***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

و فرشتگان گفتند: آیا موجودی در زمین قرار می دهی که در آن فساد کند و خونها بریزد؟...

باز هم ایام جام جهانی ست و باز هم لابلای اخبار انبوه اخبار و جشن و پایکوبیهای مربوط به این اتفاق بزرگ، خرده اخباری هم از جنگهای خونین از اقصا نقاط  دنیا درز میکند!... آفریقا،  افغانستان ، اوکراین، غزه(طبق معمول) ، سوریه (همچنان)، و حتی عراق...

و سود تمامی جنگها را کسی می برد که چرخ اقتصادش با تولید و فروش سلاح(به دو طرف جنگ!) میچرخد.

و سود ناامنی عراق را کسی میبرد که به دنبال زیرسوال بردن حکومت مردمی عراق یا به دنبال بازگشت دوباره به بهانه ی برقراری امنیت در آنجاست

و سود تمام ویرانیها را کسی میبرد که میخواهد در دنیای «رقابتی» امروز، یکه تاز آبادانی باشد و دستهای گدایی تمام جهان، برای دریافت وامهای «بازسازی کشور» به سویش دراز...و جان انسانها...؟! اصلا چه اهمیتی دارد؟!

بعد از ویرانی کشور آرام و زیبای سوریه، قطب صنعتی عراق، موصل،(مفت و مجانی و طی خیانت آقای استاندار) ویران می شود، یکی از وحشی ترین اقوامی که تاریخ به خودش دیده، داعش، علاوه بر سلاحهای سبکی که دائما از آمریکا دریافت می کند، به سلاحهای سنگین پادگان موصل هم دست میابد(اینها که با همان چاقوی دستی هم سرها بریده اند، اینکه با هواپیما و تانک چه کنند، خدا عالم است!)، 1700 نفر دانشجوی عراقی یکجا به دست داعش کشته میشوند، کودکان و زنان روستاهای عراق سلاخی می شوند، مقامات بحرین(!!!) بحران عراق را «اعتراض مردمی» میخوانند!!!  دهها انگشت رای دهنده در افغانستان قطع می شوند و صدها نفر کشته، و دیده بان حقوق بشر نسبت به اعدام4زندانی در ایران اعلام خطر میکند! و رسانه ی ملی بیست و چهار ساعته برای مردم خیال کودکانه ی صعود ایران به مرحله ی بعد جام جهانی می بافد. و وقت وزیر محترم خارجه ایران ارزشمندتر از آن است که از «راضی کردن ابرقدرتها» گرفته شود و اندکی هم به مسائل همسایگان بپردازد و لااقل اندک اعتراضی به رفقای آمریکاییش بکند بابت ماهها حمایت از تروریسم سوریه و عراق...

و ما 1458 کیلومتر مرز مشترک با عراق داریم

از آذربایجان غربی...تا... خلیج فارس

شامل استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان

و از مردم این استانها باید پرسید معنای مرز مشترک را، و معنای امنیت را، و معنای تروریسم را...

اینکه اسلام داعش چجور اسلام بی یال و دم و اشکمی ست و قرآنشان چطور قرآنیست که نمیگوید «هر کس انسانی را بکشد، گویی تمام مردم جهان را کشته است»  و پیامبرشان کدام پیامبر است که نگفته به جنازه ی (حتی دشمنان متجاوز!) هم بی حرمتی نکنید و سر بریده را توپ فوتبال نکنید وبه مردم بیگناهی که با شما نجنگیده اند، حمله نکید، من نمی دانم؛ این را هم که اعضایش چقدر احمقند که چنین رویه ای را به نام اسلام باور کرده اند، من نمی دانم... بهرحال دین made by Britain ست دیگر...

اما این را میدانم که داعش دشمن اول خود را «شیعیان» معرفی کرده. و جان و مال و ناموس دشمنانش را مهدور میداند. و شیعه ماییم! و بیجهت از سوریه به سمت همسایگان شرقی حرکت نکرده...

اینها را میگویم، فقط برای اینکه چند دقیقه با خودمان فکر کنیم: چطور با وجود دشمنی اینچنین قسم خورده و با مرزهایی اینچنین نزدیک، با آرامش توی خانه هامان نشسته ایم و شبها بدون استرس اینکه درب خانه باز شود و مشتی اسلحه به دست کله خر بریزند و هرغلطی خواستند با خودمان و همسر و فرزندانمان بکنند، پای تلوزیون لمیده ایم و فوتبال میبینیم؟

.

.

.

گلی به گوشه ی جمال سرهنگهایی که هرچند بودجه شان را امسال به یک هشتم کاهش دادند، اما هنوز آنقدر مرد هستند که اسرار نظامی و نقشه ی محل ادوات و کلید پادگانهایمان را نداده اند دست حقوق دانها که ببرند و بعنوان یک سری تیر و ترقه ی بی ارزش(1) با بال هواپیمایی، چیزی، طاقش بزنند!

دلگرمی ما به حقوق دانهایی نیست که آنقدر حقوق بین الملل بلد نیستند که بابت قول شفاهی، پای توافقنامه های مکتوب را امضا نکنند!(2) و به دیپلماتهایی نیست که میروند برای رفع تحریمها مذاکره کنند اما نمیداننددلیل تحریمها، طبق قانون مصوب آمریکا، نه برنامه های هسته ای ما، بلکه حمایت ما از حزب الله و قانونهای اسلامی کشور و همان چند موشک دوربرد(بی ارزش!) است! و به وزیر اطلاعات هم نیست که lمتوجه نیست که جلسات محرمانه ی مربوط به امنیت کشور جای «خبرنگار» نیست و مثل کودکان تهدید میکند که اگر این برود بیرون، من هم میروم!

