***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
(نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:44 )
 
 
"خود شکوفایی" خیلی خوبه!... میخوندیم که راس هرم (یعنی "متعالی" ترین) نیاز بشره ! به بیان راحتتر :خیلی "کیف" داره. بیشتراز هرچی که فکرشو بکنید !!!

ولی من چند دقیقه پیش یه چیزی پیدا کردم که بیشتر کیف داشت!...

انگار یه آدمهایی هستند که "شکوفایی" اونا خیلی خیلی بیشتر از شکوفایی خودت بهت میچسبه!

اونایی که یه روز دیدیشون که "غنچه" بودن! (روزی که به تو نقش "باغبون" داده ند!)

یه چیزی(نمیدونم دقیقا چی؟) یه سیگنالهایی بهت داده که "این همین نخواهد ماند..."که "انیکی حامل یه سورپرایز خفنه که یه روز ی رو خواهد شد..."

 انگار ناخودآگاه به فکر روزی می انداختندت که حاضر خواهی بود با اشتیاق شاگردیشونو بکنی!!!...

.

.

.

............. و تو ناخودآگاه "منتظر"ی...

ناخودآگاه "حمایتشون میکنی...

ناخودآگاه مشتاقی که هر چی تا حالا زندگی بهت یاد داده در اختیارشون بذاری...

شاید حتی ناخودآگاه تحقق همه ی "خواستن های نتوانسته"ت رو توی اینها میبینی....

هر چند شاید همیشه از دور...

هرچند شاید هیچوقت اونها متوجه نشن...

 هرچند....

 

...............حالا احساس میکنم میتونم با افتخار و با اعتماد تحت مدیریت کسی کار کنم که یه روزی با همین دلسوزی و اشتیاق مادرانه براش "روند جامع رشد"طراحی میکردم!....

 

 

حالا می خوام با تمام وجود بگم :" خدایا شکر....................."

 

 

 

[ای جوان !] تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من و از آوردن برق امیدی در نگاه من از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است...از شادی تو است که من دردل می خندم ، از امید رهائی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی تو است که هوای پاک سعادت رادر ریه هایم احساس می کنم ....

 

 

از دکتر شریعتی بود!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 12:46  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده