|
|
|
|
|
در شرايطي كه غرب به سمت "هرچه يكپارچه شدن" ميتازد؛ سودان، طي رفراندومِ باشكوه(!)ي، تحت نظارتِ حضرت آمريكا، به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم می شود...
به ياد جلال عزيز، آن موقع كه ميگفت:
روزگاریست که سرحدّات را در تمام دنیا فقط و فقط حدود قلمرو کمپانیهای مختلف مشخص میکند و اینگونه است که ما با همسایگان دیوار به دیوار خود اینچنین بیگانه ایم. چون یکی سهم ِ این کمپانیایم و دیگری سهم آن کمپانی! و گرنه کدام مرز است که در برابر ِ نفوذ کوکاکولا و هالیوود و ... مقاومت کند؟! ... روزگاري بوده است كه فرانسه "كامرون" را و "چاد" راو "صحراي مركزي" را در اختيار داشته، در سه نقطه ي مختلف آفريقا. و انگليس، پهلوي ِ هركدام از اين ولايات، ولايت ديگري را. و امروز كه فرانسه و انگليس رفته اند و دولتهاي مستقل آفريقايي به راه افتاده اند، هريك مرز ممالك خود را درست بر همان نقطه اي گذاشته اند كه حدود مستعمرات فلان دولت خارجي بوده و چه بسيار اقوام و نژادها و مذهبهاي آفريقايي كه به اين طريق لت و پار شده اند ميان دولتهاي مستقل خودمختار فعلي آفريقا!(*) -و این بار جنوب سهم "بریتیش پترولیوم"...-
و طرفه آن كه مرز ميان دو سودان، چندان هم دقيق مشخص نشده... و طرفهتر آنكه ابهامات، دقيقا روي مناطق نفتخيز هم !!! و يعني "طرف" تخم تفرقه را پاشيد! تا خيالش الي الابد از اين قسمت دنيا آسوده باشد! - بگذريم از اينكه قطب اسلحه سازي دنيا، آمريكاست و به بيان بهتر، اقتصاد آمريكا، با "جنگ افروزي" ست كه سرپا مي ماند!-
دیدن این تحلیلها هم توصیه می شود: تجزیه ی سودان به ضرر آفریقاست (جالب توجه است که سودان بزرگترین کشور اسلامی است(بود!) و بیست سال است که دولت اسلامگرا و مدافع مقاومت فلسطین و لبنان و ایران دارد!) تجزیه ی سودان با دیپلماسی هالیوودی (این حرکت آمریکا ماهیتا تفاوتی با لشکرکشیهای قدیم "برای جابجایی مرزها و گسترش قلمرو" نداد! ...فقط شکل شیک تر و پیچیده تری دارد...بعلاوه اینکه اگر روزگاری شاهی "به اراضی کشور همسایه" چشم طمع داشت...امروز حضرات از این سر دنیا به آن سر دنیا...!)
ضمنا این توصیف "مدیر مدرسه" هم گویای همین "درد" است...: دیوار سمت راست پوشیده [است]از یک نقشهی بزرگ آسیا... و هر تکه از پایینِ نقشه، بهرنگی. مجموعهای از رنگهای موجود. مثل بقچهی چلتکه. و هر بند انگشتی با سرحدّات مشخص به علامت استقلال مملکتی با قشون و نشان و سکه و تمبر و هارت و هورت و بگیر و ببند؛ و هرکدام در دست امیری یا خانی یا شیخی که با خانوادهاش یا قبیلهاش آنجا را بهسمت شاهراه آزادی و آبادی رهبری میکند! یاد آن ایام اتادم که خودم همین مراحل را میگذراندم و نقشه میکشیدم. دیدم واقعا چه راحت بودیم ما بچههای بیست سی سال پیش! حتی جهاننما را که میکشیدیم، برای تمام آسیا و آفریقا و استرالیا به دو سه رنگ بیشتر احتیاج نداشتیم. قهوهای را برای انگلیس بهکار میبردیم با نصف آسیا و آفریقا و صورتی را برای فرانسه با نصف دیگر دنیا؛
(*)
اما ما در دوراني سردرگريبان حكومت ملي فروكرده ايم و مرزهاي مشتركمان با همسايه هاي ديوار به ديوارمان از ديوار چين هم درازتر و قطورتر است...و بي خبر از حال همديگريم كه ماشين عظيم كمپاني هاي استخراج كننده ي الماس و مس در قلب كاتانگا، "هامرشولد" را روي آسمان با تير مي زنند... روزگاریست که سرحدّات را در تمام دنیا فقط و فقط حدود قلمرو کمپانیهای مختلف مشخص میکند كه تا اينجا مال "جنرال موتورز" است و از اينجا تا آنجا مال سوكوني واكيوم" و تا آنجاي ديگر مال "شِل" و "بريتيش پتروليوم"و... اينروزها ديگر ملتها و زبانها و نژادها و مذهبها اگرنه تنها ملعبه اي در دست شرقشناسان باشند؛ دست كم مسايل آزمايشگاهي اند براي علما و دانشمندان و محققان! در قرن بيستم هيچكس به خاطر اين مسايل شاخ و شانه نمي كشد. اما اگر من و افغانيِ هم دين و همزبان و همنژاد از حال هم بيخبريم؛ يا اگر رفت و آمد با هند و عراق دشوارتر از نفوذ به پشت ديوار آهنين است، به اين علت است كه ما قلمروِ نفوذ اين كمپاني هستيم و افغاني منطقه ي حياتي آن ديگري.در چنين روزگاري كه ما هستيم، سرحدات ملي هرچه بسته تر باشد و سنن نژادي هرچه بيشتر و غرورهاي خام شاه و زوزكي هرچه جدي تر و حلال و حرام مذهبي هرچه نافذتر؛ "سياه چال زندانِ ملتها و مردمان" گودتر! وگرنه كدام مرز و ساماني را مي شناسيد كه درمقابل پپسي كولا نفوذناپذير باشد؟ يا درمقابل رفت و آمد دلالان نفت؟ يا در برابر فيلم "برژيت باردو"؟ يا در مقابل قاچاقچيهاي هروئين؟ يا درمقابل شرقشناسان مشكوك كه دلالهاي رسمي استعمارند؟ بهترين نوع اين مرز و سامانها را ، يعني عريانترين و ظاهر و باطن يكي ترين آنها را، امروز در آفريقا بايد جست. روزگاري بوده است كه فرانسه "كامرون" را و "چاد" راو "صحراي مركزي" را در اختيار داشته، در سه نقطه ي مختلف آفريقا. و انگليس، پهلوي ِ هركدام از اين ولايات، ولايت ديگري را. و امروز كه فرانسه و انگليس رفته اند و دولتهاي مستقل آفريقايي به راه افتاده اند، هريك مرز ممالك خود را درست بر همان نقطه اي گذاشته اند كه حدود مستعمرات فلان دولت خارجي بوده و چه بسيار اقوام و نژادها و مذهبهاي آفريقايي كه به اين طريق لت و پار شده اند ميان دولتهاي مستقل خودمختار فعلي آفريقا! -غربزدگی/جلال آل احمد/۱۳۴۱/فصل ۷ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۸۹ساعت 2:41 توسط فروزنده
|
|
||