|
|
|
|
|
پیامک رسید: «امام جمعهی شهر ما منصوب شد به امامت یزد؛ اتوبوسها راه انداختن برای بدرقهش و کارمندها بهمراه خانواده دعوت شدهند و...»
یاد سال 80 افتادم که امام جمعهی شهر ما منصوب شد به امامت جمعه ی بوشهر؛ همین آیت الله ایمانی که حالا هم امام جمعه ی شیرازند... خودمون رفتیم خونه ش... مامان و خواهرم و من و عمو و...(من و خواهرم دبیرستانی بودیم) وقتی رفتیم، دیدیم جماعتی اونجا جمع شده ند ... تحصن بود؟ تجمع بود؟ بدرقه بود؟ تشکر بود؟ درددل بود؟ شرمندگی بود؟ اصلا نمی دونم چی بود... فقط میدونم "هیچکس اونهمه آدم رو دعوت نکرده بود اونجا".... و فقط می دونم چشم همه ی حضار خیس بود... بی هیچ حرفی... 23 سال، همه چیش رو از جان و مال گذاشته بود رو پیشرفت کازرون... بیمارستان شهر با پیگیریهای او بیمارستان شد، از پارچ آب و ملحفه، تا دستگاههای پیشرفته ی پزشکی، رو خودش خریده بود... بی هیچ اسمی بی هیچ "انگ یادبودی" که «این بیمارستان در سال فلان به دست با کفایت فلان مسئول افتتاح شد» و... بی هیچ اسمی... همین جاده ی کذای شیراز-کازرون، که بیش از 40 سال آرزو شده بود برا مردم، و همهی این 40 سال ترجیع بند شعار نماینده های مجلس بود، تنها کسی که بی سر و صدا پیگیرش بودف همین آیت الله ایمانی بود... همه سطح مخاطب رو درنظر داشت و دغدغه ی رشد فکری... از چندسال برگزاری همایش ملی علمی علامه طباطبایی... تا جلسات تفسیر و زیارت عاشورای صبح زود محرم ها برا عموم مردمِ "علاقه مند" تا... و خیلی خیلی خدمات مادی و معنوی دیگه برا این شهر... که من دیگه سنم قد نمی ده که یادم مونده باشه و چه قدرشناس هم بودن مردم کازرون!!! ... و بویژه نماینده ی محترم اون سالهاشون(مجلس ششم) که خوش ندارم اسم تو این وبلاگ بیاد اصلا!
الغرض... اون یه جور بدرقه بود... اینم یه جور... به قول همون دوست فرستنده ی پیامک : «دین، فقط با دینداری ترویج میشه...نه با پول نه با بخشنامه نه با...» کی میخوان بفهمند حضرات مسئولین، که این کارهای فرمایشی گند میزنه به هرچی عشق ملته... به هرچی احساس همدلی ملت با نظامه...بیشتر خیانته به اسلام و انقلاب، تا خدمت...؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۰ساعت 23:9 توسط فروزنده
|
|
||