|
|
|
|
|
متاسفانه خیلی دیر به دیر میبینمش ـحتی آخرین بار منو نشناخت! ـ به فردایی فکر می کنم که زبونش باز می شه!... کم کم یاد می گیره کنجکاوی کنه!... بپرسه!...و یاد بگیره... و وقتی بخواد بپرسه :"خاله! شما چیکار می کردین که هیچوقت نبودین؟..." و نگاهی که از شرمندگی پایین می افته:"خیلی کارها می خواستیم بکنیم... "
. . . مدتیه به نسل بعد فکر میکنم ؛ بقول دوستی :"اونایی که دست اندر کار انقلاب بودن نتونستن درست به ما منتقل کنن دغدغه انقلاب رو...ما چه طور می خوایم منتقل کنیم؟!... " واقعش، فکر میکنم راهی نداریم جز این که تو یه کشور "پیشرو" قرارشون بدیم! منظورم دقیقا اینه که باید جامعه ی ایده آلی که برای ساختنش انقلاب کردیم را تا اومدن ِ اونا ساخته باشیم!!! می تونیم یا نه رو درست نمیدونم ولی میدونم هیچکی از ما نخواهد پذیرفت که "ما ۵۰-۶۰ ساله که فقط می خواهیم ..." برای n امین بار یه سری به سند چشم انداز ۲۰ ساله ... رهبر می گه شدنیه!
راستی مصاحبه رو مجددا تکرار کردیم! و خدا رو شکر جدا گفتگوی خوب و مفیدی شد! حتی علاوه بر حاج آقای مظاهری؟ُ با سید علی موسوی هم ...! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ۲۳ آذر ۱۳۸۶ساعت 2:19 توسط فروزنده
|
|
||