***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
قبل از قدم گذاشتن تو فضای مجازی یه دور کارهایی که دارم رو مرور می کنم: ۳-۴ خطی که امروز بذهنم رسید باید بره روی مجاااز... "ز" اس ام اس زده که یه پیشنهاد مهم فرستاده... نظر بچه ها رو برای فلان کار خواسته بودم جوابها رو باید چک کنم... مطلب جدید سوتک رو باید بخونم... یه سر به ...(البته "درس" هم که مظلوم همیشگی!) ... همچین که وارد جیمیمل میشم میبینم فلان مطلبی که در ارتباط با انتخابات فرستاده شده بود و من "خودداری کرده" و فقط باز و بسته ش کرده بودم و نخونده بودمش. حالا یه جواب از یه نفر دیگه گرفته وو دوباره اومده "صدر اینباکس" و چون قبل از چک میل هم "حس وظیفه مان جوشیده" (!!!) و یه سری به اخبار زدیم با رویت وضع کذای اینباکس دامن از دست می دیم و شروع می کنیم به جوابیه دادن!  و به خودمان که می آییم میبینیم باز هم ۳ ساعت وقت صرف ِ مباحث سبُک ِ انتخاباتی کردیم... و همه ی کارهای دیگه روی زمین مانده!

اینکه چرا ته دل ِ ما "جماعت مذهبی با چاشنی انقلابی" همیشه  کارهای "علمی" و "تربیتی" کم ارزشترند از کارهای "فرهنگی" و کارهای "فرهنگی" کم ارزشترند از کارهای "سیاسی" ؟؟؟ از اون سوالهایست که  یه چند تا "امیرخانی" و "جلیلی" و "حاجآقا فلاح" می طلبه تا لااقل صورت مسئله رو برا جامعه شناسها و روانشناسها مطرح کنن! و کار بنده نیست پرداختن بهشون. هرچند به اشد وجه "درد" من هست!

اما من باب اینکه چرا میگم بحث "سبُک" ِ انتخاباتی؟ تذکرات زیر رو اولا به "خودم" عرض می کنم! و بعدا به هرکی دیگه مثل من فکر می کنه ربطی به این مسئله نداره !

 

بسم الله

من و انتخابات؟

انتخابات امسال،بخلاف 84، حاوی هیچ گره ی کوری نیست!

با نیامدن ِ خاتمی اون "امتحان بزرگ"ی که فکر می کردم مردم ایران در پیش دارند منتفی شد. امتحانی عبارت از انتخاب بین رفاه نسبی(لااقل در تصورات!) و مثلا کمتر"استرس گشت ارشاد" داشتن(لااقل در تصورات!) و حمایت(!!!) ابرقدرتها را داشتن(ایضا!...که به قول حضرت امام:ما کی در چشم ابرقدرتها جایگاه داشته ایم که حالا نداشته باشیم؟!) ! بدون استرس تحریم(ایضا! که خاطرمون هست و رهبر هم تصریح کردند که هرچه ما عقبتر رفتیم دشمن جلوتر آمد!)منتها  بدون عزت ملی و بدون ارزشهای انقلابی و بدون توجه به گسترش  و تعمیق فاصله ی طبقاتی و... از یک طرف؛ و برعکس ِ آن در طرف دیگر! ... انتخاب بین "خودخواهی" و "آرمانخواهی" . انتخاب بین "صدور انقلاب" و "تن به جهانی سازیشان دادن!" انتخاب بین "سرویس گرفتن از دولت" و "مسئولیت گرفتن از دولت"(این مورد به شدت در مقوله ی "جوانان" مصداق داره) انتخاب بین "جلب نظر ابرقدرتها" و "جلب نظر خدا" انتخاب بین "مقاومت" و "سازش" و... یعنی یک انتخاب میان "معیار"ها! ... یک چالش فرهنگی و تربیتی و دینی توی ذهن هر رای دهنده!...

الآن اما بحث کاملا "مصداق"ی ست.  (و لذا مطلقا سیاسی! تقریبا به لوثترین معنای خودش!...پرونده ی اشخاص را زیر و رو کردن و مدرک "راست میگی دروغ میگی" درآوردن!...) طرف ِ "سازش" با جایگزین کردن ِ خاتمی با میرحسین، بصورت علنی رفت زیر ِ عَلَمِ "معیارهای مقاومت"!!!  و الآن "حرف" طرفین و معیارهای ارزشی ای که طرفین قبول دارند یکسانه و عملا کار مردم و فعالین انتخاباتی بررسی اینه که کی چقدر "مصداق" ِ این ارزشهاست؟! دیگه بحث سر این نیست که آنچه ارزش است محروم نوازی ست یا حقوق شهروندی؟و... بلکه "ظاهرا" همه اولی را پذیرفته ند و بحث فقط سر اینه که کی مثلا محرومنوازتره؟!... و البته که اگه اندکی حافظه ی ملت بهتر بود همین هم بهیچ وجه جای بحث نداشت! اگه مردم یادشون مانده بود که این معاویه ای که امروز قرآن سر نیزه برده ، همانیست که 8 سال (یا بتعبیری 16 سال!) می خواست خمینی را به موزه بفرستد و از "مرگ بر آمریکا"گفتن، در محضر خدایگان عالم، شیطان بزرگ، متواضعانه و شرمسارانه عذر می خواست و داوطلبانه برنامه ی هسته ای را معلق می کرد و "عدالتخواهان" را "قابلمه به دست" می خواند! ... میرحسین اگر خود ِ "قرآن" هم باشد(!) روی دست ِ این جریان ِ روسیاه قابل اعتماد ، که نه، اصلا قابل بررسی هم نیست!(۱)

اما نکته ی قابل تامل: چرا طرف ِ سازش، باید رو به معیارهای مقاومت بیاورد؟ بگذریم از اینکه کلا تغییر رنگ دادن از عادات ِ حضرات است! از دفاعشان از خفقان فرهنگی ِدهه ی 60 تا آزادی ِ 76-84! و از اقتصاد دولتی دهه ی 60 شان تا لیبرال مآبی 70 به اینور و از "عالیجناب سرخپوش" خواندنشان فلانی را تا "یگانه منجی خلق ایران" دانستنشان همان فرد را! و ... با این حساب هیچ جای تعجب از این تغییر رنگ امروز هم نیست! ... اما مسئله اینه : هر کاندیدا(ی غیر صادق! و بوقلمون صفت)ی سعی بر این داره که شعاری انتخاب کنه که "مردم می پسندند." حالا چی باعث شده که "حتی اینها" هم فکر کنند که مردم حرف از "اسلام ناب امام" و "امپریالیسم ستیزی" و "عدالت" و... را می پسندند؟! به عبارتی چه چیزی باعث شده که  این شعارها برای مردم جذابتر از شعارهای لیبرال ِ سابق باشد؟!  آیا "رشد مردم" ...؟! آیا "تغییر دستگاه ارزشی ِ مردم" ...؟! آیا به نحوی بازگشت مردم به ارزشهای انقلاب ؟!...  من "متاسفانه" فکر می کنم "نه!" اینها نیست! ... (احتمال اولیه "الناس علی دین ملوکهم" ست ...ولی اگر این بود پس تغییرهای ظاهرا 180درجه ای سالهای 76 و 84 مردم چطور توجیه میشه؟) ... من فکر می کنم دلیل اصلی موفقیتهای نسبی ِ دولت فعلی ست.  مردم صرفا "مزه ی عدالت و عزت را اندکی چشیده ند" ! و البته که خوب مزه ای بوده ! دیدیم چطور موافق و مخالف از جریان کلمبیا به وجد اومد...و از هر مصاحبه ی خارجی رئیسجمهور و از اخبار انرژی هسته ای (بگذریم از شوخیهای رایج!) و از پرتاب امید و از ... و از... و از... آدمی فطرتا به این صحنه ها اقبال داره. به دیدن ِ مقامات عالی درکنار و لابلای مردم اقبال داره... منتها!  به حسب "طبیعت ِ عافیت طلب"ش هم از پرداخت هزینه اکراه داره! ... (هزینه از سنخ همین جنگ روانی ِ "ماجراجویی میکنید!" "ما(ابرقدرتها) از شما راضی نیستیم!" "تحریم می کنیم" "منزوی میکنیم" "احمدینژاد بی حساب و بی فکر کار می کنه و منابع و ساختارها رو به باد میده!" و... )  و همین هم هست که این  حضرت"قرآن"ِ روی نیزه هم اگر می خواهد "گیری بدهد به دولت" حرفش "همین کارها با هزینه ی کمتر" است !!! یعنی بعبارتی اینطور تحلیل کرده اند که مردم "همین راه با هزینه ی کمتر" را میپسندند. و نه "همین راه با شدت و حدت و سرعت بیشتر" را !  نمیگویند "چرا بیش از این آرمانخواه نبودی؟ چرا سر فلان و فلان (مثلا عرصه ی فرهنگ که کماکان در این دولت هم مظلوم ماند. و نه بهانه ی  لوث ِ مشایی و کردان!) از آرمانها چشم پوشیدی –احیانا-  ؟"  بلکه  می گوید "چرا این آرمانها را اینقدر هزینه دار کردی؟" ...

و البته تا مردم واقعا چه بخواهند! (من یکی اگر این دور احمدینژاد رای قاطع بیاره-نه با 10ملیون رای!- به  "مردم"مون  ایمان میارم!)

 


(۱) یه احتمال دیگه که اولش می دادم این بود که :

میرحسین واقعا یه شخصیت مستحیل در احترام به قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامیست. احترامی که –بیتعارف- بقیه مون(اکثریت خلق ایران! اینطرف واونطرف هم نداره) اصلا درکش نمیکنیم. (تا جایی که رهبر می گفتن نذارید سند چشم انداز هم "مثل قانون اساسی" مهجور بمونه...) واین یعنی یه گفتمان کاملا جدید و ناشناخته ،ذیل نگاههای دینی-انقلابی!، و اینه که کلا ماها نمیتونیم زبونش رو و دغدغه هاش رو بفهمیم و میایم با ملاکهای خودمان (که لابد یه سرش احمدینژاده و سر دیگه ش خاتمی و هاشمی...یا بقولی یه سرش مقاومته و یه سرش سازش) می سنجیمش و به سکوتش در برابر انحرافات این 20سال و مخالفتش با "بی قانونی" این دولت و چرا فلانیها ازت حمایت میکنن و... گیر میدیم و همین هم هست که ایشون هم از جواب به این سوالها یه جورایی طفره میرن...

ولی دیروز هم باز همین سوال "چرا مرزت را با فلانی ها مشخص نمی کنی؟" از مهندس پرسیده شد  و ... ولی این جواب نسبتا بی ابهام  ایشون یه جور تلاش برای پاک کردن حافظه ی مردم از"آنچه به نام اصلاحات گذشت" نیست؟واقعا آقای موسوی حمایتهای دوطرفه ی برخی حامیاش و اسرائیل از همدیگه رو ندیده؟! یا می خواد مردم نبینند و اگر دیده ند فراموش کنن؟! واقعا آقای موسوی  اصطکاک حضرات با خط امام رو...؟ واقعا نمی دونه دلیل خیلی از این "بستن روزنامهها" همون "توهین به اهل بیت" بوده که از نظر ایشون هیچ تعارضی باهم دیگه ندارند؟

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801240878

میرحسین موسوی با این حضورش داره روز به روز اون تصور مقدسی رو که یه عمر ازش تو ذهن من نسل سومی ترسیم کرده بودند(: کلانترین مدیر اجرایی در سختترین سالهای تاریخ ایران و انقلاب... "اسطوره" ای که همیشه حرفها ازش هست و خودش نیست !!!(و از همین جهت هم اسطوره ست!) در حالی که اگه نیک بنگریم از بعد از جنگ تازه سالهای سخت ایران شروع میشه: سالهایی که "مردم" "انقلاب را تنها گذاشتند!"...) نقش بر آب می کنه !

 

 

 (برادرمون آقای بادامچی زحمتی کشیده ند و صحبتهایی از مهندس موسوی خلاصه کرده ند. که قابل توجهه.

بعلاوه این دوتا خبر: افشای تخلفات نفتی اصلاحطلبان (و...) توسط سایت انتخاباتی میرحسین

سهم خواهی اصلاحطلبان از کاندیداهای مورد حمایت...-البته این مسئله بنظر حقیر نه عجیبه و نه لزوما خطا! )

جسارتا برای اینکه نقض غرض نباشه و چون جا(ها)ی دیگری برای بحث در نظر گرفته شده اینجا نظر نمی گیره !

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ساعت 15:4  توسط فروزنده 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده