|
|
|
|
|
مصاحبه ی حاج حسین عظیمی مسئول کانون سنگرسازان بی سنگر، با اشاره به تجربیات جهاد سازندگی، به خوبی «اشکالات سازو کارهای دولتی» را نشان میدهد. و« آزاد شدن ظرفیتها» را نیز... متن مصاحبه در حیات طیبه: از وقتی جهاد وزارت خانه شد، دردسر شروع شد (واقعا ارزش داره کل متن را آدم بخواند) بخشهایی از متن: ...قبل از انقلاب ساختار اداری و دولتی ما به سمت غرب طراحی شده و شکل گرفته بود. توسط آمریکاییها ساختار اداری ما چیده شده بود. «هدف» آن، قلهی آن این بود که قرارداد ببندد با شرکتهای خارجی! پول نفت را طی سازوکار مشخصی بدهد و کالا و اسلحه بخرد .چون کارخانجات اسلحهسازی بیشترین سوددهی را دارند. وزارت نیرو تشکیل شده بود برای قرارداد بستن با خارجیها که بیایند طراحی کنند؛ اجرا هم بکنند. ما قبل از انقلاب حتی یک سد هم نداریم که ایرانیها ساخته باشند! ایرانیها در آن پروژهها در کنار خارجیها یا پیمانکار دسته دوم بودند یا کارگر. حالا شما میخواهید این سازمان وزارت نیرو را به کار بگیری برای خودکفایی ایران؟! این ساختار اصلا ذاتش این نیستبرای این ساخته نشده. پول نفت که بود؛ دستگاهها هم که بودند پس چرا برق و آب به روستاهای ما نرسیده بود؟! چرا تضاد طبقاتی و حاشیهنشینی و… داشتیم؟ چون سیستم دولتی برای رفع محرومیت طراحی نشده بود. وزارت صنایع ما هم همین بود مأموریتش فقط این بود که به هرکسی میخواهد کالا وارد کند از خارج، مجوز بدهد! چند تا کارخانه مونتاژ هم بود. مثلا کارخانه آبمیوه که کاغذش، ماده اولیهاش، اسانسش و رنگش و… و حتی دستگاهی که اینها را سر هم کند همه را وارد کردیم. بعد به ما میگفتند جای خودتان را در صنعت دنیا تعیین کنید! جای ما فقط «کارگر ارزان» بود!.... البته ما نمیگوییم تمام مردم جهادی شوند! میگوییم جهادیها هم وجود داشته باشند. مردم هم بهره میبرند از کار جهادیها. و وقتی میبینند اینها نه برای سود خوشان، بلکه بخاطر خدا، بخاطر حل مشکل مردم دارند کار میکنند، کمک هم میکنند به آنها. یک مثال بزنم روشن بشود: بچههای جهاد دیده یودند که «جدا کردن گندم از کاه و علف» برای کشاورزها معضلی شده است و چندین روز طول میکشد و کار دشواری هم است. بچههای جهاد این نیاز مردم را از نزدیک دیدند و چیزی ابداع کردند که بسته میشد روی همان دیفرانسیل ماشین درو، اینطوری کار کشاورز چند روز جلو میافتاد و بازده بالاتر میرفت. این را بعدتر دادند به صنعت که ترویج و تولید انبوهش کنند. حالا آدمهایی که از این ماشین استفاده میکردند که دیگر «جهادی» نبودند! صنعتکاری هم که این اختراع را به تولید انبوه میرساند، جهادی نبود. ... دولت ها در کشور ما به نخبه میگویند بیا برو «شرکت خصوصی» بزن! ۱ اختراع کردی، حالا برو دنبال صنعتی کردنش، باقی عمرت را بگذار از همان ۱ اختراع امرار معاش کن. پول در بیار. نه! آدم نخبهی جهادی را بگذار برود چندتا اختراع دیگر چند تا مشکل دیگر را حل کند، «مردم» بروند از این اختراع بهره ببرند. ...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۲ساعت 18:4 توسط فروزنده
|
|
||