جمهوری اسلامی افکار عمومی را از دست داده..
تلوزیون گریه ی مرد بینوای شهرستانی را نشان میدهد که #آشوبگران خانه اش را سوزانده اند..مرد گریان از شوق و ذوق دخترش برای خرید هرقلم از جهیزیه اش میگوید و خون دلی که او برای تهیه آنها خورده.. جهیزیه ای که حالا خاکستر است..تلوزیون جوانهای مجروح سیرجانی در بیمارستان را نشان میدهد که معصومانه و متحیرانه از آشوبگرهای مسلح به تفنگ میگویند .. باخودم فکر میکنم:ایرانیهای خشونتگریز حتما خیلی زود دور وبر اینچنین اراذلی را خالی میکنند.... در سطح شهر کردم گعده کرده ند و میگویند"ما تهرانیها چه بی بخاریم! در همه شهرستانها #مردم دارند اعتراض میکنند..".. خدای من! مردم؟اعتراض؟!… مگر اینها ایرانیهای خشونتگریز نیستند؟!...چرا هستند.. اما "آنچه تلوزیون نشان میدهد" را احتمالا نمیبینند..چیز دیگری میبینند که سخن از #اعتراض_مردم میگوید و نه #آشوبگری_اراذل
جمهوری اسلامی, افکار عمومی را از دست داده است. و این برای یک نظام سیاسی غیراستبدادی یعنی فروپاشی قریب الوقوع, فروپاشی ای که نیازی به شورش و خشونت و انقلاب هم ندارد, بلکه تدریجا,گام به گام, و انتخابات به انتخابات, محقق خواهد شد. وقتی ملتی نظام سیاسی خود و خط مشی های کلی و شعارهای هویتی آن را نپسندند, گام به گام قانونگذاران و مجریانی را برمیگزیند که هرچه بیشتر با آن شعارها و آن هویت فاصله بگیرند.
جمهوری اسلامی افکار عمومی را از دست داده. وقتی یک نظام سیاسی نتواند, افکار عمومی را در شناسایی نقاط قوت و ضعف واقعی کشور با خود همراه کند, وقتی افکار عمومی نقاط قوت و ضعف را با هم اشتباه بگیرد, بدیهیست که کشور انتخابات به انتخابات و گام به گام بسمت تصویب و اجرای قوانینی میرود که نقاط قوت را هرچه ویران تر و نقاط ضعف را تقویت کند..
همانطور که کسی که صنایع پیشرو و مادر هسته ای را باعث مشکلات کشور معرفی میکند( نقطه ضعف قلمداد کردن نقطه قوت)و مثلا عدم شفافیت اقتصادی را احترام به حریم خصوصی افراد میداند(نقطه قوت قلمداد کردن یک نقطه ضعف)، مورد اقبال افکار عمومی واقع شده و رییس جمهور میشود!(مثالهای فراوان دیگه هم میشه زد)
جمهوری اسلامی افکار عمومی را از دست داده.و این "رسانه"است که افکار عمومی را میسازد. افکار عمومی (شهروندان) جمهوری اسلامی مخاطب کدام رسانه ها هستند؟! کسانی که سخت درپی ازمیان برداشتن جمهوری اسلامی اند,بیش از هرچیز دارند روی رسانه سرمایه گذاری میکنند... سعودیها دو شبکه تلوزیونی فارسی زبان شبانه روزی دارند.., نظام سلطنتی بریتانیا یک شبکه تلوزیونی فارسی زبان پرمخاطب, .. سلطنتطلبهای ایرانی مقیم آمریکا و کانادا هم..اسراییل برنامه ی آموزش زبان فارسی برای فعالان مجازی اش دارد, و مجاهدین خلق رانده شده و کینه توز هم لشکرسایبری شان علیه جمهوری اسلامی پرده برداری میکنند.. فضای توییتر و اینستا و تلگرام ,موبایلهای مردم و فضای تلوزیون خانه هاشان "پر" است توصیفهایی که دشمنان رسمی جمهوری اسلامی از ایران و نقاط قوت و ضعفش ارایه میدهند. افکار عمومی ایرانی, چه تحلیلی از نقاط قوت و ضعف کشور خواهد داشت؟ افکار عمومی ایرانی،چه تصوری از جمهوری اسلامی خواهد داشت, غیر از رژیمی که حامی ترور است, نظم منطقه و جهان را بر هم.میزند, ماجراجو و توسعه طلب و مداخله گر و "غیرعادی"ست, در سیاست خارجی... و در داخل هم کشوری بدبخت و عقبمانده و ناامن و فلاکتزده با مدیرانی دزد و دروغگو و بدور از علم و دانش و تکنولوژی و کارشناسی و با مردمی فقیر و بی فرهنگ و افسرده و سرکوبشده ساخته است..
چرا باید غیر از این فکر کنند؟! مگر غیر از این چیزی میبینند یا میشنوند وقتی موبایل و تلوزیون شان "پر"است از همین توصیفها؟!
پس رسانه ی جمهوری اسلامی کجاست؟!
روی "پر" تاکید کردم برای همینجای بحث..ماجرای رسانه دردنیای امروز سیاست, دیگر آن فانتزی "هرکسی نظر خودش را بگوید..مخاطبین هم همه را بشنوند و بهترین را قبول کنند"نیست!ماجرا "جنگ رسانه ای"ست.. یا اگر لفظ جنگ را خوش نمیدارید, بگوییم "رقابت" … جمهوری اسلامی بی رسانه نیست, اما رسانه هایش هیچ در قد و قواره ی چنین رقبا و چنین رقابتی نیستند..
ای کاش جمهوری اسلامی تعارف و خودفریبی را کنار میگذاشت و فقط یک آمار واقعی میداد که چنددرصد مردم تلوزیون ایران را میبینند؟!چنددرصد از آنها "اخبار"تلوزیون ایران را میبینند؟! و چنددرصد آن را باور میکنند؟!
جمهوری اسلامی افکار عمومی را ازدست داده و گام به گام به فروپاشی نزدیک میشود, و گویی برای هیچچچ از متولیان و دلسوزان جمهوری اسلامی مهم نیست که بفهمد چرا تلوزیون ملی و رسانه های رسمی و غیررسمی دوستدار نظام اینقددددر در این رقابت غایب و عقبند؟!
از بحث رسانه ملی و بخصوص افتضاحی بنام "بخش خبر"ش میگذرم, تا بعد.. اما قابل توجه است که جمهوری اسلامی بالاخره یک بدنه ی مردمی "داوطلبانه وفادار" دارد, بدنه ای شاید سی درصدی (شاید هم کمی کمتر بحساب انتخاباتهای سالهای مختلف) بدنه ای که اقلا یک سوم آن را جوانهای فعال و بروز و باانگیزه ی دفاع از جمهوری اسلامی و تقویت و اصلاح آن تشکیل میدهند. شاید بشود یک چیزی حدود هفت,هشت میلیون نفر.. یا اصلا بگو چهارپنج میلیون نفر.. من تعداد کارکنان تلوزیونهای فارسی سعودی و انگلیسی و ...را نمیدانم, تعداد اکانتهای فارسی زبان اسراییلی یا مجاهدخلقی یا...را هم نمیدانم, ولی بنظرم چند میلیون جوان فعال که تلاش برای حفظ و پیشرفت جمهوری اسلامی را وظیفه ی شهروندی یا وظیفه شرعی خود میدانند, رقم قابل رقابتی بنظر میرسد, اما چرا در فضای رسانه خبری ازین جمعیت نیست؟!
چندسال قبل, پاییز هشتاد و چهار , استاد حسن عباسی آمده بود دانشگاه ما(شریف)، بعد از برنامه عمومیش, یک جلسه خصوصی هم با بچه های بسیج داشت. یادم نمیرود که زد روی پای یکی از آقایان(که مثل ما تازه ابتدای سال دومش بود)و گفت "این دانشجو بمن میگوید میخواهم دانشگاه را ول کنم بیایم سپاه..چه اشتباهی..من به همه تان میگویم ما هشت سال همه مان جمع شدیم توی سپاه و مشغول به جنگ, برگشتیم دیدیم لیبرالها در این هشت سال دانشگاه را قبضه کرده ند! ..باید جبران کنیم..هرکدامتان در چهار رشته هم متخصص بشوید کم است!..از حالا تا پنجاه سال دیگر علم و دانشگاه باید اولویت اول حزب اللهی ها باشد! " بچه بودم و خجالت کشیدم اعتراض کنم که "آخر استاد! بعد از پنجاه سال اگر سر از چاه دانشگاه در آوردید و دیدید بازار را..رسانه را.. تعلیم و تربیت را.. هنر را.. احزاب را.. سینما را ..مطبوعات را..همه جای دیگر را بقول شما لیبرالها قبضه کرده اند چه میکنید؟!"
(تازه بماند که تصور استاد از علم و دانشگاه چقدر مغلوط بود).. حالا نه اینکه بگویم همه چیز تقصیر حسن عباسی بینواست.. یا او لیدر امت حزب الله است.. که نیست. اما مشت نمونه ی خروار هست.. وفاداران به جمهوری اسلامی, سالهاست سوراخ دعا را گم کرده اند..سالهاست کورکورانه دارند نخبه ها و جوانهاشان را هل میدهند سمت "علم"!!!
غافل از اینکه آنچه دنیا را دارد کنترل می کند, جایی که عرصه ی جنگ و دفاع و رقابت اصلی ست, قرنهاست که دیگر "علم" و دانشگاه نیست..
جمهوری اسلامی افکار عمومی را از دست داده.. و ازینجهت در معرض خطراتی بس هولناک است..اما میتوانست ندهد, اگر لیدرهایی داشت, که کمی دنیاشناستر باشند..