***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

 

کنکور هیچی نیست !

بله! "سخت" هست !

اما

"سرنوشت تعیین کن" نیست !

            که "حکمت" رب العالمین کجا و مکانیزم رندومی مثل کنکور ! (تازه اونم آزمون ارشد و نه لیسانس!)

ملاک موفقیت و برتری و سواد و...حتی تلاش هم نیست

            که خود از وضع خود و رفقا آگاهیم!

حتی "پاداش"_اگه خوب شه!_ و یا "عقوبت" _اگه بد شه_ هم نیست!

            که مگه بعدش قراره چه اتفاق خاصی بیفته؟ در بهترین حالت همین روند "آمپرکشی از جامعه"(=دانشجویی!) ادامه خواهد یافت !... اساسا همه ی بدبختیها از اونجا شروع شد که دانشگاه را بجای "مسیر" و "بستر تلاش" ، یک "مقصد" و "جایزه" و "مدال افتخار" دیدیم...

ضمنا کنکور هیچ "باطن"ی را هم ظاهر نمیکنه !

 

من کماکان همون موجود تنبل پرادعای حاشیه پرداز بی خاصیتیم!

فلسفه علم هم کماکان همون رشته ی نسبتا جوان و مجهول و پست مدرن و روشنفکرمآبانه(!) با دانشجوها و استادهای هپروتی ست!

و ادعای من راجع به فلسفه علم هم کماکان چندبرابر بیشتر از ظرفیت موجودی مثل من انرژی  و  استعداد و اخلاص می طلبه! ( چیزی در قد و قواره ی آوینی!!! )

 

- تازه بماند که لب مرزیم و ملتمس دعای مرحله ی دوم!

 

اما من موفق نشدم!

هنوز (بعد از سه سال!) صدای دکتر نایبی تو گوشمه "راههای مختلف موفقیت رو که شمرد و توضیح داد؛ پرسیدیم حالا اگه هیچکدوم نشد چی؟ با بی اعتنایی و تمسخر شانه بالا انداخت:  BECOME A PROFESOR  بچه ها ادامه تحصیل آخرین راهه..."!  فکرش هم نمیکردم آخرش تسلیم شم و قاطی جریان کور جامعه ، توی کانال کنکور بیفتم...!

و من توی آزمون ارشدموفق شدم!(به همون اندازه ی یه مرحله ی کوچیک لابلای اتفاقات بیست و چند ساله!)

چون اون موقعی که صفحه ی سازمان سنجش داشت بالا میآمد(2)؛ می دونستم که هر چی توش باشه بطور یکسان خوشحالم خواهد کرد! برنامه م برای هر دو سناریوی دانشجویی یا غیر دانشجویی ِ سال آینده) مشخص بود و قلبا هر دو برنامه رو به یه اندازه دوست داشتم ... اینو فقط گفتم که شعار نداده باشم! کنکور واقعا اتفاق مهمی نیست...چیزی رو هم عوض نمی کنه...

 


(1)    اینها رو به هرکی بخوایم بگیم ، یا فکر خواهد کرد که خیلی خوب دادیم و نفسمون از جای گرم بلند میشه!(یا بقول دوستی "از شکم سیریه"!) یا فکر می کنه خیلی بد دادیم و خلاصه "دستمون به گوشت نمیرسه میگیم..."! یا دوستان نزدیکتر فکر میکنن باز هم "خوشخیالی بالا زده" و توی توهمم!

ولی واقعش اینه که ماهایی که اونهمه داعیه ی "نقد نظام ؟آموزشی و کنکور" داشتیم؛ خیلی زشته که تو چنین موقعیتی اگه بخوایم جز این فکر کنیم ...بعبارتی "خودمون که دیگه میدونیم!"

 

(2)    و بنده نگران میانترم یکشنبه(فردا!) بودم و تو فکر جوابی که داشتم برا رفقای میرحسینی مینوشتم...

 

+ نوشته شده در  شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸ساعت 18:27  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده