|
|
|
|
|
بسم الله ابتدای کار دولت اعتدال بود که رهبر درمورد اصرار دولت بر مذاکرات و بده بستان با کدخدا و وانهادنِ رویکرد مقاومت، سخن از « نرمش قهرمانانه» گفتند و به صلح امام حسن (ع) اشاره فرمودند. و جناب رئیس دولت هم سر از پا نشناخته، با تصور اینکه رهبر حسابی تائیدشان کرده اند و بر رویکرد «صلح با کدخدا»شان صحه گذارده اند، هی هرجا تشریف بردند کار خود را «صلح حسنی» و «نرمش قهرمانانه» توصیف کردند و با افتخار خود را پیرو امام حسن و معتقد به رویکرد «مدارا با دشمنان» ِ خواجه حافظ عنوان کردند! بگذریم که عاقبتی کشوری که با دشمنان مدارا کند و بخواهد که دشمن را تهدید نکند و دشمن از او و از تجاوز به او «نترسد» ، چیزیست از سنخ عراق و افغانستان و یمن و لیبی و سوریه و... و بگذریم که اگر کشورهای پیشرفته ی دنیا (اروپا،آمریکا، روسیه) «امنیت» دارند، تنها به خاطر این است که همگان از تجاوز به آنها «می ترسند» حتی خودشان از یکدیگر! و اساسا معنای «بازدارندگی» همین است. یعنی هر بیگانه ای از عواقب تجاوز به یک کشور بترسد، و لذا این ترس، او را از آن تجاوز «باز دارد». و باز بگذریم که عاقبت کشوری که پروتکل الحاقی را میپذیرد و بلکه دسترسیهای فراتر از آن را نیز میپذیرد و مراکز نظامی اش را ، برای جلب اعتماد و خاطرجمعی دشمن(!)، در اختیار بازرسان او قرار می دهد تا دشمن دیگر از او و از موشکهای بالستیکی که بردشان به اسرائیل میرسد و تنها بازدارنده ی آمریکا و متحدناش از تجاوز نظامی به ماست، نترسد(!) چیست؟! بگذریم از اینکه اساسا «مدارا با دشمن» یک توصیه در اخلاق فردی است و در سطح یک کشور و یک ملت کار «عاقلانه»ای نیست؛ اینجا می خواستم به صلح امام حسن و آن «نرمش قهرمانانه»ای که رهبر گفت صحبت کنم : آیا صلح امام حسن، یک اتفاق خوب بود؟ آیا موجب افتخار بود؟ آیا ایده آل و آرمان حضرت امام حسن(ع)، به عنوان یک امامِ حق، سازش و صلح با باطل بود؟ آقای رئیس جمهور! حضرت شیخ! هرکس نداند، شما که به لحاظ حرفه ی روحانی تان باید مطالعات دینی کافی داشته باشید و بدانید که امام حسن «مجبور» به پذیرش صلح شدند! امام حسن هرگز از این صلح ابراز خرسندی و رضایت نکردند و هرگز –مثل حضرتعالی- این صلح را موجب «امید مردم» و «رساننده ی آب خوردن به جامعه!» و فتح الفتوح توصیف نکردند. امام حسن هرگز از مردم دعوت نکردند که بخاطر این صلح جشن بگیرند!!! صلح امام حسن را باید با «اشک» مرور کرد. و نه با جشن و پایکوبی. صلح امام حسن حکایت «مردمی فریب خورده» است. حکایت «خواصی دنیاپرست و تسلیم شده به دشمن» ... حکایت «امام و رهبری تنها» که در میان مردم خودش و لشکر خودش، همانانی که با او به جنگ با دشمن آمده بودند، «ترور» شد!!! حکایت سرداران و مدیرانی است که به دشمن نامه نوشتند که «خاطرجمع باش! حسن را دست بسته به تو تحویل خواهیم داد» صلح، جام زهری بود که امام مظلوم ما، حسن بن علی (ع)، برای اجتناب از چنین ذلتی (ذلتی که مردم و مدیران و سرداران میخواستند برای امام ایجاد کنند!) سر کشید... درحالی که مجروح از خنجر خودی بود.. و در حالی که هیچ جای امنی در سرزمین تحت حکومت خود پیدا نمیکرد تا دوران بیماری اش را در آن بگذراند! امام در برابر مردمش ایستاد و گفت: معاویه مرا به صلح دعوت کرده، و شما می دانید که این صلح مطلوب من نیست. (اما با این حال از مردم نظرسنجی و رفراندوم بعمل آورده و پرسیدند: ) حال رای شما چیست؟ جنگ و کشته شدن با افتخار و پیروزی؟ یا صلح و زنده ماندن ذلیلانه؟ و مردم یک صدا فریاد برآوردنند که: زندگی! زندگی! (چنان که رسانه های داخل و خارج، همگام با هم، مردم ما را واداشتند تا در سال 92 همین فریاد را برآورند! :«چرخ زندگی ما بچرخد و نه چرخ سانتریفیوژها»!...بگذریم که اساسا نچرخیدن چرخ اقتصاد و زندگی مردم هیچ ربطی به چرخیدن یا نچرخیدنِ سانتریفیوژها نداشت و ندارد!) و اتفاقا جالبتر آنکه طرف مقابل هم به مفاد «توافقنامه» ی صلح پایبند نماند و همان ابتدای امضای آن گفت «این توافقنامه زیر پای من است»!!! – تا برای مردم آن روزگار، و مردم هر روزگاری، و مردم امروز ما، درس عبرتی شود که توافق و صلح با دشمن چه «نقش روی آب»ی است! امام حسن این جام زهر را نوشید، تا تاریخ آن را به خاطر بسپارد و امتهای بعدی عبرت گرفته وبا رهبرشان چنین نکنند که به چنان عاقبتی گرفتار آیند!....اما کو دیده ی عبرت بین؟... و حواسمان باشد: مردمی امام حسن را وادار به صلح کردند، همان مردمی بودند که پیش از آن امام علی را وادار به حکمیت (یعنی مذاکره به جای جنگ و مقاومت!) کرده بودند؛ و همان مردمی بودند که پس از آن نیز در کربلا بر امام حسین تاختند! و البته همان مردمی بودند که چندی بعدتر، خدا گرفتارشان کرد به حجاج بن یوسف ثقفی، تا از کشتار و سربریدنشان، در شهر جوی خون جاری کند! دقیقا همان مردم! حالا خودتان ببینید، مدارا با دشمن و نرمش قهرمانانه(!) و صلح امام حسنی، جای افتخار دارد؟ یا سرشکستگی در پیشگاه خدا و در پیشگاه تاریخ؟ برچسبها: برجام, صلح, امام حسن, روحانی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:18 توسط فروزنده
|
|
||