|
|
|
|
|
بنظر شما این دوتا حدیث ربطی به هم ندارند ؟ : حدیث اول : وَلَدُکَ اَمیرُکَ سَبعَ سنین و اَسیرُکَ سَبعَ سنین و وزیرُکَ سبعَ سنین (فرزند ِ تو ، امیر ِ توست تا 7 سال و اسیر ِ توست تا 7 سال و وزیر ِ توست تا 7 سال.) یعنی 7 سال اول برای جلب ی اعتماد ِ کودک به والدین و اطمینان ِ او به دلسوزی و در عین ِ حال توانمندی ِ آنها . در نتیجه این کودک براحتی می تواند "اوامر و نواهی" ِ والدین را در مرحله ی بعدی بپذیرد یعنی برای دوره ی 7 ساله ی دوم ِ تربیت آماده است : آشنایی با "حدود" و خط قرمزها ، ارزشها و ضد ارزشها ، بعبارتی" آموزشهای تئوریک ِ "لازم برای مرحله ی سوم : سپردن ِ بخشی از "مسئولیت"ها به نوجوان ! برای به بوته ی اجرا و آزمایش گذاردن ِ هر آنچه که تا کنون آموخته ! درگیر شدن با مسئله ها و سعی و خطا در جستجوی راه حل و مجددا یادگیری از بازخورد های راه حلها ! و البته اینهمه با نظارت و پشتیبانی ِ والدین !(مثل وزیری که به واقع "وزر" ِ پادشاه را به دوش میکشد اما آسوده خاطر است که حمایت ِ پادشاه را دارد!) اما این حدیث ظاهرا به همینجا ختم می شود ! بعبارتی وظیفه ی والدین در برابر فرزند تا 21 سال است شامل ِ 3 مرحله آموزش و آماده سازی . اما آماده سازی برای چه ؟! . . . حالا ! حدیث دوم : (هر شب منادی در آسمان ندا می دهد:..) یا اَبنا العِشرین ! جِدّوا و اجتَهِدوا! یا ابنا الثلاثین! لا تَغُرَّنَّکُم الحیاۀ الدنیا! یا ابنا الاربعین! ما اَعَدتم لِلقاءِ ربکم؟ یا ابنا الخمسین! آتاکُم النذیر یا ابناالستین! زرع الآن حصادۀ یا ابناالسبعین! نودیکم و اجیبوا یا ابنا الثمانین! آتتکم الساعۀ و انتم غافلون استاد فلاح امروز با پیشنهاد ِ جدیدی اومده بودند! از طرفی نگرانم که این هم باز با کمکاریهای ِ ما "شهید بشه ! " از طرفی هم اگه جدی بگیریم....! یعنی برداشت ِ محصول ِ 1سال (یا بگو 4 سال حتی!) ...
قسمت اول ـ "آنچه گذشت ـ من و شریف"(موجودی که وارد شریف شد) توی ادامه ی مطلبه ... اگه کسی خواست...! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ساعت 2:6 توسط فروزنده
|
|
||