***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
اينو حدود يه سال قبل براي يه دوستي نوشته بودم ! الان از بين ايميلهاي قديمي ديدمش...بنظرم جالب رسيد!

ما یه راهی رو باید از اول انقلاب می رفتیم و 10 سال به خاطر بحرانها نتونستیم بریم، در ابتدای دهه ی دوم به نحوی  شروع کردیم به رفتنش؛ خب یه موفقیتهایی داشت و یه شکستهایی... دولت کارگزارانیها در واقع (فارغ از اینکه بعدا چه شدند) ابتدائا "هرچه بلد بودند" برای رفتن در این راه گذاشتند(1). و طبعا خیلی چیزها بلد نبودند! و منجر شد به بروز مشکلاتی که از جمله ی این مشکلات 8 سال بعدی بود! منتها مشکل ریشه دارتری هم بود و آن همان "نداشتن نرم افزارهای اسلامی" " بود!  ببینید من فکر می کنم "سعی و خطا" لازمه ی پیشرفتن است بویژه برای کسی که ادعای "طرح نو درانداختن" دارد! 8 سال به اصطلاح اصلاحات را "سعی" نمیدانم بلکه از "خطا"های ناشی از سعی قبلی میدانم که خب موجبات سو استفاده ی دشمن را هم... 

اما این دولت(نهم؛ که من هم دور دوم به آن رای دادم!) در ادامه ی سعیی که کارگزارانیها شروع کردند و رهبر به خوبی آسیبشناسی اش کرد (اگر خاطرمان باشد رهبر بحث نهضت نرم افزاری را سال 78 مطرح کردند!!!)و برای رفع آن آسیبها آمد و از این نظر خوب هم آمد.

منتها این "آسیب" چه بود؟ این آسیب این بود که "راه رفته ی دنیا در اداره ی کشور و توسعه ی اقتصادی و صنعتی به درد انقلاب ما نمی خورد."

یعنی مشکلی که از اساس رفع آن "در انداختن طرح نو" می طلبد!!!

یعنی گوییا "یک انقلاب دیگر"!!! خب احمدینژاد (یا هر شخصیت ولایتمدار دیگری که جای ایشان میبود!) چنین ماموریتی داشت:"اجرای نرم افزارهای اسلامی..."

منتها نرم افزاری که "نبود"!!! و این اولین دشواری دولت بود . اولین و مهمترین! با در نظر گرفتن این مسئله ی مهم ِ دولت، اگر هیچ کارشکنی و هجمه ای هم به آن(دولت نهم) نمی شد ، باز هم بروز این همه مشکل ناگزیر بود! دولت "قدم در راه نرفته"ای گذاشت! خود ِ این "نرفته"بودن یعنی "ناهمواری" دیگر نیازی هم نیست که "دشمن"ی بیاید و "سنگی" بیاندازد وسط این چنین راهی!!!چنانکه در بخش "سیاست خارجی" که پیشینه ی انقلاب (10 سال اول) به اندازه ی کافی آنرا "رفته بود" دولت موفق عمل کرد!در بخشهای دیگر هم باید پذیرفت که "در حال سعی و خطاییم" و ناگزیر هم هستیم از این سعی و خطا...چه با احمدینژاد چه با کسی شبیه او! و کسی غیر شبیه به او هم در واقع یعنی "پسرفت" این را به جد معتقدم... حالا بحث اینکه کی چقدر شبیه به اوست؟ (مثلا لاریجانی یا رضایی (2) که منتخب بنده بودند، آیا همین راه را میخواستند بروند اما "حساب شده تر"؟ یا...) بماند


(1) البته الآن تصحيح مي كنم: اينكه "اين(سازندگي از نوع تكنوكرات)تنها راه ممكن نبود." را همان موقع هم ميشد بفهميم!

مدل "جهاد سازندگي" (سالهاي اول) كاملا يه الگوي توسعه ي صنعتي-رفاهي ولي كاملا غير غربي و تا حد زيادي اسلاميه... چرا همون رو جدي نگرفتيم؟

به شدت فكر ميكنم خوبه بچه هاي مديريتي مون يه مطالعه روي جهادسازندگي (بخصوص قبل از جنگ) داشته باشن

(2) اين خب نظر يك سال قبلمون بوده ! حالا نميشه با اين قطعيت ...!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ساعت 12:5  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده