***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

***ریحانة***

 اگر در تعبیرات اسلامی ملاحظه کنید، درباره زن، درست همان تعبیرات واقعی وجود دارد.  «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانه». زن، گل است-ریحانه یعنی گل- انسان با گل چه کار می کند؟ نوع برخورد با گل چگونه است؟ اگر با گل کُشتی بگیرند، گل پرپر می شود. اگر گل را بشناسند و برخورد گلانه با آن بکنند، مایه ی زینت و موثر است، و وجودش شاخص و بارز خواهد بود.«و ليست بقهرمانه»، قهرمانه به معنی قهرمانی که در فارسی می گوییم نیست؛ یک تعبیر عربی است که از فارسی گرفته شده است. قهرمان -به طور خلاصه- یعنی مباشر امور، سرکارگر. یعنی در خانه ی شما، زن را به عنوان مباشر امور خودتان ندانید، خیال نکنید که شما رئیس هستید، کارهای خانه، بچه ها و امثال آنها به عهده یک سرکارگر است؛ سرکاگر هم این خانم است، و باید این گونه عمل کنیم.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با زنان نماینده مجلس شورای اسلامی- ۳۰/۴/۷۶

البته از امام علي‏بن ابي‏طالب عليه‏الصّلاة و السّلام نقل است که فرمود: «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانه.»  يعني زن گل است، قهرمانه نيست. «قهرمان» يعني پيشکار و خدمتگزارِ آبرومند. خطاب به مردان مي‏گويد که زنان در خانه‏هاي شما مثل گلي لطيفند که بايد نسبت به آنها با کمال ظرافت و دقّت رفتار کرد. زن، پيشکار شما و خدمتگزار شما نيست که خيال مي‏کنيد کارهاي سنگين را بايد به او محوّل کرد. اين، مسأله مهمّي است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در جمع خواهران اروميه‏ ۱۳۷۵/۰۶/۲۸

در داخل خانواده هم، از نظر اسلام مرد موظّف است كه زن را مانند گلى مراقبت كند. مى‏فرمايد: «المرأة ريحانة»؛تحف‏العقول، P 87}{ P .
زن گل است. اين مربوط به ميدانهاى سياسى و اجتماعى و تحصيل علم و مبارزات گوناگون اجتماعى و سياسى نيست؛ اين مربوط به داخل خانواده است. «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة»؛ اين چشم و ديد خطابينى را كه گمان‏{P . تحف‏العقول، 87

مى‏كرد زن در داخل خانه موظّف به انجام خدمات است، پيغمبر با اين بيان تخطئه كرده است. زن مانند گلى است كه بايد او را مراقبت كرد. با اين چشم بايد به اين موجود داراى لطافتهاى روحى و جسمى نگاه كرد. اين نظر اسلام است. هم خصوصيت زنانگى زن كه همه احساسات و خواستهاى او بر اساس اين خصوصيت زنانگى است، حفظ شده است، بر او تحميل نشده است، از او خواسته نشده است، كه در حالى كه زن است، مثل مرد فكر كند، مثل مرد كار كند، مثل مرد بخواهد - يعنى خصوصيت زن بودن كه يك خصوصيت طبيعى و فطرى و محور همه احساسات و تلاشهاى زنانه است، در ديد اسلامى حفظ شده - هم درعين‏حال، ميدان علم، ميدان معنويت، ميدان تقوا، ميدان سياسى، بر روى او باز شده است و او، هم به كسب علم تشويق شده است، هم به حضور در ميدانهاى گوناگون اجتماعى و سياسى. آن وقت در داخل خانواده هم به مرد گفته‏اند كه حقّ تكليف، تحميل، زياده‏روى، اعمال قدرتهاى جاهلانه و غير قانونى ندارد. اين، آن نگاه اسلامى است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏در ديدار با گروه كثيرى از بانوان‏ ۱۳۷۹/۰۶/۳۰

 

****** 

  زن را از سه ديدگاه مي‏شود مورد ملاحظه قرار داد تا بينش اسلامي نسبت به او آشکار شود.

يکي نقش زن به عنوان انساني در راه تکامل معنوي و نفساني است که در اين ديدگاه، زن و مرد با يکديگر هيچ تفاوتي ندارند. در تاريخ، زنان بزرگ و برجسته‏اي حضور داشته‏اند؛ همچنان که مردان بزرگ و برجسته‏اي بوده‏اند. در قرآن، وقتي خداي متعال مي‏خواهد براي مؤمنين مثال بزند، از زن مثال مي‏زند: «و ضرب اللَّه مثلاً للّذين آمنوا امرأت فرعون.»  زن به عنوان عنصر مؤمنِ برجسته‏اي که نظير او در ميان انسانهاي آن روز هم نبود يا کمياب بود، حضور دارد. اين، از ديدگاه اوّل.
 
ديدگاه دوم، در زمينه فعاليتهاي اجتماعي، سياسي، علمي و اقتصادي است. از نظر اسلام، ميدان فعّاليت و تلاش علمي و اقتصادي و سياسي براي زنان، کاملاً باز است. اگر کسي با استناد به بينش اسلامي بخواهد زن را از کار علمي محروم کند، از تلاش اقتصادي باز دارد، يا از تلاش سياسي و اجتماعي بي‏نصيب سازد، به خلاف حکم خدا عمل کرده است. زنان به قدري که توان جسمي و نيازها و ضرورتهايشان اجازه مي‏دهد، مي‏توانند در فعّاليتها شرکت کنند. آنها هر چه مي‏توانند، تلاش اقتصادي و سياسي و اجتماعي کنند. شرع مقدّس، مانع نيست. البته چون از لحاظ جسماني زن ظريفتر از مرد است، لذا ضرورتهايي دارد. تحميلِ کار سنگين بر زن، ظلم به زن است. اسلام اين را توصيه نمي‏کند؛ چنان که منع هم نمي‏کند.

 البته از امام علي‏بن ابي‏طالب عليه‏الصّلاة و السّلام نقل است که فرمود: «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانه.»  يعني زن گل است، قهرمانه نيست. «قهرمان» يعني پيشکار و خدمتگزارِ آبرومند. خطاب به مردان مي‏گويد که زنان در خانه‏هاي شما مثل گلي لطيفند که بايد نسبت به آنها با کمال ظرافت و دقّت رفتار کرد. زن، پيشکار شما و خدمتگزار شما نيست که خيال مي‏کنيد کارهاي سنگين را بايد به او محوّل کرد. اين، مسأله مهمّي است.
 
در گزارشي که اخيراً به من دادند، آمده است که در بعضي از مناطق آذربايجان غربي، هفتاد درصد کارهاي روزمرّه را زنان و سي‏درصد بقيه را مردان انجام مي‏دهند! اين ظلم است. اين به خلاف نظر اسلام است. اين‏که بعضي مردان وقتي مي‏خواهند ازدواج کنند، شرط قائل مي‏شوند که زن بايد حتماً کار کند و شغل و درآمدي داشته باشد، خطاست. گرچه خلاف شرع نيست، اما اسلام به چنين کاري هم توصيه نمي‏کند. اين‏که ما بگوييم «زن را از فعاليت اقتصادي و اجتماعي ممنوع کنيم»، به استنادِ نظرِ اسلام، غلط است. اسلام چنين حرفي نگفته است. اما از آن طرف، اين را هم که زن را مجبور به انجام کارهاي سنگين و تلاشهاي دشوار اقتصادي، اجتماعي يا سياسي کنند، اسلام توصيه نکرده است. نظر اسلام، يک نظر ميانه است. يعني زن اگر فرصت و فراغت داشته باشد، بچه‏داري مانع او نگردد، شوق و علاقه و نيرو و توان جسماني داشته باشد و بخواهد وارد فعاليتهاي اجتماعي، سياسي يا اقتصادي شود، مانعي ندارد. اما اين‏که او را مجبور کنند و بگويند بايد حتماً شغلي بپذيري، روزي فلان قدر کار کني تا با درآمد آن بتواني در تأمين هزينه خانوار، سهمي به عهده بگيري، نه. اين را هم اسلام از زن نخواسته است. اين را هم يک نوع تحميل بر زن به حساب مي‏آورد.
پس، به طور خلاصه، در ديدگاه دوم، نظر اسلام اين است که در ميدان فعّاليت علمي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي، نبايد بر زن تحميل و اجبار کرد؛ چنان که به سد کردن راه او هم نبايد پرداخت. اگر خانمها مي‏خواهند وارد فعّاليتهاي اجتماعي و سياسي شوند، مانعي نيست. البته فعّاليت علمي، خيلي خوب است و بر ساير فعّاليتها ترجيح دارد.
من به خانواده‏ها توصيه مي‏کنم که اجازه دهند دخترهايشان درس بخوانند. مبادا پدر و مادري، از روي تعصّبِ ديني، خيال کنند که بايد جلوِ دختر را بگيرند تا تحصيلات عاليه نکند! نه؛ دين چنين چيزي نگفته است. دين، براي تحصيل علم، ميان دختر و پسر فرقي نمي‏گذارد. اگر پسر شما تحصيلات عاليه مي‏کند، بگذاريد دختر شما هم به تحصيلات عاليه بپردازد. بگذاريد دختران جوان ما درس بخوانند، علم بياموزند، آگاهي پيدا کنند، به شأن خودشان واقف شوند و قدر خود را بدانند، تا بفهمند که تبليغات استکبار جهاني در خصوص زن، چقدر بي‏پايه و اساس و پوچ است. در سايه سواد، مي‏شود اينها را فهميد.
امروز متديّن‏ترين، انقلابي‏ترين، پاکترين و با ايمانترين دختران و زنان جوان ما، در ميان قشرهاي تحصيلکرده هستند. کساني که اهل تجمّل و چسبيدن به زر و زيورآلات هستند و يا کورکورانه و چشم بسته مي‏خواهند از الگوهاي غربي در لباس و پوشاک و وضع زندگي تقليد کنند، غالباً از سواد و معلومات و معرفت کافي بهره ندارند. کسي که معلومات داشته باشد، مي‏تواند رفتار خود را کنترل کند و آن را با هر چه حقّ و حقيقت و خوب است، تطبيق دهد. بنابراين، در ميدان علمي، همه راههاي فعّاليت بايد براي زنان باز باشد. دختران، حتّي در روستاها هم درس بخوانند. توصيه من به پدران و مادران اين است که بگذارند دختر بچه‏هايشانْ به مدرسه بروند و سواد بياموزند. اگر آنها استعداد دارند و مايلند پس از طي مراحل ابتدايي به تحصيلات عاليه و دانشگاهي بپردازند، ممانعت نکنيد. بگذاريد در جامعه اسلامي ما آنها جزو انسانهاي با سواد و داراي معلومات شوند. اين هم از ديدگاه دوم.
ديدگاه سوم، نگاه به زن، به عنوان يک عضو در خانواده است که اين از همه مهمتر به نظر مي‏رسد. عزيزان من! در اسلام به مرد اجازه داده نشده است که به زن زور بگويد و امري را بر او تحميل کند. براي مرد در خانواده، حقوق محدودي قرار داده شده است که از روي کمال مصلحت و حکمت است. اين حقوق، براي هر کس گفته و تشريح شود، مورد تصديق قرار خواهد گرفت. همچنين، براي زن نيز در خانواده، حقوقي معيّن شده است که آن هم از روي مصلحت است. مرد و زن، هر کدام طبيعت، اخلاق، روحيّات و غرايزي دارند که ويژه خودشان است. آنها اگر از خُلقيّات ويژه خود به طور صحيح استفاده کنند، در خانواده، زوجي کامل و هماهنگ و مساعد تشکيل مي‏دهند. اگر مرد زياده‏روي کرد، تعادل به هم مي‏خورد. اگر زن هم زياده روي کرد، تعادل به هم مي‏خورد. اسلام در داخل خانواده، دو جنس زن و مرد را مانند دو لنگه يک در، دو چشم در چهره انسان، دو سنگرنشين در جبهه نبرد زندگي و دو کاسبِ شريک در يک باب مغازه قرار داده است. هر کدام از اين دو، طبيعت، خصوصيات و خصلتهايي، هم در جسم و روح و فکر و هم در غرايز و عواطف دارند که ويژه خودشان است. اين دو جنس، اگر با همان حدود و موازيني که اسلام معيّن کرده است در کنار هم زندگي کنند، خانواده‏اي ماندگار و مهربان و با برکت و پرفايده خواهند داشت.

بيانات مقام معظم رهبرى‏ در جمع خواهران اروميه‏ ۱۳۷۵/۰۶/۲۸ –

 

***غرب***

 

از روزی که اروپایی­ها صنایع جدید را به وجود آوردند –در اوایل قرن نوزدهم که سرمایه داران غربی کارخانه‌های بزرگ را اختراع کرده بودند- و احتیاج به نیروی کار ارزان و بی­توقّع و کم­دردسر داشتند، زمزمه «آزادی زن» را بلند کردند؛ برای این که زن را از داخل خانواده­ها به درون کارخانه ها بکشانند؛ به عنوان یک کارگزار ارزان از او استفاده کنند، جیب های خودشان را پر کنند و زن را از کرامت و منزلت خود بیندازند.

امروز آنچه را که به عنوان «آزادی زن» در غرب مطرح است، دنباله همان داستان و همان ماجراست. لذا ظلمی که در فرهنگ غربی به زن شده است و برداشت غلطی که از زن در آثار فرهنگ و ادبیات غرب وجود دارد، در تمام دوران تاریخ بی­سابقه است.

(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمع کثیری از بانوان کشور 25/9/71)

 

غربيها در زمينه شناخت طبيعت زن و چگونگى برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفريط بوده‏اند. اساساً نگرش غربى نسبت به زن، يك نگرش مبنى بر عدم برابرى و عدم تعادل است. شما به شعارهايى كه در غرب داده مى‏شود، نگاه نكنيد؛ اين شعارها پوچ است و حاكى از واقعيت نيست. فرهنگ غربى را از اين شعارها نمى‏شود فهميد. فرهنگ غربى را بايد در ادبيّات غربى جستجو كرد. كسانى كه با ادبيّات اروپايى، با شعر اروپايى، با رمان و داستان و نمايشنامه‏هاى اروپايى آشنا هستند، مى‏دانند كه در چشم فرهنگ اروپايى، از دوران قرون وسطى‏ و بعد از آن تا اواسط قرن فعلى، زن موجود درجه دوم بوده است! هر چه بر خلاف اين ادّعا كنند، خلاف مى‏گويند. شما به نمايشنامه‏هاى معروف شكسپير انگليسى نگاه كنيد، ببينيد با چه نفسى و با چه زبانى و با چه ديدى در اين نمايشنامه‏ها و ساير ادبيّات غربى به زن نگاه مى‏شود! مرد در ادبيات غربى، سرور و ارباب زن و اختياردار اوست، كه بعضى از نمونه‏هاى اين فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقى است.

امروز هم وقتى زنى با مردى ازدواج مى‏كند و به خانه شوهر مى‏رود، حتّى نام خانوادگى او عوض مى‏شود و نام خانوادگى مرد را بر خود مى‏گذارد. زن تا وقتى نام خانوادگى خود را دارد كه شوهر نكرده است؛ وقتى شوهر كرد، نام خانوادگى زن به نام خانوادگى مرد تبديل مى‏شود. اين رسم غربيهاست؛ در كشورما اين طور نبوده، هنوز هم نيست. زن هويّت خانوادگى خودش را با خودش حفظ مى‏كند؛ ولو بعد از ازدواج. آن، نشانه همان فرهنگ قديمى غربى است كه مرد سرور زن است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏در همايش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن ميلاد كوثر

۱۳۷۶/۰۷/۳۰

 

خواهران‌ من‌! دنياي‌ غرب‌، زن‌ را به‌ ابتذال‌ كشاند. تا شصت‌،هفتاد سال‌ قبل‌ از اين‌، در تمام‌ اروپا و كشورهاي‌ غربي‌، زن‌ فقط در سيطره‌ي‌ مرد ـ يا مرد خود و يا يك‌ مرد ديگر مثل‌ صاحب‌ كارخانه‌ و مزرعه‌ ـ مي‌توانست‌ باشد و هيچ‌ حقي‌ از حقوق‌ اصلي‌ يك‌ انسان‌ در يك‌ جامعه‌ي‌ متمدن‌ را نداشت‌. حق‌ رأي‌ و حق‌ مالكيت‌ و حق‌ معامله‌ نداشت‌. بعد آمدند زن‌ را به‌ ميدان‌ كار و زندگي‌ و فعاليت‌ اجتماعي‌ كشاندند; اما در همان‌ حال‌، تمام‌ وسايل‌ را براي‌ لغزش‌ زن‌ فراهم‌ كردند و او را در متن‌ جامعه‌، رها و بي‌پناه‌ گذاشتند. سرمايه‌داران‌ بزرگ‌، سياستمداران‌ خبيث‌ و پليد و گردانندگان‌ دستگاههاي‌ مخفي‌، فكر كردند كه‌ مي‌توانند براي‌ كارهاي‌ سياسي‌ و اقتصادي‌، از اين‌ وضعيت‌ بهتر استفاده‌ كنند و زن‌ را به‌ ابتذال‌ بكشانند.

