهوری به اسلامی که کار تجمع و تحصن و داد و بیداد ِ ضربتی نیست!و... " "یا شاید هم می خواید از زیر سختی ِکار فکری  در برید که می ریزید به خیابون و ..." ... آها!- ضمن اینکه هیچکدوم از این توصیه ها رو رد نمی کنم !- همینجا مُچم گرفته شد! :"می خواید از زیر کار سختی که وظیفه تونه شونه خالی کنید، مشکل همینه! قوه ی قضاییه تو مبارزه با مفاسد اقتصادی کم میذاره(از خوشبینانه ترین نگاه!) دقیقا به همون علتی که دانشگاه  تو مبارزه با "وابسته مسلکی" کم میذاره! "عادت کردیم" به نشنیده گرفتن توصیه های رهبر! کسی که( به کرات لااقل به خودم اثبات شده که) موضوع شناس ترین صاحبنظر(بعبارت بهتر: صاحب تریبون!) امروز ایرانه ، مشکلات رو بهتر از هر کسی و، انگار ، نزدیکتر از هر کسی تشخیص میده و راهکارها و استراتژیهای عمیق و در عین حال عملی رو طراحی و به دست  تو(دانشگاه) یا قوه ی قضاییه یا صدا و سیما یا آموزش و پرورش یا حوزه یا شورای عالی انقلاب فرهنگی یا دولت یا ... میده و دقیقا هم به این دلیل که هر کدومتون رو بهتر از خوتون میشناسه! پس کار همه ی ما مشخصه ، به محضی که ادعا کنیم رهرو ِ رهبر می خوایم باشیم! حالا اینو میذارم کنار جواب یه استفتا از خود رهبر: انجام منکر یا عدم انجام معروف یک گناه است و ترک امر به معروف و نهی از منکر یک گناه ! ارتکاب یک گناه که دلیل بر ارتکاب ِ گناه دیگر نمی شود!... بله! مسئله ی تجمع مسئله ی عامل منکر(یا بگو تارک معروف) ی بود که یکی مثل خودش را  نهی از منکر (یا امر به معروف ) می کرد! تازه از حاشیه ش شاید یه تلنگری به خودم خورد که ... یا شاید بواسطه ی ترک گناه ِ دوم خدا عنایتی کرد و کمک در ترک اولی هم ...!بالاخره آدمی با امید زنده س!

+ یکی از دیدنی های تجمع "خواهران دانشگاه اصفهان" بودن که قبل از خوندن بیانیه و ایراد شدن سخنرانیها به اشد وجه از دادن مصاحبه با خبرنگارها اجتناب داشتن و بعدش شدیدا از همون خبرنگارها استقبال داشتن و همدیگ

ه رو تشویق  و توصیه به مصاحبه میکردن! علت رو که جویا شدم گفتن "باید موضعمون مشخص شه ـیعنی با سخنرانی هاـ" و نکته ی جالب همینجاس که حضرات خواهران عزیز اینهمه راه از اصفهان کوبیدن اومدن و هنوز نمیدونن "موضعشون چیه؟!!!" و برای هزارمین بار خدا رو شکر کردم که ما لااقل...!

 

 

۲- انت الدائم وانا زائل ... !

اما امروز از کنار نمایشگاه کتاب همکف ابن سینا که رد میشدم(راستی دیروز هم قریب به 1ساعت با کتابهای نماشگاه همکف شهید رضایی بودم!) یک آن احساس کردم باید جدا یه چیزی رو شاکر باشم! :از روزی که یه دبیرستانی ِ وطنپرست(!) بودم تا امروز که نمیدونم چی ام(؟!)  ـ با همه ی تطورات ذائقه ی مطالعاتیم ـ همواره جذب کننده ترین کلمه و هیجان آور ترین عدد برام "انقلاب" و "57" بوده! خدا رو شکر!

 

 

سر فرصت حتما دستی هم به سر و روی قالبِ حجره ی "مجاز"یم میکشم انشاالله!علی الحساب ممنون که می تحملید!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ساعت 9:28  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده