***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

بعد از انقلاب در زمینه های مختلفی الگوهای جدیدی مطرح شد از جمله زنان. خیلی از این الگو ها هم هنوز که هنوز است دارای آسیب های جدی هستند(صدا وسیما، آموزش پرورش و...) اما این به این معنی نیست که هیچ کس نباشد که به فکر تحول و نو آوری و برگشتن به الگو ها ی درست باشد. این که بعضی ها می گویند که زنان مذهبی الگوهای موفقی نیستند را اصلا قبول ندارم. همچنین این که به چیزهایی که پذیرفته اند اعتقاد کامل ندارند و از سر سنت است. اگر به زنی که چادر می پوشد می گویید مذهبی شاید این حرف درست باشد. خیلی از دختران چادر را از مادرانشان به ارث می برند ولی خیلی ها هم هستند که علی رغم فشارهای شدید اجتماعی حفظ ارزش ها را انتخاب می کنند و واقعا در کسب فضایل و علم و خدمت به جامعه مجاهدت می کنند. (شاید این قضیه ی فشار اجتماعی برای آقایان زیاد ملموس نباشد به این دلیل که به اندازه ی خانم ها از روی ظاهرشان مورد قضاوت قرار نمی گیرند ولی در رابطه با خانم ها به طرز قابل توجهی مطرح است. ) اگر قرار است بگوییم که اعتقادات در خانمهای مذهبی درونی نشده و در حد پوسته و ظاهر باقی مانده چنین حرفی به کل جامعه ی مذهبی اعم از خانمها و آقایان تسری پیدا خواهد کرد. از طرفی این درونی نشدن ارزش ها به قشر عامه ی جامعه بازمی گردد و الگو ها قشر عام نیستند و جزء خواص هستند. بنده به شخصه الگوهای خیلی خوبی از خانم های پایبند به ارزش ها سراغ دارم که از نظر اخلاق و علم وکارهای جنبی دیگر هم کاملا به عنوان اشخاص موفق مطرح هستند و فکر می کنم که حد اقل در جامعه ای که من می بینم تعدادشان رو به افزایش است به این دلیل که هر کسی با عقاید هم جهت با ایشان وقتی با این افراد رو به رو می شود سعی می کند خود را شبیه به آنان کند و به این ترتیب کل جامعه ی خانم های مذهبی به نظر من دارند به سمت بهتر شدن پیش می روند .به نوعی مسئله ی" ارزش های واقعی" بین ایشان به یک گفتمان دارد تبدیل می شود. (البته این در مورد خانمها قبل از ورود به خانواده بود بین خانم هایی که در خانواده نقش پذیرفته اند هم ، نمونه های خوبی که به دین بدون زواید تحمیل شده برآن عمل می کنند می شود پیدا کرد، اما قبول دارم که تعدادشان به اندازه ی کافی نیست،در حدی که روی جو عمومی جامعه اثر قابل توجه داشته باشد. شاید با ورود نسل جدید به خانواده این رویه هم روبه  اصلاح بگذارد. )

فکر می کنم در این زمینه بد نیست که شاخصه های یک الگوی خوب را تا حدی روشن کنیم:

1.مهمترین نقش یک زن ، نقش او در خانواده است و بخش مهمی از این نقش قسمت تربیتی آن است.درونی کردن ارزش ها درنسل بعد و آموزش معارف دینی و اخلاقی و...هم چنین زن در خانواده به عنوان پشتوانه ی عاطفی مطرح است و از این جهت نیز باید به خوبی عمل کند.( من مي گويم مهمترين نقشى كه يك زن در هر سطحى از علم و سواد و معلومات و تحقيق و معنويت ميتواند ايفاء كند، آن نقشى است كه به عنوان يك مادر و به عنوان يك همسر ميتواند ايفاء كند؛ اين از همه‏ى كارهاى ديگر او مهمتر است؛ اين، آن كارى است كه غير از زن، كس ديگرى نميتواند آن را انجام دهد.-سخنان رهبری در جمع زنان نخبه تابستان 86)

2. استعدادهای زن باید به فعلیت برسد که قطعا شامل استعداد های علم آموزی او نیز خواهد شد.(از کسی که رتبه ی کنکورش زیر صد شده نمی شود قبول کرد که استعداد علم آموزی اش را نادیده بگیرد. مسئول است!)

3. علاوه بر برآورده شدن موارد بالا، در صورت امکان حضور و تاثیر گذاری در اجتماع داشته باشد.(البته مسئوليتهائى هست كه مشترك است. همانطور كه گفتيم، مسئوليت حضور در جامعه و فهميدن دردهاى عمومى جامعه و سعى در علاج دردهاى عمومى جامعه، مخصوص مرد و مخصوص زن نيست؛ زنها هم نميتوانند شانه‏شان را از اين مسئوليت خالى كنند. اگر زنها بايد در اين زمينه كارى انجام بدهند، البته بايد انجام بدهند - محدوديتى هم وجود ندارد - اما مسئوليتهاى اختصاصى هم، يعنى آن كارى كه خداى متعال به حسب طبيعت به عهده‏ى زن قرار داده، مهم ا ست – سخنان رهبری در جمع زنان نخبه تابستان 86)

در آخر اگر بخواهم وضعیت فعلی خانم های مذهبی را توصیف کنم می توانم آنان را به سه دسته تقسیم کنم:

  1. افرادی که دارای ارزشهای واقعی هستند و قشری هستند که باید به عنوان الگو مطرح شوند.
  2. گروهی که به ارزش ها دست پیدا نکرده اند اما دنبال پیدا کردن ایده آل ها هستند و در مرحله ای قرار دارند که به دنبال الگو های خوب می گردند.
  3. عامه ی جامعه که کارشان پیروی از جمع است و در انتخاب هایشان معیارها ی ارزشی نیست.

توضیح آن که در حال حاضر به نظر من در بین گروه یک و دو تعاملات خوبی در سطح جوامعی مثل دانشگاه ها برقرار است و از این نظر تعداد گروه یک رو به افزایش است. اما مسئله ای که وجود دارد این است که الگوهای واقعی و ارزش ها به جامعه ی عامه معرفی نمی شوند و کسانی که روابطشان محدود به روابط خانوادگی و رسانه های دسته جمعی(صداو سیما به خصوص) می شود ، اصلا وارد گفتمان ارزشها ی واقعی نمی شوند . در این رابطه به نظر من بیشتر از هر کس اصحاب رسانه هستند که می توانند به طور غیر مستقیم ارزش های واقعی را به جو جامعه غالب کنند.(چون هر چقدر هم که الگوی ناب داشته باشیم تا وقتی به عموم معرفی نشوند فایده ی خاصی ندارد)

 تا این طور نشود که تصویری که ما از زن موفق و قهرمان در رسانه ی ملی می بینیم ، دختری باشد که تمام فکر و ذکرش چگونگی داشتن یک ازدواج موفق و رمانتیک است و عنوان" دانشجو" و یک قبضه چادر را هم به یدک می کشد. یا زن خانه دارکسی معرفی شود که تمام کاری که بلد است چشم و هم چشمی و نگرانی از خیانت شوهر و پرحرفی است...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ساعت 21:28  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده