|
|
|
|
|
پرده ی اول :سال ۱۸۹۵- صحنه: تالار انجمن سلطنتی دانشمندان بریتانیا ـ سخنران: لرد کلوین(فیزیکدان ، مخترع دماسنج کلوین و رئیس انجمن) ـ موضوع: پاسخگویی به سوالهایی که پیرامون ساخت ماشین پرنده ی سنگینتر از هوا (هواپیما) ایجاد شده است .
سخنران (با ژست یک فرزانه ی تمام عیار): همکاران گرامی! دانشمندان بزرگ! این روزها این روزها عده ای خوشباور از ایده ی ماشین پرنده ی سنگینتر از هوا حرف می زنند . راستی که انسان چقدر می تواند ساده لوح باشد ! اینها نمی دانند که اگر چنین چیزی ممکن بود افراد باهوش در اختراع آن لحظه ای درنگ نمی کردند. من و شما که قابلیتهای "موجود" دانش بشر را می شناسیم تا کنون چنین چیزی را امکان پذیر نیافته ایم و من نمی بینم که در آینده نیز چنین خیال خامی قابل تحقق باشد . راستی شما بگویید که چگونه می توان وسیله ی پرنده ای ساخت که سنگینتر از هوا باشد؟ حاضران (در حالی که او را با حرارت تشویق میکنند):صحیح است! صحیح است... صحیح! پرده ی دوم : درست هشت سال بعد - سال ۱۹۰۳ . برادران رایت در پستوی مغازه ی دوچرخه سازی خود تونل بادی ساخته اند و سه هفته است که روی آزمایش ۲۰۰ نوع بال مختلف کار میکنند . آهان! یافتیم. یافتیم. این همان بالی است که می خواهیم . باید کار ساخت ماشین پرنده را هرچه زودتر شروع کنیم . چندی بعد ماشین پرنده ی سنگینتر از هوای آنها در میان ناباوری مردمی که به تماشای این صحنه ی هیجان آمیز آمده اند پرواز می کند و چیزی نمی گذرد که حتی مردم عادی هم می توانند لذت پرواز در اوج آسمان را تجربه کنند . آن ها با اختراع شگفت انگیز خود پنجره های آسمان را بر روی بشریت گشودند . ... (محض امانتداری: قسمتی از مقاله ی مهندس عقیل ملکیفر ـ البته من از ویژه نامه ی سوم "جهت گیری تخصصی" کش رفته ام!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۶ساعت 1:1 توسط فروزنده
|
|
||