|
|
|
|
|
/// اولا : پیام رهبرم /// (۱)
دیروز تجمعی بود...دانشجویی...در محکوم کردن قرآن سوزی حضراتی که باورشون شده "ابرقدرت"ند ! برای همین هست که بهترین جواب می شه "الله اکبر" ! این اما جواب به "عاملان مستقیم این جنایت" اما عاملان غیرمستقیم چی؟! ... حتی من میگم "عاملین اصلی"! تو جریان کشتار حجاج سال ۶۶ امام گفت "به راستی اگر بسیج جهانی اسلام شکل گرفته بود کسی جرات چنین جسارتی می کرد؟!" قصه همینه... عامل غیرمستقیم و عامل اصلی اینها "ماییم"... خود ما... تفرقه ی ما ... وابستگی ما به غرب... "سر در آخور" بودن ما... اون وضع "برادرها و خواهرهای ما"ست توی پاکستان ... ساکتیم. اون وضع محاصره ی ۲-۳ ساله ی غزه ست ... ساکتیم. نمادهای اسلامی از "قبله ی اول اسلام" حذف میشه ... ساکتیم.
کدام مسلمانی؟؟؟؟؟؟
ما فقط "شهروندان جهانی شده"ایم! ... مثل همه ی مردم جهان! فقط به دردهای خودمون فکر میکنیم مثل همه ی مردم جهان خرج میکنیم -فقط برای تامین خودمان مثل همه ی مردم جهان تفریح میکنیم -با فوتبال...با فیلمهای هالیوود...با بازیهای رایانه ای و... مثل همه ی مردم جهان "دین" رو فقط برای ارضای احساساتمون می خوایم
وقتی ما پرچم "لااله الا الله" رو بالاتر از هر پرچم دیگه ای و هر قدرت دیگه ای به اهتزاز درنمیاریم...
وقتی ما مسلمانها "تجلی قدرت الله نشدیم"
شیطان احساس "ابرقدرت"بودن می کنه
وقتی ما مسلمانها "الله" را نپرستیدیم ... ناچار "طاغوت جهانی شدن" پرستیده میشه...-یعنی همون شکل زندگی
خدا نیازی به "دفاع ما از قرآن" نداره... مگر در برابر "ابرهه و فیل سواران" نیازی داشت؟! قصه قصه ی "آزمایش ما" ست... مثل غزه ... مثل قدس... مثل پاکستان ... وقتی توی این چنین تجمعهایی فریاد میزنیم "وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد..." با تمام وجود از این "دروغ گویی" خودم منزجر و شرمنده میشم...
پ.ن.۱. دیروز وسط همین تجمع...یکی از دوستان امیرکبیری صدام کرد:"اون عقب از شبکه خبر دارن گزارش میگیرن و مواضع دانشجویی رو میخوان... و طبق معمول سراغ چهره های صداوسیما پند! و حرفهای رمانتیک صداوسیماپسند... اگه دوستهاتون میتونن برن..." و هرچه التماس و اصرار به رفقای خوشفکر و انقلابی و ... کردیم افاقه نکرد و "حیا"ها و "شکست نفسی"های همیشگی دوستان... و لاجرم خودمان -با وجود اینکه این روزها به عللی مغزم "هنگ" کرده...از بیخ- خلاصه همین حرفهای بالایی را زدیم... تا چقدرش از سانسور "مصالح رسانه ی ملی" جان سالم به در برده باشه!- دست آخر خبرنگار پرسید :"خب حالا به نظر شما وظیفه ی مسلمانها چیه؟" - تحریم! ما مسلمانها همه ی اموراتمان با "نفت" میگذره... و طرف همه ی قراردادهای نفتی هم حضرات کفارند! ... کالاهای صهیونیستی توی کشورهای اسلامی فراوون... ترکیه ی مدعی دفاع از فلسطین باید همکاری نظامیش رو با اسرائیل قطع کنه ... تا وقتی به لحاظ "اقتصادی" وابسته ایم بهشون... هر غلطی دلشون میخواد می توانند بکنند!
