***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
از این مدت (۲-۵ماه!) خیلی برکات دیده م که بعضا اشاره کرده م و بعضا نه ... گذشته از همه شون...

یه آسیب خیلی خیلی جدی داشت...

گذشته از اینکه کدوم طرفیم...

همه مون در معرض خطریم!

تو این مدت  همه مون احساس وظیفه میکردیم نسبت به دفاع از "حق"ی که به هر طریق کشف کرده بودیم...

برای "دفاع" باید تا یه حدودی از "حق"بودن طرف خودت مطمئن باشی...برای هر اشکالی یه جوابی آماده داشته باشی...

برای "دفاع" باید به حد کافی از حریف "سوتی" و "عیب" دیده باشی ... و این سوتیها و عیوب همواره آنلاین تو ذهنت حاضر باشن!...

همه ی اینا یه عادت خطرناک می تونه بیاره:

"ما عیب و نقص خویش و کمال و جمال غیر

پنهان نموده ایم چو پیری پس خضاب"

 

من برای رفقام (از دو طرف) نگرانم!

من برای خودم بیش از دوطرف(!) نگرانم!

 

بیاید یه دور اشتباه ها و نقصهای خودمونو(شخصی یا جبهه ای!) مرور کنیم. (شخصی و پیش خودمون...ولی "بکنیم"!)

چیز زیادی به رمضان نمونده...

و با این هندونه های زیر بغل مگه میشه رفت محضر خدا؟!

مخلص رفقای عزیز...

(سه تا مطلب دیگه هم آماده ی ارائه هست! که فعلا یه کم زوده!...)

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ساعت 0:40  توسط فروزنده 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده