|
|
|
|
|
باور کنید ما از دکتر "ولایت ناپذیر"تریم
بی مقدمه: چند سال قبل ، یک آقایی یک حرفی زد مبتنی بر "دوستی ما با مردم اسرائیل". فریاد "وااسلاما"ی همه مان در آمد... بسیج (از بچه دانشجو گرفته تا بزرگترهایی مثل زاکانی و امثاله)، علما، منتدین مجلس نشین ظاهرا اصولگرا، و... و "همصدا" با همه ی این دلسوختگان انقلاب و فداییان رهبر، صدای دشمنان قسم خورده ی انقلاب و اسلام هم! فریادها بلند و جو تشنج غالب و رگهای غیرت بالا زده و دندانهای طمع دشمن براق! ... تا اینکه رهبر خود وارد صحنه شد "مسئله ی مهمی نیست! یک نفر یک حرف اشتباهی زد. شلوغ نکنید!" آنروز اشتباه کردیم که شلوغ کردیم. همه مان. همه ی همه مان. هرکه بودیم و هرادعایی که داشتیم. خطا کردیم و البته انسان جایزالخطاست و خطا دریست برای "درس آموختن" و عبرت گفتن و بزرگ شدن و توبه کردن و به خدا نزدیک شدن... به غلط این مسئله را بزرگ دیدیم و رهبرمان به ما یاد داد که "نه بچه ها! (بچه های مجلسی! و بچه های دانشجو! و وبچه های عالم دینی!) نه فرزندانم! مسئله ی مهم اسلام و انقلاب اینها نیست." اگر ولایتمدار بودیم همان یک مرتبه کافیمان بود. اگر هرچقدر هم که خنگ می بودیم و زودتر از اینها "اشارات" رهبر را نگرفته بودیم و نفهمیده بودیم که دشمن اصلی ما آمریکا و اسرائیل است؛ هرچقدر هم که خنگ بودیم و زودتر از آن تصریحات رهبر را نشنیده بودیم که این دولت صدای انقلاب خمینی را به دنیا رسانید. هم به دنیا و هم به نسلهای جدید ایران خودمان... هرچقدرهم که "ضعف تشخیص" داشتیم و "بی دقت" بودیم؛ دیگر با این عتاب رهبر باید فهممان می شد. باید تکرار نمی کردیم این اصلی و فرعی نشناختنها را. اما تکرار کردیم! هر روز و هر ساعت! ...حتی در اوج فتنه های دشمن! فریادمان بالا بود که «آی دل ما از دست مشایی خون است»! باز هم فرمودند "حالا دل شما خون؛ اما این مسئله فرعی ست. رها کنید" باز هم فرمودند "خالص سازی جامعه، با تفرقه افکنی فرق دارد" باز هم فرمودند "تحلیل سیاسی داشته باشید. زید و عمرو بازی نکنید" باز هم فرمودند: "هدفمندسازی یارانه ها، که با موفقیت انجام شد، خار چشم دشمنان است و آرزوی چندین ساله ی دوستان"... باز هم فرمودند "فرزندانم! جبهه ی سلطه را بچسبید : آمریکا، دولتهای غربی، نفتخوارهای منطقه" باز هم فرمودند انقلاب ما در دنیا حرف دارد. معادلات این دنیای سراسر ظلم و ظالم و ظلمپذیر را ماییم که باید به هم بزنیم. انقلاب ما امید همه ی مستضعفین و آزادگان جهان است. گفتند شایسته نیست "دانشجوی انقلابیِ ما" تحلیلی از مسائل کلان جهان و جایگاه ویژه ی کشورش نداشته باشد و نظر ندهد. در "هر"مناسبتی. در هر مناسبت و منبری پای حرفشان نشستیم، برایمان "قصه ی استعمار و استکبار" گفتند. هر اتفاقی که افتاد، فتنه شد، مصر شلوغ شد، مبارک رفت، انقلاب تونس به کشورهای عربی رسید، بحرین سرکوب شد. بحرین سانسور شد. عربستان دخالت کرد. ناتو به لیبی لشکر کشید... هرچه شد رهبر همان قصه را برای ما تکرار کرد فرمودند : راهی آغاز کرده ایم به سمت تغییر تاریخ؛ شما به پنجاه سال بعدش فکر کنید. نکردیم. نشنیدیم. حتی اسم آوردند: دانشگاه شریف! دانشگاه تهران! دانشگاه امیرکبیر! کجایید پس؟ عَلَمِ خمینی به دوش شماست!
عَلَمِ خمینی را روی زمین است. علم خمینی را "ما" روی زمین رها کردیم. چرا؟! آخر باید اول خطر عظیم مشایی را بزنیم! رهبر نمیفهمد! ما که می فهمیم چرا ساکت بنشینیم. الان دشمن ردیف اول جهان و بشر مشایی است!
بله رفقا! نگرانم از فردایی که صاحبان و مسئولین این انقلاب ما و شما باشیم! این عادت زشت شیعه است در تمام طول تاریخ... سردمداران شیعه همیشه دغدغه های امامش را با تمام قوا به حاشیه رانده اند... و ما نیز مادام که دست از این مسئله ی فرعی برنداریم و متوجه مسائل اصلی نشویم، از همانهاییم...خودِ خودِ "اهل کوفه"... هیچ هم با اشارتهای رهبر، به سر نمی دویم که هیچ، برعکس اشارات و تصریحات هم می دویم، با تمام قوا... بیایید ریشه یابی کنیم این مرضمان را رفقا... من فکر م کنم ماها "نزدیک بین"یم. به شدت! وسعت دیدمان فقط به چند نفر جنجال آفرین دولتی و رسانه ای آنهم در تهران می رسد. و نفوذ و دوراندیشیمان فقط به همین یکی دو سال اخیر! ... نه وسعت جهانی را می توانیم بفهمیم... نه لایه های فکری و فرهنگی جریانها را... و نه از گذشته و آینده ی تاریخ چیزی میفهمیم! همین دو سه سال احمدینژاد را میبینیم! نزدیک بینیم. از بچه دانشجو گرفته تا استادان معظم سپاهی و بسیجی شان! تا مجلسیان اصولگرای پرادعا تا علمای عالیقدر دینی... و ای کاش... ای کاش مشکل فقط "نزدیک بینی" باشد... ای کاش پای "نفس" و "منیت" و "خوشم میاد" وسط نباشد... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 12:13 توسط فروزنده
|
|
||