بعد هم آقای دادمان -مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شریف- تاکید کرد روی همین اصل که "قلب نظام سلطه اقتصاد هست و اگر می خوایم مبارزه کنیم باید قلب دشمن رو نشانه گرفت" ... بعد هم یکی دیگه از دوستان پشت تریبون مسلمانهای افغانی و عراقی رو دعوت به "انتقام" کرد... با توجه به حضور فراوان "آمریکایی" دم دستشان!!! ... ایده ی خوبیه! ... همین ۱ حرکت اگه بتونه اینجوری شر آمریکایی ها رو از این بلاد کم کنه... عدو شده سبب خیر!
پ.ن.۲. توی شبهای قدر به فراز "یا حبیب من لا حبیب له...یا طبیب من لا طبیب له" "یا رفیق من لا رفیق له... یا شفیق من لا شفیق له" که میرسیدیم...کلی افسوس داشتم از اینکه "حضور همیشگی رفقای شفیق کمتر اجازه میده که این صفات خدا رو درک کنم... و عجیب خدا جواب داد!!! - حتی قبل از تمام شدن رمضان!- ... به جایی رساند داستان ما را که رفقای شفیق "حرف جدیدی نداشته باشند" ... ولی مشکل و درد باقی باشه ... تا خوب خوب بفهمی وضعیت"لا طبیب له" را...
پ.ن.۳. اون مطلب "به سخره گرفتن مستضعفین در رسانه ی ملی" رو که توی پیوندهای روزانه گذاشته م... از دست ندید...
پ.ن.۴. روز قدس شهرمون بودم (کازرون)... اول به ذهنم رسید "فاین تذهبون" های دوسال قبل رو که بچه ها سر غزه در آوردند پخش کنم... اما بچه های فرهنگی شهرستان همکاری نکردند -البته "بچه ها" کردند! "نهادها" نکردند!- و بودجه ی شخصی هم محدود ... و "توان شخصی" هم محدود لذا اکتفا کردیم به همین پخش "کف دستی های تحریم کالاها" ... و از اونجا که "توضیح فارسی نداشت!!!" خودم هم سنجاق شده به کف دستی ها... برای هر ۱ نفری باید یک منبر میرفتم... "سرلاک که به بچه میدیم... کوکاکولا...فانتا... نوکیا... موتورولا... مرگ بر اسرائیل گفتن چه فایده ای داره وقتی پول تو جیبشون میریزیم؟؟؟" ... تجربه ی جالبی بود...توی تهران چندبار تجربه ی اینشکلی داشتم...اما شهرستان کوچیکی مثل ولایت ما...!!! کمتر مردم به "مارک" کالاها توجه دارند ... و البته یه مقدار هم "جدی تر میگیرند" این حرفها رو... نمیدونم...شاید از "صداقت بیشتر"... و باز اینکه "خانم ها" هم بیشتر تحویل میگرفتند و استقبال میکردند...و کمتر بهونه می آوردند که "نوکیا که فنلاندیه یا چینی! یا..." یا "پس چرا توی ایران هست؟" و... نمی دونم چرا؟ همینجوری محض "تجمیع تجارب"! عرض شد و اینکه "۱نفری هم میشه یه غلطهایی کرد!"
(۱) با این پیام رهبر... باید بعضی از حرفهای این پستم را پس بگیرم!...آقا ریشه ی این حرکت را "بیداری امت اسلام" دانسته ند ... و من "خواب و غفلت امت اسلام" را... هرچند هنوز منظورشونو نمیفهمم... ولی با کمال میل پس میگیرم ادعام را. (اگه کسی تونست بهم نشون بده که "کو این بیداری؟" ...ممنون) « اینها همان كسانیاند كه پژوهشهای حقیقتیاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میكنند. آن ماجرا بهانهی حمله به افغانستان و عراق را به رئیسجمهور جنایتكار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد ... طرف مطالبهی همهی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاستمدارن آنند.» |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ساعت 11:7 توسط فروزنده
|
|
||