***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

بسم الله

خدا، خودش را توصیف می کند به "اهل التقوا و اهل المغفرة" همان خدایی که شایسته است مراقب رابطه ت باهاش باشی، همان خدایی که باید ازش ترسید، همان خدا هم گذشت میکند! سخت نمیگیرد... تو "تصمیم داشته باش" و بخواه و سعی کن که مراقب باشی، جایی از دستت دررفت، می بخشد...

در سوره شعرا، میبینیم دائما از قول تمام انبیا قرآن میگوید "اتقواالله و اطیعوانی" تقوای الهی داشته باشید و از من اطاعت کنید! چرا از من؟! چرا نمیگوید اطیعواه؟!  ...بعد تر هم  آیه داریم اطیعواالله و اطیعوا الرسول و اولوالامر منکم... چرا برای اطاعت خدا یک "اطیعوا" آورده و برای رسول و اولوالامر هر دو یک اطیعوا؟ چون جنسشان فرق دارد، در اطاعت از امام و پیغمبر، شما ولایتمداری میکنید، ولی در اطاعت خدا، بندگی میکنی. حالا در دعوت همه انبیا، دنبال تقوا بلافاصله اطاعت از رسول مطرح میشود!

همانطور که عمل خوب بدون تقوا فایده ندارد؛ تقوای بدون ولایت هم فایده ندارد! "اتقواالله و اطیعوانی"! از امام باقر پرسیدند متقینی که قرآن میگوید کی ها هستند؟ فرمودند "ما و شیعیان ما"! اصل تقوا ولایتمداریست. خدا فرموده "قطعا عذاب میکنم هرمسلمانی را که از امامی غیر از آنکه من معین کرده ام، اطاعت کند؛ ولو اینکه او متقی و نیکوکار باشد"! همان تقوا! همان تقوایی که آخرین وصیت همه ی انبیا بود! همان تقوایی که سبب قبولی اعمال بود، همان تقوا با اطاعت از امامِ غاصب بی فایده میشود!

امام علی در مسجد کوفه می گویند"انا سید الوصیین و... و لقد کان حبیبی رسول الله، کثیرا مایقول (ای مردم کوفه که بیست و پنج سال "قال رسول الله"نشنیده اید...رسول الله زیاد این کلمات را میفرمودند) : یا علی! حبّک تقوا و ایمان! و بغضک کفرٌ و نفاقٌ!" علی! حب تو تقواست!... خدا در برابر نیرویی که "تعصب جاهلی(که یک فرهنگ است برای خودش)"بهشان داده است، من در مقابل، به مومنین 2 چیز می دهم : اول آرامش! که نترسند؛ و بعد "ملازم آنها قرار میدهم کلمه ی تقوا را". و بعد میفرماید مومنان اهل این تقوا هستند، و حقشان است. خدایا این یعنی چه؟ پیامبر بسیار میگفتند: خداوند از من عهد گرفت تا این را بیان کند :"یا محمد! اسمع!... علیٌّ کلمة الذی الزمه بالمومنین" آن کلمه ی تقوا علیست! مومن با ولایت علی ست که انرژی پیدا میکند!

این را شب عاشورا باید فریاد زد؛ که شب ولایتمداریست. که امام به همه گفت "پاشید برید، من به هیچکدامتان نیاز ندارم" شبیست که کاسه های گدایی دراز شد که "آقا! ما به تو نیاز داریم!"... فردا، یک پدری شهید میشود، دوتا پسر جوانش گریه میکردند، امام گفت شما هم بزودی بهش ملحق میشوید، چرا گریه میکنید؟! گفتند برای خودمان گریه نمی کنیم؛ گریه میکنیم که چرا بدرد تو نمی خوریم؟ چرا نمی توانیم اماممان را از غربت در آوریم... امام رضا میفرماید "نحن کلمة التقوا و عروةالوثقی" امام حسن عسکری میگوید:هدی لالمتقین که در آغاز قرآن آمده، یعنی قرآن بیانیست برای هدایت شیعیان محمد و علی که..." امام علی از جایی رد میشد، جمع شدند دورش عرض ارادت که آقا ما از شیعیان شماییم...امام فرمودند نه شما از شیعیان ما نیستید! شیعیان ما کسان دیگریند...طوری گفتند که اینها هم شرمنده شدند هم شیفته ی آن شیعه ای که امام گفت ...شاید نه همه شان... اما "همام" بین آنها بود فوری گفت آقا میشه بگید چه صفاتی دارند؟! چه صفایی دارد همام، بهش برنمیخورد که "یعنی چه! مگر ما چه کرده ایم چه مان است که شیعه نیستیم؟!"...فورا شیفته ی کسانی میشود که برتر از اویند...

عده ای آمدند خدمت امام رضا که ما شیعیان شماییم آمده ایم ببینیمتان عرض ارادت کنیم...روزها همین امام رضای رئوف راه ندادشان! دست آخر گفتند خب چرا بگویید چکار کردیم که راهمان نمیدهد امام؟! امام گفت بیایید؛ امام میخواهد چیزهایی را حفظ کند، هرکی هرکی نشود... گفتند شما شیعه نیستید، شیعه یعنی حسن و حسین که شیعه ی علی بودند! بعد مقداد و سلمان و...

تقوا صبر نیست، قتوا سخاوت نیست، تقوا یک کار خاص نیست، تقوا یک ماهیت خاص رفتاری ندارد؛ یک روحیه ست؛ یک رویه ست، یک "بنا"ی خیلی کلی ست. عملها (که هرکدام حیثیت خودشان را دارند) و صفات (که هرکدام حیثیت خاص خود را دارند) با تقوا قبول میشود. چه حس میکنید از تقوا. ترجمه کرده اند "کلمه" را در قرآن به "روح"...تقوا هم "روح اعمال و صفات"ماست...

 

یک نکته ی رندانه ای هست که تقوا را در یک عملِ خاص متعین نکرده اند! یک روح کلی... چه نکته ای؟! نکته ای که ممکن است ششهزار سال عبادت کنی، بعد یک دفعه یک امر دیگه بکند خدا که کم بیاری!

نکته ی "انی احب ان اطاع حیث ارید، و لا حیث ترید"! حرفی که به ابلیس زد خدا!  تقوا سیال است! نمیخواهد بیایی به خدا بگویی "آقای خدا! لیست اعمالی که دوست داری بده ما برویم خودمان را باهاش تطبیق بدهیم"! نخیر! اساسا تقوا یعنی به ساز من برقص! مثال ساده ش این که آدم خودش را تطبیق میدهد با قوانین رانندگی، بعد افسر راهنمایی رانندگی دستور خلاف آن بدهد! تقوا یعنی تو آمادگر داشته باش هرموقع هر دستوری بهت دادم؛ یه دفعه یک دستور را که جلوت گذاشته میکشد کنار یکی دیگه میگذارد... میخواهد ببیند "خدا را میپرستی! یا این لیست دستورات را؟این  صفات خوب و اعمال خوب را"؟! سر سجاده ی نماز، سرگرمِ منی؟ یا سرگرم نماز؟! ... خدا زاهدی را که داشت نماز میخواند، فرستاد بچه ها جلوش یک خروسی را تکه تکه میکردند، طرف فکر کرد، عجب ظلمی میکنند، حالا بگذار من نمازم را تمام کنم بعد...!!! ...

"ولایت" یعنی دستورات سیال! بخواهی بازی دربیاوری در تقوا، محل امتحانش ولایت است... قرار نیست یک لیست دستورات بدهد خدا، بگوید برو دیگر طی یک مکانیزمِ خودکار می روی بهشت! ... طرف میگوید من با نمازت و زکاتت و جهادت و... مشکل ندارم؛ اینقدر اما بغض داشت از علی، که دست عبلی را که پیامبر برد بالا نپذیرفت "قراره این علی تکلیف مرا دربرابر خدا تعیین کند؟! اصلا ما نیستیم با این خدا اگر اینطور است!"...مچِ ابلیس را همینجا گرفت خدا! "این بار من میخوام به این آقا سجده کنی!" این عابد زاهد، در یک دقیقه شد رذلترین رذل تاریخ... عبادت پَر، اخلاق پَر! خودسازی پر!

چرا روح تقوا میشود ولایت؟ چون ...

امام یک دفعه یک روز گفت "حفظ اسلام از نماز واجب تر است"! بگذارید از اول صه بگوییم: یک عده بچه ها بودند که پدر و مادرشان نمیگذاشتند بروند جبهه، که تو بدون اجازه ی من بروی –طبق دستور اسلام!- نمیتوانی بروی جهاد نمازت هم قبول نیست و... ایضا مقدسنماهایی بودند که... اینجا امام "فتوا" دادند که بدون اذن پدر هم مشکل ندارد، وقتی مسئله حفظ اسلام است...

تو جبهه میدویدیم و نماز صبحمان را میخواندیم...حالا تو بیا بگو آقا آداب نماز!!! ...

(وزارت اطلاعات درست شده بود- گفتند آقا جاسوسی خوب نیست! امنیتی بازی خوب نیست و... چرا اطلاعات درست کردی؟! امام فرمودند (حالا ببینید من تندروز کردم یا نه اینها را میگویم؟!- آدم ر.ی منبر، حتی ولوم صداش هم بی حساب و حسب دلم میخواد بالا و پایین ببره...خدا حفظ کند) "این حرفهای احمقانه ایست که ازینگروهها نقل میشود که جاسوسی خوب نیست؛ ... اگر اسلام نیاز داشته باشد شرب خمر هم لازم است دروغ هم لازم است" ... یکی را فرستادید تو دل دشمن، اطلاعات لازم گیر بیاورد؛ همه دارند "..." میخورند، تقوا پیشه کند تا لو برود اسلام به آنچه نیاز داشت نرسد؟!

آقا اینطوری که سنگ روی سنگ بند نمیشود همه چیز را هرطور دلشان بخواهد بالا پایین میکنند... نه عزیزم! کی حق دارد اینطور حکمی بدهد؟! امام عادلی که هیچ چیز برای خودش دلش نمی خواهد! ...

کسی از من پرسید آقا امام علم غیب دارد یعنی چه؟ گفتم تو تاحالا "آدم" دیدی تو زندگیت که علم غیب داشته باشه؟ نه ندیده م! پس تو اصلا صلاحیت پرسیدن این سوال را نداری! ... طرف قبل انقلاب کتاب نوشته بود که اثبات کند که "امام حسین نمیدانست شهید میشود" خب دو روز صبر میکردی این جوجه بسیجیها را می دیدی که چطور میدانستند کی و چطور شهید میشوند... پیامبر کسی را که فرستاد به نمایندگی حکومت ِ مکه، گفت حرف او حرف من است (معصوم هم نبود) بدونِ مشورتِ با من هم حکم میکند!

چرا این را تاکید کردند؟ که پس فردا برای هرحکمش گیر ندهی که شاید پیامبر نظرش این نبود... تو این سوال را میپرسی چون "آدم ندیدی"! خودت را دیدی و پسرعمه و پسرخاله ت را... آدم ندیدی ، آدمی ندیدی که هرچه بهش مسئولیت بیشتر میدادند تقواش بیشتر میشد... نماز شب نمیخواند، حالا میخواند، با چه گریه ای... چه میکشیم از انسان شناسی های ناقص غربی...کی گفته همیشه قدرت فساد می آورد؟ "آدم ندیده اند اینطور ی حکم کرده اند"

به من بگویند حکومتی هستی این حرفها را میزنی؛ بگویند، نانی از کسی نگرفته م که برای گفتن یا نگفتن این حرفها کم و زیاد بشود... مرده شور آن محبوبیتی که با "ابوموسااشعری"بودن حاصل بشود...

شب عاشورا،طرف آمده دنبال نیزه میگردد... میگوید پول داشته م اونقدر که خودم بیام فقط عمرسعد بگو چکار کنم؟ منم یک ثوابی ببرم در کشتن حسین...پول نیزه و شمشیر خریدن نداشتم... یک شبه به اوج نامسلمانی رسیدند خیلیها... بد نبودند با حسین اصلا تاریخ شهادت میدهد "قلوبهم الیک، و سیوفهم علیک"!!!

عمرسعد تا آخرین ساعات تاسوعا، می گفت "میترسم این شمر ملعون آخرش دست مرا به خون حسین آلوده شدند"

بزرگترین عبرت عاشورا همین است که چطور قومی که حسین را دوست داشتند طی کمترین زمان اینطور جنایتی کردند...مردم شام (که سنتی دشمن علی بودند! تحت تربیت معاویه) دیگر اسب نمیتاختند شاید روی...

چرا؟ این شدیدترین غضبیست که خدا دارد نسبت به "مدعیان تقوا" که ولایت نداشتند...

خدا با هیچ دعایی نمیشود تو را از تصمیمت برگرداند که امتحان نکن...غربال نکن... رحم کن به ما... بیاید به حسین "پناه" ببریم از این غربالها...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۰ساعت 2:36  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده