|
|
|
|
|
۱. عذر می خوام از طولانی شدن ! اما این نتیجه ی به کار بستن همه ی تلاشمه برای خلاصه کردنش ! "... تجدید یک انقلاب ، گاه از ایجاد آن بسی مهمتر و دشوارتر است. روحیه هایی استوار، ایمانهایی راسخ، مغزهایی نیرومند و فکرهایی بیدار و آگاه و فعال لازم است تا بتواند این بار فرساینده را برای مدتی دراز روی دوش نگه دارند . اکنون چه کسی برای اینکار آماده است؟ آن شیعه یی که قیام حسین بن علی را تحمل نمی کند؟ آن شیعه یی که با امام حسن راه نمی افتد؟ بی گمان هر قیام و اقدامی که به اتکائ عناصر ناپخته و تربیت نشده یی از آن قبیل واقع شود فرجامی ندامت انگیز و خسارتبارتر خواهد داشت. تجربه ی توابین(!) و سپس قیام مختار و ابراهیم بن مالک گواه صادق این ادعاست..." "... پس از حسین بن علی همه از راه بازگشتند، مگر 3 نفر؛..." و ماجرا از اینجا شروع می شود امامی (امام سجاد(ع)) با فقط 3 شیعه! کتاب "پیشوای صادق" با بیان دو نگاه به زندگی امام صادق شروع می کند(نگاه اکثر شیعیان: امامی نشسته در خانه، اهل درس و بحث و 4000 شاگرد و مغلوب کننده ی ملحدان در همه ی مناظره ها و ... که برای حفظ این حوزه ی علمی حاضر است در کسوت ِ مقصری پشیمان، منصور ِ عباسی را به ایوب و یوسف و یونس تشبیه کند(!) و از او بخواهد که در برابر ِجهالت ِ(!) شیعیانی که اقدام به قیام کرده اند صبر پیشه کرده و از سر تقصیراتشان بگذرد! و دیگری نگاه برخی مستشرقین: رهبری بی اعتنا به فقر و فلاکت و اختناق ِ حاکم بر امتش...) وبا این تصریح که" این هر دو نگاه ریشه ی واحدی در "سطحی نگری و بی انصافی " دارند..." ، پس از مروری بر مفهوم ِ (فلسفه و وظیفه ی) نبوت و در ادامه ی آن امامت و برشمردن ۴ دوره ی امامت (سکوت وهمکاری(25 سال ِ اول)/ کسب قدرت(5 سال ِ بعد)/ صلح(دورانی که همه ی رسانه ها مطلقا در اختیار دشمن است و... و استراتژی ویژه ی امام حسن که راه امامت و شیعه را از لحظه ی صلح به بعد تعریف می کند،آغاز به کار مخفی شیعه - کتاب ِ "صلح امام حسن پرشکوهترین نرمش قهرمانانه ی تاریخ ترجمه ی همین نویسنده!)/ تعقیب) مفصلا به تشریح و بررسی ِ عملکرد ِ امامت در دوران تعقیب( ۳ امام بعد از عاشورا) می پردازد. "...چه حادثه ی شگفت انگیزی !... پس از واقعه ی عاشورا همه رفتند!همه از راه برگشتند! همه از آینده ی جذاب و دلگرم کننده یی که آنها را به خود میکشید مایوس شدند!از همه ی آرزوها و آرمانهای تشیع صرف نظر کردند. فقط به نام تشیع و به اینکه در دل به امامان عقیده و محبت داشته باشند قناعت ورزیدند... ... یحیی بن ام طویل (یکی از همان فقط ۳شیعه ) به مسجد مدینه داخل می شد و در میان جمع مسلمانان و معتقدان به امام می ایستاد و خطاب به شیعیان مدعی سخنی را که ابراهیم بت شکن به بت پرستان زمان خود می گفت تکرار می کرد :"ما از شما و از آنچه شما بجای خدا عبادت می کنید بیزاریم..." ... این همان قاطعیت ِ ایدئولوژیک و جبهه گیری ِ پیروان و وابستگان به یک مکتب ِ دگرگون ساز است در برابر ِ ..." در ادامه ،در کنار ِ مرور ِ برخی موضعگیری های تند و زیرکانه و بعضا عجیب ِ امام سجاد و امام باقر(ع) ، کم کم حقایق ِ کلیدی تری از جهان شیعه ی آنروز رخ مینماید(البته رخ نمی نماید! چون یکی از معضلاتی که نویسنده به کرات از آن اظهار تاسف می کند "شدیدا مجهول بودن" ِ این تاریخ و این روابط است دقیقا بدلیل ماهیت این تعاملات!) : "دوران زندگی امام ِ پنجم بطور کامل ادامه ی منطقی ِ دوران ِ زندگی ِ امام سجاد است . اکنون دیگر جمعی گرد آمده اند و شیعه دوباره احساس شخصیت می کند. دعوت شیعی که چند سالی بر اثر حادثه ی کربلا و حوادث خونین پس از آن... جز در پوششهای بسیار ضخیم ارائه نمی شد ، اکنون در بسیاری از اقطار کشورهای اسلامی... ریشه دوانیده ]دقت شود که در این مدت امام سجاد چه کرد که آن ۳ نفر شد این!؟ [ و... و حتی در دایره ای محدودتر به صورت یک پیوند فکری و عملی که می توان از آن به یک "تشکیلات حزبی" تعبیر کرد در آمده است..." واین آن چیزیست که ظاهرا بیش از هر چیز کنجکاوی نویسده را برانگیخته! در ادامه ی حدیث فوق داریم" پس از حسین بن علی همه از راه بازگشتند، مگر 3 نفر؛...بعدها مردم دیگربه آنها پیوستند و جمع شیعیان انبوه گشت..." و حکایت ، دقیقا از آن تاکتیکی ست که این سه امام برای تحقق این فرایند (تبدیل ِ۳ شیعه به جمع ِ انبوه) بکار بستند (و البته در راستای استراتژی ِ۲۰۰ساله ای که امام حسن در اولین روزهای پس از صلح پایه ریزی کرد: کار مخفی با عده ای خاص !-مراجعه به صفحه ی ۱۰۰ و ۱۰۱ همین کتاب) اما با بنی عباس وضع متفاوت میشود. حاکمانی که خود در اینگونه مبارزات( نظم یافته و مخفی) سابقه ی طولانی دارند ! و ... در نتیجه اختناق بالا می گیرد و مفاهیم " بایکوت" و "جاسوس"و "شکنجه برای اعتراف کشی" و ... از طرفی و "راز" و "تقیه " و "باب" و "صاحب ِ سِرّ " و "وکیل" از طرف مقابل تعریف می شوند! "...هر حرکت نسنجیده ای می تواند سر ِنخی باشد تا عمق این تشکیلات... "و جان امام و بهترین شیعیان و آینده ی نهضت را شدیدا به خطر بیاندازد... نهایتا امامی تصویر می شود که دعا می کند شیعه ای را که ،پس از طی مسافتها برای ملاقات با امام، مجبور می شوند بی اعتنا روی از ایشان برگردانند!!! و... فکر می کنم این به مراتب دردناکتر است از روضه هایی که اغلب برای امام شنیده ام! اگر بفهمیم (از قسمتهای هیجان دارش می گذرم که مجبور شوید بخوانید http://khamenei.ir/FA/Works/Books/detail.jsp?id=022 (منم یکی دارم! می تونید ازم بگیرید حتی!) ۲.شده تا حالا لازم شده باشه یه چیزاهیی بگید که از گفتنش شدیدا بیم ِ آن می برید که پای ِ دفاع از خوتون هم وسط باشه؟(یعنی نمی دونی برای خدا می خوای مثلا اعتراضی یا نقدی کنی یا برای اینکه مثلا به خودت برخورده یا...؟) چه باید کرد اونوقت؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۲ دی ۱۳۸۶ساعت 22:1 توسط فروزنده
|
|
||