دلگرمی ما به بچه پاسدارهاییست که هنوز هم برای حفظ امنیت کردستان کشته میشوند و ما شاید اسمشان را هم ندانیم... دلگرمی ما به تدبیر و نفوذ منطق محکم قاسم سلیمانیهاست، که آمریکا را از عراق بیرون کرد(اگر دوباره به بهانه ی داعش و خوشباوری حکام عراق و ایران بازنگردند!) ... دلگرمی ما به شاگردان شهید تهرانی مقدم است که با دست خالی و بی حمایت هیچ قدرتی، موشکهایی ساختند که خواب آرام از چشم نیتانیاهو گرفته...(3)

گلی به گوشه جمال این سرهنگهای چکمه پوش نظامی... که برای «دفاع» از مظلوم چکمه پوشیدن، شرف دارد به بگو بخند دوستانه و دیپلماتیک با ظالم.

 

پ.ن. یکی از مفاهیم دروغینی که داره به خورد ما داده میشه، مفاهیم صلح طلبی و جنگ طلبیه! و اینکه برسرکار بودن صلحطلبها، منجر به برقراری امنیت میشه! اما یک مرور کوتاه بر تاریخ همین سی سال خودمان نشان میده: اوج ناامنی را کشور ما در زمان حکمرانی دولتهای لیبرال مسلک مدعی صلح و نرمش تجربه کرده: بی توجهی های دولت مهندس بازرگان لیبرال منجر به قدرت گرفتن تجزیه طلبها در چهارگوشه ی کشور و کشتار مردم مرزنشین شد.(مراجعه به هرکتابی که قبول دارید درمورد مثلا شروع بحران کردستان!) بی توجهیهای بنیصدر لیبرال مسلک منجر به ورود بدون مقاومت عراق تا هویزه و سوسنگرد و...شد.(مراجعه به هرکتابی که قبول دارید درمورد آغاز جنگ،مثلا دا) در زمان حاکمیت اهالی «گفتگوی تمدنها» بود که متمدنین غربی با زبان تفنگ و سلاح اتمی تا پشت مرزهای شرقی و غربی ما آمدند. و امروز هم که...(اگر بالای بیست و هفت هشت سالتان هست،مراجعه بفرمایید به خاطرات خودتان)

 

(1)- اشاره به فرمایشات جناب وزیر خارجه که تصور می فرمایند آمریکا از توان نظامی ما نمیترسد و پای جنگ که میرسد، تمام سرمایه اش میشود «مردم مخلص جان برکف» همان مردم بی سوادی که هنگام صلح نامحرمند و هیچکاره ی کشور.

(2)- اشاره به توضیحات خود جناب روحانی که : من شفاها از البرادعی پرسیدم که این «تعلیق» که میگویید چیست؟ گفت فقط یعنی عدم تزریق مواد به سانتریفیوژها، ما هم امضا کردیم، بعد البرادعی زیر حرفش زد!!!

(3)-هرچند ربط میان امنیت کشور و سرهنگها و حقوقدانها، کاملا واضح است اما از بابت پاسخ به اعتراض و سوال برخی کامنتگذارها توضیحی عرض میکنم:

الان تنها چیزی که آمریکا و اسرائیل را از حمله به ایران بازداشته، وجود موشکهایی در ایران هست که آنها محل نگهداریشان را نمیدانند، و این موشکها بردشان به اسرائیل میرسد و نقاط حساس حیفا و تلاویو را نشانه رفته اند(مثلا مراجعه بفرمایید به مستند کابوس کرکسها). این یک طرف قضیه.

طرف دیگر قضیه آمریکاست که مقاماتش از روزی که مذاکرات آقای ظریف شروع شد، شروع کردند در تمام سخنرانیها و اظهارنظرهاشان به این حرف که «ایران باید درمورد کلیه ی فعالیتهای نظامیش شفافسازی کند.(مثلا مراجعه به این مقاله ی حقوقی) و ما نگرانی فعالیتهای موشکی ایران هستیم.» شفافسازی درمورد فعالیتهای موشکی و نظامی یعنی چی؟! یعنی مثلا اعلام همین محل نگهداری موشکهای کذا.

طرف سوم قضیه چیست؟ آقایان مذاکره کننده. که اصرار دارند هرطور شده با آمریکا به یک توافقی برسند. و طرف غربی در آن توافق اولیه این بند را گنجانده است که: یا تمام نگرانیهای ما درمورد ایران (دقت دارید که! بحث خیلی فراتر از صرف انرژی هسته ایست) رفع میشود و سر «همه چیز» توافق میکنیم؛ و یا اصلا سر هیچ چیز توافق نمیکنیم. که واقعا نمیدانم حضرات حقوقدان با کدام سواد حقوقی ای چنین چیزی را در ژنو امضا فرموده اند؟ولی بهر حال وضع این چنین است:توافق با آمریکا، که شدیدا مورد علاقه ی حقوقدانهای آمریکازیسته ی ماست، جز با فاش کردن تمام اسرار نظامی کشور(و البته خیلی امتیازدادنهای سیاسی و فرهنگی دیگر) به دست نخواهد آمد. حالا شما بفرمایید: توافق نکردن با آمریکا مساوی است با با خاک یکسان شدن کشور؟ یا توافق کردن با آمریکا؟!!

لازم به ذکر است که اطلاعات نظامی اغلب کشورهای جهان سوم، در اختیار آمریکا یا انگلستان یا روسیه هست. شاید ما تنها کشور جهان سومی باشیم که تجهیزات نظامی مان را هیچیک از این ابرقدرتها برایمان درست نکرده اند که از سیر تا پیازش را خبر داشته باشند.(مراجعه:توضیحات جلال آل احمد از دلیل شکست اعراب در جنگ با اسرائیل- قسمت آخر متن)

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ساعت 19:57  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده