***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

تدبیر واقعی را تو داشتی سردار..
کشوری که هشت سال بر سر ما بمب و موشک ریخته بود, با درایت تو, با انسانیت تو, با صداقت تو شد دوست.. شد بزرگترین بازار صادرات ایران... شد دوست.. شد کمک روزهای سخت سیلزدگی... 
رشته های چند قرنشان را پنبه کردی.. رشته های آنها که قرنهاست از دعوای همسایه ها نان میخورند و نفت میخورند و دلار میخورند, 
کارخانه های شایعه سازی راه افتاد... به گوش ایرانی خواندند که آاااای  عراقیها ناموس و پولهای شما را بردند!.. به گوش عراقی خواندند که آااای ایرانیها کشورتان را خوردند! ...
این حرفها بالاخره آتش به عراق انداخت 
عراقی که با آنهمه زحمت و فداکاری سردارسلیمانی و نیروهای مردمی اش بعد از سالها از وحوش داعش و آمریکایی ها نجات یافته بود... عراقی که تازه داشت روزهای امن و بدون جنگ و کشتار را تجربه میکرد...
شایعه سازها, خناسان, آنقدر گفتمد و گفتند تا آتش افتاد به عراق 
به کارخانه های ایرانی در عراق هم , به سفارت تیران هم,
و بسفارت آمریکا هم, تا بهانه برای لشکرکشی مجدد گاوچرانها(همانها که چرخ اقتصاد و توسعه شان فقط با جنگ میچرخد!) جور شود... 
آمدند و مشکلشان را از "ریشه" حل کردند

ریشه ی وحدت و محبت دو ملت
قهرمان مشترک تمام منطقه...

آهای همه ی آنهایی که شایعات مزخرف زخمخورده های وحدت را تکرار میکردید!
از امروز منتظر باشید!
در دنیای بدون سردار سلیمانی، از مرزهای همسایه ی غربی, بجای موکبهای کمک به سیلزده ها, و بجای دلارهای صادراتی, و به جای زایرهای بی آزار  مشهد و قم, رفقای "داعشی"تان بیاید 

ویرانی عاقبت طبیعی مردمانیست که دوست را دشمن و دشمن را دوست پنداشته اند...


چون موریانه جنگل ما را ز ریشه خورد
کاری که کرد "تفرقه" با ما, "تبر" نکرد

پ.ن. ببخشید ک تو چنین مصیبت و فاجعه ای  نمیتونم رمانتیک بنویسم.. و تو چنین شکست سنگینی دربرابر "رسانه های دشمن" و خلق اعتماد کرده به آن, نمیتونم رجز بخونم..

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ساعت 7:50  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده