***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

بسم الله

-امشب حرم آل علی آب.... آب دارد... چیزهای دیگری ندارد...-

شب یازدهم: تقوای دل و ...

در روایات داریم که "انما التقوا فی القلب"؛ حداقل دو مرتبه هم در قرآن برمیخوریم به تقوای قلب.

یعنی نه تنها اینکه خب هر عملی (که میخواهیم "مراقب"ش باشیم) ریشه در قلب دارد و گرایشات و (رابطه ی عمل و گرایشات که شبهای قبل بحث شد) بلکه اساسا متعلَقِ مراقبت ، خودِ دل باشد! مراقب قلب باشی که سراغ بدی نرود! خیلی وقتها عمل بدی انجام نمیشود اما قلب برای خودش خیلی جاها رفته که نباید میرفت!

مناسک حج مثلا یکی از شعائر(نشانه های) پروردگار است که خدا بعد از توضیح دادن آن،  میگوید "هرکس شعائر الله را گرامی بدارد، این از تقوای قلب اوست!" گویی رعایتِ ادب در برابر "نشانه های" پروردگار، تقوای قلب است. اما این نشانه ها، خیلیهاش، آثار مستقیم پروردگار نیستند! بلکه آثار وجودی اولیاء خداست... "سعی" صفا و مروه، منی، مقام ابراهیم، و... آثار وجودی اولیای الهی بودند که "نشانه های خدا" شده اند... برخی از نشانه ها محصول وجود یکی از اولیای خداست، یا بعضی از نشانه ها مقدمه و استقبال از وجود ولی خداست!(مثل شکافتن خانه ی کعبه!... حضرت عیسا که خودِ تولدش معجزه ست، و مادرش همیشه مستقر در خانه ی خدا، موقع تولد، میفرستندش دور از آن مسجد...امام علی...!!! چی میخواهد بگوید خدا؟!)

اگر خدا می خواست در کربلا مناسک درست کند،برای  آن صحنه هایی که رباب برای تشنگی کودکش کرد، چه باید میکرد؟!(وقتی برای تشنگی طفل هاجر، سعی را گذاشت...) فقط اگر محل های به زمین خوردن امام  را میخواست... بیجهت نیست که زیارت کربلا را معادل هفتاد حج مقبول...یک روزی هاجر دنبال آب برای بچه ش دوید، تا دنیا دنیاست همه باید جای او بدوند! شما اینهمه سال سینه مزنید به جای کتک خوردنِ کی؟!..

نشانه های خدا را اگر کسی بخواهد گرامی بدارد، باید اولیای خدا را گرامی داشته باشد: «کسانی که در برابر پیامبر ادب رعایت میکنند و صداشان را بلند نمی کنند؛ اینها کسانی اند که خداوند دلهای آنها را برای تقوا امتحان کرده است!» چه چیزی را می خواه توضیح بدهد خدا؟! تکریم اولیای خدا، بالاترین تکریم شعائر است، تقوای قلب را "تضمین" کرده، یعنی کسی که تکریم کرد اولیا الله را  و حقشان را شناخت و... پیداست که قبلا "خیلی مراقب قلبش بوده"... بیجهت نیست که اشک بر امام اینچنین آثاری ... آیت الله قاضی میفرمایند "اساسا راهی بجز حسین برای سعادت وجود ندارد"!(نکنه آقای قاضی هم می خواهید بگویید بچه هیأتی بوده!؟) هیأتی یعنی چه؟ یعنی برنامه داشته باشد برای تعظیم این شعائر... حضرت زهرا هر هفته مسیر طولانیِ مدینه تا کوه احد را طی می کرد برای زیارت حمزه و شهدای احد...(هرچند واضح است که مقام حضرت فاطمه خیلی بالاتر ازحمزه ی سیدالشهداست!- با این حال حضرت زهرا مقید بود هر هفته برای او سوگواری کند! ...ما برنامه نداشته باشیم برای حسین؟! بی ادبی نیست؟!-دهه اول محرم تمام شد... تصمیمی بگیرید- یکی از علما گفته بود که تهران جلسات روضه ش زیاد است، تفسیر قرآنش کم است. خیلی حرف غلطیست! چطور بفهمیم اهنیتِ این مجالس را برای آدم... یک ماشینی که به اندازه ی آدم نمی ارزد، باید بیمه باشد، تو نباید بیمه شوی؟!... یک پیرمرد پاک انقلابی بود که کسی مکاشفه ای هم ازش سراغ ندارد، مقابل رضاخان ایستاده بود و...  گذرش به پارکینگ خانه ی یکی از دوستان افتاده بود گفته بود تو اینجا مجلس روضه گذاشتی؟! – این روضه ست که امکان فهم قرآن می دهد. امکان فهم قرآن نباشد، با قرآن به جنگ اهل بیت خواهی رفت؛ مگر مردم کوفه نبودند؟ چندبار با قرآن به جنگ علی و حسن بن علی و حسین بن علی رفتند؟! ...در جلسات هیأت باید تفسیر قرآن بشود؛ "چه بسا قرآن خوانهایی که قرآن لعنتش میکند" نیاز هفتگی ماست روضه ی اباعبدالله، تا نور قرآن بتواند به دلشان بنشیند. هفتگی، چون گفتیم، تقوا یعنی "مراقبت دائمی". یک بار بیایی و دیگر نیایی چه بسا بی ادبی مضاعف باشد...حداقل زیارت عاشورایی بخوان برای خودت...) اینها، و فقط اینهایند که خدا "مهرِ امتحان پس دادگی" بر دلشان زده! خدا چنین مهری را بر دل "نماز خوانها" نزده که هیچ، "ویل لالمصلین" هم گفته! ... روشنفکرزده های کم فهم ی اول انقلاب میخواستند روضه ها را حذف کنند؛ امام بود که اجازه نداد "اسلام را این روضه ها و منبرها حفظ کرده؛ منبرها را هم همن روضه ها حفظ کرده"... علامه ی طباطبایی –عوام نیست! عارف است...اخباری نیست! فیلسوف است...مفسرکبیر قرآن است، قرآنی تر از همه، عقلانی تر از همه ست- یکی از علما که میشناسید میگفت، علامه ایام فاطمیه میرفت یک خانه ای که روضه ای داشتند، دم درب مینشستند! ...یک بار که می آیند میبینند تعمیراتی انجام داده ند، میگوید دیواری که دست نخورده باشد مانده؟ میگویند بله کنار منبر...میرود آنجا، میگویند شما که تاحالا بالای مجلس نمینشستید...میفرماید می خواستم از دیواری که سالها ناله ی یازهرا شنیده، نور بگیرم... علامه ی طباطباییست ها!...

یک مقایسه ای را وعده داده بودیم بین تقوا و اخلاق...بعد از این مقدمه و تعریف تقوا، حالا میتوان... اخلاق بمعنای "علم اخلاق" که از یونان آمد؛ و سکولار بود و خیلیها اصرار دارند که کماکان هم سکولار بماند:

اولا اخلاق، بر "ملکات " استوار است: اگر کسی مثلا ملکه ی شجاعت داشت، بافضیلت است (ملکه=خوی حسابی جاافتاده نادینه شده!)

تقوا میگوید: بخاطر خدا باید سعی کنی شجاع باشی، این شجاعت اگر برایت ملکه شد، حالا بد هم نیست، اما نشد هم مهم نیست!

آقا من آدمِ بیصبری هستم ذاتا! خب بخاطر خدا "تصبّر کن" : سعی کن صبور باشی! خب ملکه ی صبر نداری،  "زجر بیشتر"ی میکشی، منِ خدا هم البته "اجر بیشتر"ی میدهم بهت!

اخلاق میگوید: ملکه ی سخاوت داشته باش، تا "راحت" دست به خرج و بخشش بشوی!

تقوا میگوید: به خاطر خدا دست بخرج شو، اگر در عین اینکه برایت سخت بود،کردی، اجر بیشتر!

البته "اخلاق" چیز بدی نیست، در روایات داریم که "هدیه ای"ست که خد به بعضی از بنده ها داده: به بعضیها همینجوری ژنتیک ملکه ی تواضع دارند یا سخاوت یا حیا  یا... خب ملکاتی که خود ما زور زده ایم کسب کرده ایم چطور؟! اگر برای خدا زور زدی که همان تقواست!... ادامه ی همان روایت" ملکات، هدایای خدا هستند، برخی شان سجیه هستند و برخیشان نیت" پرسیدند کدام بهتر است؟ فرمود «کسی که سجیه دارد، "مجبول" است ذاتا به این سجیه، (اگر نکند، حالش بد میشود، شجاعت نورزد، احساس حقارت میند، سخاوت نکند، عذاب وجدان میگیرد...) اما صاحب نیت، نه، زحمت می کشد و "تصبّر" میکند بر کاری که برایش عادت نیست ولی بخاطر نیتش... معلوم است که این دومی بهتر است»

امام علی: «مردی میگوید من جهاد کردم، درحالی که جهاد نکرده، جهاد ترک گناه است و جنگ با دشمن. اما برخیها هستند که "دوست دارند جنگیدن" را برای نام آوری (ذکر) یا برای اجر مادی؛ بعضیها هم هستند که طبعشان شجاع است، از کسی که بشناسد یا نشناسد دفاع میکند، و "بالطبیعة" از جبن دوری میکند؛ ... امام "مهم این است که برای چه چیزی داری جنگ می کنی!" سگ هم برای دفاع از بچه اش میجنگد!!!»

(گاهی ائمه ما را مثلا توصیه میکنند که "وفا را از سگ یاد بگیرید" اما نه به این معنا که ما هم مثل سگ وفا داشته باشیم همینجوری...حداقلی)

در تقوا گفته میشه  به این فضایل برسی خوب است. در تقوا گفته می شود به خدا برسی خوب است

اخلاق "موثر و انگیزه بخش" نیست؛ تقوا هست...

ما سوءظن داریم؛ وقتی بطور مشکوک یه دفعه یه کلماتی باب می شود... آا عارف باید بود عارف باید بود عارف باید بود... حالا یه دفعه هم وسطش "فقها عارف نیستند"! همین را میخواهی بگویی!!! آقا قانون...قانون...قانون...انسانیت...انسانیت...اخلاق...اخلاق...اخلاق... چه چیزی را میخواهی بزنی با این کلمات خوب؟! ته ش را بگو! تیزیم ما ایرانی ها! هر کسی زیادی بر یک چیزی تاکید کند، معمولا یک چیزی توش هست! یکی شروع می کند :آقا امام زمان امام زمان امام زمان...ته ش:خب ولی فقیه نه دیگه!...

انگار یک جورهایی "نسبی گرا شدیم!" بله! آخر الزمان است، حواسمان جمع باشد هر حرف درستی ممکن است به آسیب کشیده بشود. در روایات داریم همه ی مفاهیم نسبی اند بجز تقوا! که تنها مفهوم "مطلق" است...مگر اینکه تقوای بدون ولایت که دیشب بحث شد

یک جای قرآن، تقوای اللهی مطرح نشده، "تقوای از فتنه"   اتقواالفتن...فتنه ای که تر و خشک را باهم میسوزاند...فقط ظالمها نمیسوزند؛ مظلوم هم میسوزد. فتنه یعنی چه؟ فریب بزرگ اجتماعی! خب این معلوم است که اشد من القتل است... در جریان که هستید که فتنه های بزرگتر از 88 هم در پیش داریم! پیامبر فرمودند "ناراحت نباشید از فتنه های آخر الزمان؛ چون اینها می آیند که منافقین را رسوا کنند" مثل فتنه های صدر اسلام نیست، که خانه نشین کند ولی خدا را... فتنه برای جامعه ی ما شده مثل "مین گوجه ای زیر تانک" که فقط تق تق میکرد...! بله؛ کسی پا در فتنه بگذارد به سرعت دفن می شود در تاریخ، چند تا سطل سوزاندند چندسال قبل، ببینید آنهایی که "در جهان" خوشحال شدند، امروز سرشان را نمیتوانند در دنیا بالا بگیرند از رسوایی... فتنه های آخرالزمان، اینجوری سریع رسوا میکند!

امام علی فرمود فتنه با چه آغاز می شود؟ با بی تقوایی! «یک هوای نفس تبعیت میشود، فتنه کلید میخورد» آیت الله بهاالدینی میگفتند همیشه "زرنگ بازی در نیارید" ...حرامش باشد کسی که با زرنگباز ی برود مجلس...

دوستان شهرداری قم، میگفتند خانه ی آیت الله بهجت توی طرح افتاد؛ گفتیم برویم، هم ببینیمشام هم مطلب را بگوییم؛ تا گفتیم، بلند شد رفت بیرون بیست دقیقه ای ماندیم، نیامد،  گفتیم ناراحت شدند... رفتیم دیدیم در حیاط، مشغولِ جمع کردن اسباب شدند! گفتند دیگر نشستند در این خانه "شبهه ناک" است!!!قانون اسلام نبودها! حکم ولی فقیه هم نیست ها! ... مملکت امام زمان، شوخی نیست! بازی نداریم!...

کسی با زرنگبازی بخواهد کار خوب بکند هم خدا پدرش را درمیآورد، با زرنگ بازی کار بد بخواد بکند؟!... زمان امام زمان سیاست چطوری تطهیر میشود؟ اینجوری که« غلط میکند کسی که صلاحیت ندارد برود در کار»... خدایا محافل سیاسی ما را نورانی تر مساجد ما قرار بده! ...خدایا سیاسیون ما را از کسانی قرار بده که بشود به خاک قدمشان تبرک جست(چنانکه درمورد فرماندهان سپاه امام زمان گفته اند)...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۰ساعت 23:23  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده