***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

[غروب نهم ذیحجه ی سال شصت - عرفات]سر بر آسمان، بلند می خواندش: "یا اسمع السامعین ، یا ابصر الناظرین" در انتهای آن نجوای تاریخی، ساعاتی متمادیست که چهره اش مجال خشک شدن – از اشک – نیافته ،  "عازم" است و اینچنین "خواندن"ی، سدّ راه هر تردیدیست که  "این عزم به کجا می کشاندش؟"  ["آیینزدگی" دردی ست در انتظار هر انقلابی که "ایدئولوژی"اش را مضمحل و انقلاب را در اندک زمانی قشری و پوک می کند؛ و چشمان دردمند تمام انقلاب های حق جو، از این لحظه تا پایان تاریخ به جستجوی درمان بر "او" خیره مانده اند] حامل" ماموریتی" ست به پهنای زمین و درازای زمان و عمق انسان .

"اسلام" ، انقلاب الهی محمد(ص) ، به تنگ آمده است از "مسلمانی کردن"ها! که این مسلمانی نه اسلام است، "نفاق" است بر مسند خلافت. نفاق است بر منبر فقاهت. نفاق است جاری در کوچه و بازار ... و دستور: " جاهدوا الکفار و المنافقین..." .  " مامور" است به جهاد با نفاق . "رسول"یست مهیای ابلاغ رسالت : ارائه ی شریعت ِ "طغیان ِ نماز بر صفهای طویل ِ جمعه و جماعات ِ به امامت ِ حجّاج ها " ، شریعت ِ " فریاد ِ طواف الله بر حج های میلیو نی ِ حول ِ ولایت بوزینه بازان"... پس "یا ایها الرسول بلّغ ما انزل علیک..."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۶ساعت 14:25  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده