|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم شب نهم: چرا باید رفت پیش خدا؟ چون لذتش بیشتر از هرچیزیست؛ حالیته؟! ( اگر کسی شرینیِ این "مراقبت دائم" را حس کند، این مراقبت دائم، رویه اش میشود، روحیه اش می شود، آدم از هرچیز شیرین دائم دیگری حالش بد میشود تقوا اگر سخت باشد، آدم غرور پیدا میکند! بیچاره میکند خودش را از عُجب و منت سر خدا گذاشتن! اتفاقا آسان است، تا هرچه بیشتر تقوا داشته باشی، بیشتر ببینی که "هیچ کار خاصی نکرده ای!" آیا مراتب دارد تقوا؟! بله! "ان اکرمکم عند الله اتقیکم!" ...بعد می گوید "اتقواالله حق تقاته" معیار درجه ی تقوا هم "تو" نیستی! خود خداست! اگر تو بودی که "بس ت میشد"! دیگه حداکثری نمی شد! در آیه ی دیگر می گوید "اتقواالله مااستطعتم" خدا کوتاه آمد! یعنی "گاهی تقوا داشته باشم؟ گاهی کار خوبی بکنم برای خدا ببینم خدا چه جایزه ای به من می دهد..." نخیر! میگوید "بین خودت و خدا پرده ی حیا قائل باش، اگر چه این پرده رقیق باشد"...نه اینکه گاهی خیلی ضخیمش کن گاهی هم یه دفعه بالکل بزن کنار! بنای "مراقبت دائم" داشته باش...یک موقع از دستت در رفت، شرمنده شو... امام صادق در مورد مراتب: تقوا 3 وجه دارد: "تقوا باالله" تقوای به کمک خدا! چطوری "حلال –غیرضروری- خودت را به شوق خدا ترک کنی! و "تقوا من الله" تقوا از خدا، "ترک آنچه که شبهه ناک است" از مال و اعمال و... و مرتبه ی سوم "تقوا من خوف النار و العقاب" این تقوا ترک حرام است! آقای بهجت می فرمایند ما همین آخری هم داشته باشیم بسمان است! ابلیس گاهی برای ما کلاس عرفان میگذارد! ابلیس از خدا خواسته بود من وقتی به مردم نزدیک میشوم از سینه ی خودشان حرف بزنم طوری که نفهمد حرف خودش نیست... یه نجوای عارفانه ای دارد حالا "از ترس عذاب و جهنم، کسر شأن است برای عبادت شما... زشت است برای شما با این ادعا و دک و پز، از ترس جهنم عبادت کنی...روحیه ت ضعیف میشود، اعصابت خرد می شود...بیا از عشق خود خدا عبادت کن که لذت معنویش را هم ببری"! بعد شما هم میبینی حرف بدی هم نمی زند! امام سجاد هم می گوید ما از عشق خدا عبادت میکنیم! ... بعد ابلیس نمیگوید که "شما بیا غوره نشده مویز بشو!" چون لو میرود! بعد شما عاشق که نمی شوی، از جهنم هم نمیترسی! بعد میبینی عاشق هم نشدی! دوباره حرف دارد "خب تو که حالا راه مانده تا آقای بهجت بشوی... زودت هست هنوز به آن مراتب عشق برسی"... برو آقا! تو که یک آتش کبریت را نمی توانی تحمل کنی، برو از جهنم بترس یه کم! کم کم دلت جا باز میکند برای عشق خدا! برادریت را اثبات کن: شمااصلا ایمان داری به خدا؟! مگر خودش نگفت جهنم دارم؟! به خدای بی جهنم ایمان داری؟! ... واقع بین باشید بچه ها! بعد امام صادق ادامه می دهد که "التقوا ذکرٌ لاینسی" تقوا، یادیست که فراموش نمی شود! همه ی ما می توانیم به تقوای امام و آقای بهجت برسیم! بیاید لااقل حسرتش را بخوریم توبه کنیم... بعضیها میخواهند توبه کنند؛ گناه پیدا نمی کنند! "استغفر الله ربی و اتوب الیه...ولی حالا ماکه کار بدی نکردیم..."!!! خدایا به ما حداقل تقوا را بده... تقوای من الله یعنی آدم "بترسد از اینکه رابطه ش را با خدا از دست بدهد" بترسد از اینکه این رابطه مخدوش بشود... ولی تقوای بالله یعنی چی؟ یعنی این دیگه این بنده نیست که دارد مراقبت می کند از خودش، خود خداست که دارد مراقبتش میکند... آقای بهجت میگوید این اصلا مال ماها نیست. به یکی از علما (که همه میشناسید و قبول داریدش و اسمش را نمی آورم) سید احمد آقا میگوید بهش گفتم چرا بعد از رحلت امام نمی آیی مزار امام؟ گفت من باید مٌحرِم بشوم بیام اینجا...امام به این عصمت رسیده. به اینکه خود خدا نگه ش دارد... آیت الله بهجت وقتی امام قم بودند هر روز فقط در خانه ی امام زیارت میخواند و در هم نمیزد وارد بشود، می رفت! ... یکی میگفت امام، عظمتش نصیب انقلاب ما نشد، یه کوچولو ازش به ما رسید شد انقلاب به این عظمت... مگر امام علی عظمتش خرج مردم شد؟! یک 5 سال حکومت کرد و سه تا جنگ! خدا این تقوا را به کسی میدهد که غرور نگیردش... کی بیشتر از همه به تقوا نیاز دارد؟ معلوم است که مسئولین! امام باید "اتقی الناس" باشد... استاندار یک استان، باید باتقواترین مردم آن استان باشد. نمایندگان مجلس باید متقی ترین باشد (آقا بگو متخصص هم باشند! کسی تخصص ندارد، بیاید ادعای کاری کند، اصلا ایمان ندارد! چون که صد آمد، نود هم پیش ماست...می ترسانید ما را از تخصص؟! متقی حرام میداند بر خودش وارد کاری که بلد نیست بشود) تقوا داشته باشد. نه اینکه نمازخوان ترین باشد. تقوا داشته باشد نه اینکه باعرضه ترین مردم باشد. تقوا داشته باشد نه اینکه خوش اخلاقترین مردم باشد...تقوا نداشته باشد، همین اخلاق و عرضه و نمازش زمینش میزند... «کما تکونوا یولا علیکم» خدا به یک مملکت نگاه می کند، آنقدر که مردم تقوا دارند، مسئولینی در آن حد نصیبشان میکند خدا. گفتیم تقوا در جامعه؛ تقوا درجامعه چطور خودش را نشان میدهد؟ در تقوای مسئولین! امام علی بالای هر نامه ش به مسئولین، مینوشت "تقوا داشته باشید در پنهان و آشکار عملتان" بدیهیست که هر مدیری یک امور پنهانی دارند، پدر یک خانواده هم لازم دارد گاهی پنهان کند اموری را مثلا روحیه ی خانواده خراب نشود، مدیر یک کارخانه، یک مدرسه هم... مگر زور رسانه ها چقدر میرسد همه چیز را آشکار کنند؟ صلاح هم نیست... کی توی این امور پنهان مراقبِ مسئولین است؟ بجز تقوا؟! رسانه بخواهد تقوا داشته باشد یعنی "حرف علیه خودش بود، بزند، به نفع خودش هم بود بزند"! نیاورید این رسوم حزبی پلید غربی را داخل مملکت ما... رسانه ی ما باید تقوا داشته باشند... عَلَم را باید داد دستِ اتقی الناس (بازم تاکید میکنیم: آدم بی عرضه تقوا داشته باشد، ادعا نمی کند اصلا!) طرف سفره اندازی مثکند که رای جمع کند! این عین بی تقواییست! میخوای کار خیر کنی، خب موسسه ی خیریه بزن! چرا کاندیدای مجلس شدی؟! ثوابش هم برات بیشتر است! درمورد تبلیغات انتخاباتی هم یک جمله...خدا می گوید "هرکه اخلاص بورزد، -برای به روی مردم آوردن کار نکند- منِ خدا مبلّغِ او میشوم!" ... می شود اینطور؟! میشود یک روز...جمهوری اسلامی آمده که مقدمه سازِ آن روز باشد...یعنی آمده که آدم باتقوا بسازد بدهد دست امام زمان... ابالفضل را کل زندگینامه ش، یک صفحه بیشتر نیست! اما همه ی عالم میشناسند و عاشقشند! کی مبلّغِ عباس شده بجز خودِ خدا... همه ی شهدای کربلا مقام عباس را می بینند غبطه میخورند... پ.ن.لحظه ای یاد 29خرداد افتادم...ی کمتر از دو ثانیه رهبر ما، مولای ما، بغض کردن، هزار بار مردیم همه مون تو اون دوثانیه و هربار یادآوری شه... چی بود لحظه ای که امام برگشته باشه...بی علمدار... (پ.ن.2.امشب هم به زور دیر رسیدن و سرعت نه چندان بالای تایپ...خییییلی خلاصه تر شد مبحث! پوزش...)
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۰ساعت 0:16 توسط فروزنده
|
|
||