سخنراني‌ در ديدار جمع‌ كثيري‌ از بانوان‌ كشور ۱۳۶۸/۱۰/۲۶

 

بانوان گرامى؛ بخصوص زنان جوان كه مى‏خواهند در اين زمينه‏ها فكر بينديشند، درست توجّه كنند. نكته مهم اين است كه حتّى وقتى در اروپا براى زن حقّ مالكيت معيّن شد - طبق بررسى موشكافانه جامعه‏شناسان خودِ اروپا - به خاطر اين بود كه كارخانه‏ها كه تازه بساط فناورى مدرن و صنعت در غرب را گسترده بودند، احتياج به كارگر داشتند؛ اما كارگر كم بود و احتياج به كارگرِ زياد احساس مى‏شد. لذا براى اين كه زنان را به كارخانجات بكشانند و از نيروى كارشان استفاده كنند - كه البته مزد كمترى هم هميشه به زنان مى‏دادند - اعلان شد كه زن داراى حقّ مالكيت است! در اوايل قرن بيستم بود كه اروپاييان حقّ مالكيت را به زن دادند. اين، آن نگرش افراطى و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست.

بيانات مقام معظم رهبرى‏در همايش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن ميلاد كوثر

۱۳۷۶/۰۷/۳۰

 

در همين کشورهاي غربي، تا چند سال قبل از اين - نه خيلي زياد - زناني که در مراکز آموزش عالي تحصيل مي‏کردند، حق نداشتند مدرک کتبي تحصيلات عالي خودشان را بگيرند! در همين اواخر، در بعضي از کشورهاي غربي - از جمله در انگلستان - يکي از مجلاتّ يکي از کشورهاي غربي - که نمي‏خواهم از آن کشور و از آن مجلّه اسم بياورم - پيرزني را معرفي کرده بود که در سال 1917 - يعني تقريباً هفتاد سال قبل - در حدّ دکترا تحصيلات عاليه کرده است؛ ليکن به او مدرک تحصيل نداده‏اند! بعد سؤال مي‏کند، چرا مدرک تحصيل نداده‏اند؟ مي‏گويد که چون تا سال 1947 در انگلستان، به زناني که تحصيل مي‏کردند، مدرک تحصيلي نمي‏دادند و مي‏گفتند که زن نبايد مدرک تحصيلي بگيرد! اينها امروز آمده‏اند و در مقابل جمهوري اسلامي، مدّعي حقوق زن شده‏اند! در همان سالهايي که چنين حقارتهايي در فرهنگ غربي مشاهد مي‏شد، در ايران اسلامي، «بانوي اصفهاني» اجازه اجتهاد از مجتهدان درجه اوّلِ آن روز اسلام داشت و در اصفهان، حوزه تدريس فلسفه و فقهش را داير بود! اسلام، اين است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏در اجتماع با شكوه زائران مرقد مطهر حضرت امام خمينى(ره)-۱۳۷۶/۰۳/۱۴

 

شما ملاحظه كنيد كه در دنياى غرب و همين كشورهاى اروپايى كه اين همه مدّعى دفاع از حقوق زنان هستند - كه تقريباً همه‏اش هم دروغ است - تا دهه‏هاى اوّل اين قرنى كه تمام شد، زنان نه فقط حقِ‏ّ رأى نداشتند، نه فقط حقِ‏ّ گفتن و انتخاب كردن نداشتند، حقِ‏ّ مالكيت هم نداشتند. يعنى زن مالك اموال موروثى خودش هم نبود؛ اموال او در اختيار شوهر بود! در اسلام بيعت زن، مالكيت زن، حضور زن در اين عرصه‏هاى اساسى سياسى و اجتماعى، تثبيت شده است: «اذا جائك المؤمنات يبايعنك على ان لا يشركن باللَّه». زنها مى‏آمدند با پيغمبر بيعت مى‏كردند. پيغمبر اسلام‏{P . ممتحنه: P 12}
نفرمود كه مردها بيايند بيعت كنند و به تبع آنها، هرچه كه آنها رأى دادند، هرچه كه آنها پذيرفتند، زنها هم مجبور باشند قبول كنند؛ نه. گفتند زنها هم بيعت مى‏كنند؛ آنها هم در قبول اين حكومت، در قبول اين نظم اجتماعى و سياسى شركت مى‏كنند. غربيها هزار و سيصد سال در اين زمينه از اسلام عقبند و اين ادّعاها را مى‏كنند! در زمينه مالكيت نيز همين‏طور؛ و در زمينه‏هاى ديگرى كه مربوط به مسائل اجتماعى و سياسى است.

بيانات مقام معظم رهبرى‏در ديدار با گروه كثيرى از بانوان‏ ۱۳۷۹/۰۶/۳۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ساعت 11:39  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده