|
|
|
|
|
ایام تبلیغات انتخاباتی، نظرشان را در مورد «علم» و «دانشگاه» می پرسیدند، (به جای هرگونه تحلیل و آسیبشناسی ای از مسائل اساسی دانشگاه مثل اینکه: چرا آموزشهای دانشگاهی به کار صنایع کشور نمی آید؟ و...) تنها 1 کلمه می فرمود: «نباید با دانشگاهیان برخورد سیاسی کرد!» به «قدرت» که رسید، 16 آذر رفت دانشگاه بهشتی (در جمعی خالی از دانشجویان دانشگاه بهشتی!) تعیین تکلیف کرد: «دانشجویان باید از افراطیگری انتقاد کنند!» به «قدرت» که رسید، اشتباهاتش که در محافل علمی تحلیل و بررسی شد، رفت پشت تریبون و این بار برای استادان تعیین تکلیف کرد: «چرا دانشگاهیان از توافقنامه ژنو دفاع نمی کنند؟! » (و البته پیش تر از این، حتی قبل از به قدرت رسیدن رسمی، هیأتی سه نفره را به جهت تصفیه های سیاسی روانه ی دانشگاهها کرده بود!) ایام انتخابات، نظرش را درمورد «فرهنگ» می پرسیدند، بجای هر تحلیل عمیقتری تنها 1 کلمه پاسخ می داد: «نباید با اهالی هنر برخورد سیاسی کرد!» به «قدرت» که رسید، در جشنواره فیلم فجر «جایزه ی ویژه ریاست جمهوری» تعیین کرد! به «قدرت» که رسید، نماینده فرستاد تا در مراسم اختتامیه ی جشنواره سی و دوم فیلم فجر حتی برای هنرمندان هم تعیین تکلیف کند: «هنرمندان نباید نسبت به پیام 24خرداد بی تفاوت باشند» «هنرمندان باید قهرمانان اعتدال را به مردم معرفی کنند» !!! دیر نباشد که فیلمسازانی که آثارشان به مذاق شخص ایشان خوش نیاید، مانند استادان «بی سواد!!!» مخالف با توافق ژنو، «بی هنر» شمرده شده و از جرگه هنرمندان کنار گذاشته شوند، بلکه حتی مثل نشریات منتقد توقیف شده، توقیف و سانسور و حذف گردند... دانشجو و جنبش دانشجویی = کسانی که حرف جناب ایشان را «تکرار» کنند. با سواد و اهل علم = کسی که از سیاستهای جناب ایشان تمجید کند. هنرمند = کسی که جناب ایشان را به مردم معرفی کند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ساعت 1:13 توسط فروزنده
|
|
||