***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

بسم الله الرحمن الرحيم – انّ الله لايغيبر مابقوم الّا يغيّروا مابأنفسهم

1 (قبل از انقلاب)

سيد ابوالحسن بني صدر در تاريخ 2/1/1312 در "ده باغچه"ي همدان متولد شد. پدرش ، آيت الله سيد نصرالله بني صدر،فرزند "صدرالعلما همداني" بود. خانواده ي بني صدر از مالكين اين منطقه بوده و گاهي مسؤليتهايي از طرف حكومت وقت مي پذيرفتند.

اولين فعاليت سياسي او تلاش براي جمع آوري راي از دبيرستانهاي تهران، براي ملي شدن صنعت نفت بود. بني صدر در سال 1334 در رشته  "معقول و منقول" در دانشگاه تهران پذيرفته شد و ليسانس خود را از آنجا اخذ كرد.

در دوران نخست وزيري علي اميني علي اميني، براي ايجاد يك دولت ائتلافي، از سوي جبهه ي ملي هيئتي به سركردگي شاهپور بختيار به دولت فرستاده شد كه ابوالحسن بني صدر نيز عضو اين هيئت بود.

در سال 1340 از سوي دولت اسرائيل براي شركت در سمينار سازمان جهاني جوانان دعوت شد و در آنجا بخش همكاريهاي بين الملل وزارت امور خارجه ي اسرائيل به وي پيشنهاد بورس نحصيلي(اقتصاد) داد؛ كه در پاسخ به اين پيشنهاد بني صدر به هويدا مراجعه كرده و حاصل ملاقاتشان اقامت 17ساله ي بني صدر در پاريس شد.

در پاريس بني صدر زندگي بسته اي داشت و كمتر از منزل خارج مي شد. يك بار در هفته سر كلاس درس مي رفت؛ با اعضاي جبهه ي ملي هم همكاري داشت. از طرفي نفوذهايي هم در انجمنهاي اسلامي و در نتيجه نيروهاي مذهبي داشت. يكي از اطرافيان او در آنروزها بنيصدر را چنين وصف ميكند:"سعه ي صدر و رفتار مؤدبانه و مردم داري اش ظاهري است.او هركسي را از زاويه ي نفع يا ضرري كه براي آينده ي سياسي اش دارد مينگرد و رفتارش را با او برهمين اساس تنظيم ميكرد.ك خان منشي و برتري جويي نيز در او ديده مي شود كه شتيد ناشي از محيط خانوادگي ش است."

البته بني صدر پس از بازگشت به ايران همواره همكاريهاي خود با نيروهاي مذهبي را خيلي بيش از واقعيت تصوير ميكرد. في المثل چند جلسه مناظره ي خود با ماركسيستها را (كه در جهت ايجاد انجمن اسلامي فارسي زبانان بود) را موثرتر از كتابهاي شهيد بهشتي و دكتر شريعتي كه در اروپا و آمريكا بشدت رايج بودند ميدانست.

بني صدر تا قبل از بازگشت به ايران، در ميان عامه ي مردم (بجز عده اي از دانشگاهيان، بواسطه ي كتاب "اقتصاد توحيدي") كاملا ناشناخته بود.

 شهید مطهری در آغاز نقدی که بر یکی از مقالات او ("در روش")نگاشته اند از ایشان با عنوان "یکی از دوستان نادیده ی ما که هرچند سالهاست در اروپا است و غیابا به ایشان ارادت دارم زیرا تا آنجا که شنیده و اطلاع دارم مرد مسلمان با حسن نیتی است."

2 (از انقلاب تا رياست جمهوري)

روز 12 بهمن 1357 بني صدر نيز، با همان پروازي كه بعدها به "پرواز انقلاب" مشهور شد، بهمراه امام و سايرين به ايران بازگشت. و از همان ابتداي ورود تبليغات زيادي پيرامون او انجام مي گرفت و مورد توجه رسانه ها بويژه ملي گراها(صدا و سيماي قطبزاده + روزنامه ي كيهان ابراهيم يزدي) بود و مناظره هاي او با گروه هايكمونيست و مائوئيست(مانند بابك زهرايي) از تلوزيون پخش مي شد. از اولين سخنرانيهاي بني صدر (15 بهمن1357) در دانشگاه شريف بود!

شوراي انقلاب : بني صدر با واسطه ي سابقه ي مبارزات قبل از انقلاب، توانست حمايت اكثر اعضاي شوراي انقلاب را براي حضور در اين شورا جلب كند. (شايان ذكر است اعضاي نهضت آزادي( ِ حاضر در شورا) با عضويت او موافق نبودند.

پيشنهاد ملي شدن بانكها :  اين پيشنهاد از طرف بني صدر در شوراي انقلاب مطرح شد و در آن مقطع مورد استقبال قرار گرفت. هرچند از سوي كارشناسان ايراداتي نيز بر اين طرح وارد بود (مثلا اينكه با ملي شدن بانكها، بدهيهاي خارجي ِ آنها نيز ملي مي شود!) اما كمك شاياني به "مطرح شدن بني صدر بين عموم مردم" كرد.

خبرگان قانون اساسي و نمايندگي مردم تهران(مرداد 1358) : پررنگترين اختلاف نظر بني صدر با اكثريت مجلس خبرگان در دو مسئله بود: يكي اصل 5 قانون اساسي كه در مورد ولايت فقيه و اختيارات او بود و ديگري اصل 115 كه مربوط به شرايط عمومي و اختصاصي رئيس جمهور بود. (در اين مرحله هنوز هيچ خبري از كانديداهاي احتمالي رياست جمهوري نبود) به اعتقاد او رياست جمهوري منصبي ست "اجرايي" و لذا فقط به علم وتخصص بالا نياز دارد و دينداري و امانت و... را بايد به نهادهاي مسئولش(مثلا مساجد) سپرد. و در طي اين بحثها روزنامه ي انقلاب اسلامي ،بيش از مجلس خبرگان(!)، محل طرح ايده هاي او  و محل پاسخگويي به اكثريت خبرگان بود.

روزنامه ي انقلاب اسلامي- 1/6/1358:  بني صدر:"در مجلس خبرگان تمايل شديدي كه از جانب عده اي اظهار مي شود در دو زمينه است يكي اينكه تنها خودشان باشند روشنفكر اصلا معني ندارد و حقي هم ندارند. يكي ديگر هم برداشتي كه از ولايت فقيه مي كنند كه بيشتر ميتوان گفت ولايت فقيه مرادشان نيست، بلكه مسئله ي "خدايي ِ فقيه" مد نظرشان است.

تيتر ِ كيهان 22/6/1358 : از نظر بني صدر ، ولايت فقيه لباسي است كه آخوندها براي تن خود دوخته اند

و نهايتا در تاريخ 22 دي 1358 روزنامه ي انقلاب اسلامي(كه مدير مسئولش خود بني صدر بود) اعلام مي كند : " آقاي بني صدر به ولايت فقيه راي مثبت داد." كه البته در روز راي گيري راجع به اصل5 اصلا ايشان در مجلس حضور نداشتند!

وزارت امور خارجه : پس از مسئله ي فتح لانه ي جاسوسي توسط دانشجويان خط امام و  غافلگير شدن نهادهايي مانند شوراي انقلاب و دولت موقت، دولت موقت ااسي ترين شكل اعتراض خود را در تقديم استعفا به رهبر انقلاب يافت(البته اين تنها مسئله ي مورد اعتراض دولت موقت نبود) كه مورد قبول امام واقع شد و در روز 14 آبان 1358 طي حكمي از سوي امام، شوراي انقلاب مامور به اداره ي كشور تا زمان انتخابات رياست جمهوري شد. و در نتيجه شوراي انقلاب بعضي از اعضاي خود را براي سرپرستي برخي وزارتخانه هاي مهم انتخاب كرد. در اين ميان بني صدر نيز به مدت يك ماه سرپرست وزارت امور خارجه شد و پس از آن نيز مدتي سرپرستي وزارت امور دارايي و اقتصاد را برعهده گرفت.

در آن يك ماه ، پرونده هايي از مجموعه پرونده هاي سري وزارت امور خارجه ناپديد شد و انتشار اسناد مربوط به ايادي رژيم سابق مسكوت ماند. از جمله  اين موارد پرونده ي كاظم رجوي(او از همكاران نزديك ساواك و نيز سفير ايران در سنگال در دولت موقت بود و ضمنا برادر مسعود رجوي) بود كه به واسطه ي آشنايي و همكاري او با شخص بني صدر از وزارت امور خارجه خارج شد (و البته اين خدمت او نيز بعدها توسط سازمان مجاهدين خلق و در روزهاي پس از عزل بني صدر جبران شد!).

ادامه دارد ...

3   (موضع بني صدر در قبال گروگانگيري)

4  (انتخابات رياست جمهور و جريانهاي حاضر در آن)

5   (اولين گردش مواضع رئيس جمهور-اعضاي دفتر رياست جمهوري - دفتر همكاريهاي مردم و رئيس جمهور- يگان حفاظت-...)

6  (انتخاب نخست وزير)

7 (جنگ تحميلي)

8 (رويارويي مستقيم  از 14 اسفند 59 به بعد)

9 (پايان راه)

 

پانوشت:همانطور كه عرض شده بود، مطالب فوق در از زمستان 83 تا تابستان 84 و براي قالب "نمايشگاه" تدوين شده بود. لذا بعيد نيست كه از خيلي  مسائل، تيتروار  عبور شده باشد. و شرح جزئيات كافي نباشد از طرفي هم گذشت 3 سال از اين كار(و بالاخره توان محدود حافظه !) ، امكان توضيح بيشتر را براي خودم هم باقي نگذاشته. همينطور منابع مورد استفاده هم الآن در دسترسم نيست(و ضيق وقت هم!)... جهت اطلاع دوستان:اين منابع  در آرشيو مجمع شهيدبهشتي هست!

ضمنا با توجه به اينكه كار براي سطح دانشگاه درنظر گرفته شده بود، سعي بر آنم بود كه از ارائه ي "تحليل" خودداري شده و تنها به گزارشي بي طرف (!) اكتفا كنيم.

پانوشت 2 : عملكرد و مواضع شهيد رجايي نيز بصورت تطبيقي(با همين عنوان بندي) درآمده بود كه اگر حسش بود و شما هم تمايل داشتيد آنها را هم...

منابع :

 بن بست غرور (مركز اسناد انقلاب اسلامي)

ذخيره هاي امپرياليسم :بني صدر و منافقين  (اطلاعات سپاه-فكر كنم)

مكاتبات بني صدر و رجايي (كيومرث صابري فومني)

آرشيو روزنامه هاي انقلاب اسلامي (با تشكر از مركز اسناد!)

آرشيو روزنامه هاي كيهان و جمهوري اسلامي( ً )

سایت انقلاب اسلامی در هجرت (و خاطرات آقای بنی صدر) هم تا وقتی هنوز فیلتر نشده بود مورد استفاده بود!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ساعت 21:16  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده