***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
در تکمیل و اصلاح پست قبلی ... درپیام رهبرمان آمده بود:

«هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد»

ملت‌های مسلمان را از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد؟ کدام تحولات مهم دنیای اسلام؟

هرچند هیچ ادعا ندارم که همه ی مسائل را رصد کرده م! (که قطعا نکرده م!) و مهمترین ها را تشخیص داده م...اما بعنوان نمونه ای که نمی توانم ازش چشم بپوشم... لذا فقط لینک چند تا خبر... و شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل

خواب سازمان کنفرانس اسلامی در روز جهانی قدس

 

انتقاد بی سابقه تشکیلات خودگردان فلسطینی از احمدی‌نژاد 

 

فتح تهاجم خامنئي وتتهمه بالتدخل السافر في الشأن الفلسطيني (فارسیش!)

 

-نکته ی قابل توجه اینکه دو تا خبر اخیر را توس سایتهای داخلی غیر معارض با نظام اصلا نیافتم!!! اين خبر را بالاترين زده...شيروخورشيد زده! مجاهدين خلق زده!... ايران سبز و گاردپادشاهي ايران و خلاصه انواع معاندين خبر را به شدت پوشش داده اند و البته كه همه هم با خوشحاليِ زايدالوصفي! تنها جايي كه محكوم كرده اين اظهارات وقيحانه را  يك اشاره ي كوچكي يك گوشه ي الف و ريشه (كه بحمدالله نميدونم هم به كي وصله؟)

 

اين يعني صف بندي روشن ِ اسلام آمريكايي در برابر جمهوري اسلامي !!!

و مسلمانان جهان نبايد فرصت بيايند تا به اين نقطه ي ابهامِ بزرگ فكر كنند كه "آخر اگر احمدينژاد و ايران از قدس حرف نزند، چه كسي حرف بزند؟! ... چه كسي به جز احمدينژاد و ايران دارد بخاطر درگير شدنش با دشمنان قدس هزينه مي دهد؟؟؟ تحريم مي شويم...تهديد نظامي مي شويم... از طرف همه ي رسانه هاي جهان تخريب مي شويم... مخالفان داخلي مان را تقويت مي كنند ... ۳۰ سال است هزينه مي دهيم به خاطر اعتقادمان به "محو اسرائيل"

ايران اگر درمورد فلسطين حق اظهارنظر نداشته باشد چه كسي داشته باشد؟؟؟ محمودعباس و تشكيلات مفتضح و غاصب و دستنشانده ي خودگردان؟؟؟ حاصل ۳۰-۴۰ سال حكومت اين تشكيلات چه بود براي فلسطين؟؟؟ به جز اشغال بيشتر ؟؟؟ به جز گسترش بيشتر شهركهاي يهودي نشين؟؟؟

دنياي اسلام نبايد فرصت انديشيدن به اين سوالها را داشته باشد!

واقعا چه چيزي باعث مي شود كه تشكيلات خودگردان مسئله ي مضحك و بي اساس "تقلب در انتخابات۸۸ ايران" را مطرح كند؟؟؟ جز وابستگي؟؟؟ جز ت خط گرفتن از دشمن؟؟؟ تشكيلات مفتضح خودگردان اگر عرضه داشت براي رفع حصر غزه فكري ميكرد!!! براي حذف نمادهاي اسلامي از قدس ... براي افزايش شهركها...

چه چيزي باعث مي شود تشكيلات وقيح خودگردان مقابل رهبري ِ آيت الله خامنه اي كه "تنها موضعش اتحاد در برابر آمريكا و غرب است" قد علم كند؟؟؟  جز وابستگي به آمريكا؟؟؟

چشم ما به فلسطين است و چشم حضرات تشكيلات خودگردان به آمريكا!

 

اصلاحیه-با تشکر از تذکر دوستان:

چشم ما به فلسطين است و  دستمان و عزممان متوجه پاکستان چشم حضرات تشكيلات خودگردان به آمريكا!

و خوب ارتباط همه ی اینها رو به هم روشن کردند دوست عزیزمان :

 

 "با خالی کردن بطری های آب نستله..."

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۹ساعت 12:22  توسط فروزنده  | 

/// اولا : پیام رهبرم /// (۱)

دیروز تجمعی بود...دانشجویی...در محکوم کردن قرآن سوزی حضراتی که باورشون شده "ابرقدرت"ند !

برای همین هست که بهترین جواب می شه "الله اکبر" !

این اما جواب به "عاملان مستقیم این جنایت"

اما عاملان غیرمستقیم چی؟! ... حتی من میگم "عاملین اصلی"!

تو جریان کشتار حجاج سال ۶۶ امام گفت "به راستی اگر بسیج جهانی اسلام شکل گرفته بود کسی جرات چنین جسارتی می کرد؟!"

قصه همینه...

عامل غیرمستقیم و عامل اصلی اینها "ماییم"...

خود ما...

تفرقه ی ما ...

 وابستگی ما به غرب...

"سر در آخور" بودن ما...

اون وضع "برادرها و خواهرهای ما"ست توی پاکستان

...

ساکتیم.

اون وضع محاصره ی ۲-۳ ساله ی غزه ست

...

ساکتیم.

نمادهای اسلامی از "قبله ی اول اسلام" حذف میشه

...

ساکتیم.

 

کدام مسلمانی؟؟؟؟؟؟

 

ما فقط "شهروندان جهانی شده"ایم! ...

مثل همه ی مردم جهان! فقط به دردهای خودمون فکر میکنیم

مثل همه ی مردم جهان خرج میکنیم -فقط برای تامین خودمان

مثل همه ی مردم جهان تفریح میکنیم -با فوتبال...با فیلمهای هالیوود...با بازیهای رایانه ای و...

مثل همه ی مردم جهان "دین" رو فقط برای ارضای احساساتمون می خوایم

 

وقتی ما پرچم "لااله الا الله" رو بالاتر از هر پرچم دیگه ای و هر قدرت دیگه ای به اهتزاز درنمیاریم...

 

وقتی ما مسلمانها "تجلی قدرت الله نشدیم"

 

شیطان احساس "ابرقدرت"بودن می کنه

 

وقتی ما مسلمانها "الله" را نپرستیدیم ... ناچار "طاغوت جهانی شدن" پرستیده میشه...-یعنی همون شکل زندگی

 

خدا نیازی به "دفاع ما از قرآن" نداره... مگر در برابر "ابرهه و فیل سواران" نیازی داشت؟!

قصه قصه ی "آزمایش ما" ست... مثل غزه ... مثل قدس... مثل پاکستان ...

وقتی توی این چنین تجمعهایی فریاد میزنیم "وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد..." با تمام وجود از این "دروغ گویی" خودم منزجر و شرمنده میشم...

 

 

پ.ن.۱. دیروز وسط همین تجمع...یکی از دوستان امیرکبیری صدام کرد:"اون عقب از شبکه خبر دارن گزارش میگیرن و مواضع دانشجویی رو میخوان... و طبق معمول سراغ چهره های صداوسیما پند! و حرفهای رمانتیک صداوسیماپسند... اگه دوستهاتون میتونن برن..."

 و هرچه التماس و اصرار به رفقای خوشفکر و انقلابی و ... کردیم افاقه نکرد و "حیا"ها و "شکست نفسی"های همیشگی دوستان... و لاجرم خودمان -با وجود اینکه این روزها به عللی مغزم "هنگ" کرده...از بیخ-

خلاصه همین حرفهای بالایی را زدیم... تا چقدرش از سانسور "مصالح رسانه ی ملی" جان سالم به در برده باشه!-

  دست آخر خبرنگار پرسید :"خب حالا به نظر شما وظیفه ی مسلمانها چیه؟"

- تحریم! ما مسلمانها همه ی اموراتمان با "نفت" میگذره... و طرف همه ی قراردادهای نفتی هم حضرات کفارند!  ...  کالاهای صهیونیستی توی کشورهای اسلامی فراوون... ترکیه ی مدعی دفاع از فلسطین باید همکاری نظامیش رو با اسرائیل قطع کنه ...

تا وقتی به لحاظ "اقتصادی" وابسته ایم بهشون... هر غلطی دلشون میخواد می توانند بکنند!

 

بعد هم  آقای دادمان -مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه شریف- تاکید کرد روی همین اصل که "قلب نظام سلطه اقتصاد هست و  اگر می خوایم مبارزه کنیم باید قلب دشمن رو نشانه گرفت" ...

بعد هم یکی دیگه از دوستان پشت تریبون مسلمانهای افغانی و عراقی رو دعوت به "انتقام" کرد... با توجه به حضور فراوان "آمریکایی" دم دستشان!!! ... ایده ی خوبیه! ... همین ۱ حرکت اگه بتونه اینجوری شر آمریکایی ها رو از این بلاد کم کنه... عدو شده سبب خیر!

 

 

پ.ن.۲. توی شبهای قدر به فراز "یا حبیب من لا حبیب له...یا طبیب من لا طبیب له" "یا رفیق من لا رفیق له... یا شفیق من لا شفیق له" که میرسیدیم...کلی افسوس داشتم از اینکه "حضور همیشگی رفقای شفیق کمتر اجازه میده که این صفات خدا رو درک کنم...

و عجیب خدا  جواب داد!!! - حتی قبل از تمام شدن رمضان!-  ...

به جایی رساند داستان ما را  که رفقای شفیق "حرف جدیدی نداشته باشند" ... ولی مشکل و درد باقی باشه ... تا خوب خوب بفهمی  وضعیت"لا طبیب له" را...

 

 

پ.ن.۳. اون مطلب "به سخره گرفتن مستضعفین در رسانه ی ملی" رو که توی پیوندهای روزانه گذاشته م... از دست ندید...

 

 

پ.ن.۴. روز قدس شهرمون بودم (کازرون)... اول به ذهنم رسید "فاین تذهبون" های دوسال قبل رو که بچه ها سر غزه در آوردند پخش کنم... اما بچه های فرهنگی شهرستان همکاری نکردند -البته "بچه ها" کردند! "نهادها" نکردند!- و بودجه ی شخصی هم محدود ... و "توان شخصی" هم محدود

لذا اکتفا کردیم به همین پخش "کف دستی های تحریم کالاها" ... و از اونجا که "توضیح فارسی نداشت!!!"

خودم هم سنجاق شده به کف دستی ها... برای هر ۱ نفری باید یک منبر میرفتم... "سرلاک که به بچه میدیم... کوکاکولا...فانتا... نوکیا... موتورولا... مرگ بر اسرائیل گفتن چه فایده ای داره وقتی پول تو جیبشون میریزیم؟؟؟"

... تجربه ی جالبی بود...توی تهران چندبار تجربه ی اینشکلی داشتم...اما شهرستان کوچیکی مثل ولایت ما...!!! کمتر مردم به "مارک" کالاها توجه دارند ... و البته یه مقدار هم "جدی تر میگیرند" این حرفها رو... نمیدونم...شاید از "صداقت بیشتر"... و باز اینکه "خانم ها" هم بیشتر تحویل میگرفتند و استقبال میکردند...و کمتر بهونه می آوردند که "نوکیا که فنلاندیه یا چینی! یا..." یا "پس چرا توی ایران هست؟" و... نمی دونم چرا؟

همینجوری محض "تجمیع تجارب"! عرض شد و اینکه "۱نفری هم میشه یه غلطهایی کرد!"

 


(۱) با این پیام رهبر... باید بعضی از حرفهای این پستم را پس بگیرم!...آقا  ریشه ی این حرکت را "بیداری امت اسلام" دانسته ند ... و من "خواب و غفلت امت اسلام" را... هرچند هنوز منظورشونو نمیفهمم... ولی با کمال میل پس میگیرم ادعام را. (اگه کسی تونست بهم نشون بده که "کو این بیداری؟" ...ممنون)

«  اینها همان كسانی‌اند كه پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج‌ها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه می‌كنند. آن ماجرا بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌كار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد ...

طرف مطالبه‌ی همه‌ی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاست‌مدارن آنند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ساعت 11:7  توسط فروزنده  | 

(این مطلب حدود ۱ سال است که منتظر نوشته شدن بوده!)

"بازار" ميگويم، به چه معنا؟

در تئوري هاي بازار يابي...

چند سال قبل يك درس سه واحدي اختياري داشتيم به نام "مباني كارآفريني" و 6 نمره مربوط بود به نوشتن يك "طرح تجاري" يا همان Busness Plan . يعني راهي براي "پول در آوردن" از يك ايده. "هر" ايده اي. تنها امتياز يك طرح تجاري خوب آن است كه بتواند در كمترين زمان و با كمترين هزينه، بيشترين سود را كسب كند. از كجا؟! از مشتري!

و به اين صورت، از اولين مراحل و مهمترين مراحل تهيه ي يك طرح تجاري، "تقسيم بندي بازار" market segmentation است يعني تفكيك آدمها، حسب سن، حسب جغرافيا، حسب صنف، حسب جنسيت يا... و بعد هم يافتن "بازار هدف" target market. يعني اينكه مشخص كني كه "از چه كساني قرار است سود خود را استخراج كني؟" و عجب اين لفظ "بازار هدف" گوياست! "هدف"..."هدفگيري" ... مقدمه ي نوعي تهاجم...

اما امروزه -درقرن بيست و يكم! با اينهمه آدمِ عقلاني جوياي سود!- دست روي هر "بازار هدف"ي كه بگذاري، تعداد قابل توجهي مدعي و رقيب هستند كه خوابهايي برايش ديده باشند! پس ناچاريم از توسل به تكنيك هاي "بازاريابي". حكايت ضدانسانيِ "تبليغات" اينجاست كه رخ مينمايد. چرا ميگويم "ضد انساني"؟ چون در سيستم رقابت آزاد(!(ِ بنگاه هاي فعال بر روي يك بازار هدف، به زودي به وضعيتي ميرسيم كه همه ي رقبا به لحاظ "كيفيت" محصول و "ارضاي نيازهاي واقعي و بالفعل بازار"، به سطح تقريبا مساوي مي رسند. در اينجاست كه براي داشتن "سهم بيشتري، از بازار"، بايد "نيازهاي جديد ساخت"! (لینک)

بعنوان يك مثال ملموس، كافيست مختصر چرخي توي بازار موبايل بزنيم و ببينيم "نياز" مشتري ها چيست؟ يعني "مطلوب" برايشان چيست؟ "براي چه چيزي حاضرند پول بدهند؟" حافظه ي بالا، دوربين با مگاپيكسل بالا، انطباق با نرم افزارهاي متنوع، و... و به ياد بياوريم كه تا همين 10،12 سال قبل، هيچ كدام از همين هايي كه امروز "از ضروريات زندگي"اند را در خواب هم نميديديم!

اما زن...

"زن" يكي از آن بازارهدف هاي "بي نهايت" است! يعني هرچه قدر هم كه "دست توي اين بازار زياد شود، اين بازار اشباع نمي شود! ...ذو اعماق لايتناهي! .... لذا شايد از پرسودترين و بي دردسرترين كسب و كارها، آنهايي ست كه به نحوي به "تأمين زنان" مي پردازند. در اين بازارهدف، هيچ سقفي براي "نيازسازي" نيست! هرچه "اراده كني" كه ارائه كني، به طرفة العيني انبوهي از مشتريهاي مشتاق يافته، مشتري هايي كه براي مشتري بودن براي "هدف" بودن با كمال ميل از هم پيشي هم مي گيرند. و شايد اين "قابليت" عجيبِ زنان در "مصرف كردن" است كه اينچنين بازاري فراهم مي كند و اينچنين تنوع احمقانه اي...

بعنوان "مشتي، نمونه ي خروار"، سري ميزنم به چندتا محصول رايج و نسبتا روزمره (البته مي تونم حدس بزنم كه براي هر قلمي كه اينجا ذكر كرده م، مي تونيد كلي توضيح بديد كه چقدر حياتيه! و معقوله! و... خب اگه غير از اين بود كه "رايج" نمي شد!):

از لوازم بهداشتي-آرايشي شروع مي كنيم كه ...

لاك ناخن با تكنولوژي جديد1 "مجهز به بورس دوقلو"! ...آزمايش شده بر روي هفتاد خانم (باور كنيد!‌همين قدر وهن آميز! ...تبليغات اوريف لاين)شامپو براي موهاي خشك/شامپو براي موهاي چرب/شامپو براي موهاي معمولي/شامپو براي موهاي رنگ شده/لوسيون قبل از خواب/اسپري بعد از خواب/ پكيج 6تكه براي لاك ناخن پا!/كرم دور چشم/ضد آفتابي/ ضد چروك/ كرم ترميم ناحيه ي خنده (يعني اطراف لب!)ژل مناسب ناحيه ي اخم!/ كرم براي اون جوشي كه اون روز زده بودي!و ... [حالا ديگه حكايتِ انواع تزريقات گونه و پلك چشم و ... بماند كه زن چه ريسكي مي پذيرد و چه بازي اي با سلامتي خود مي كند، تنها به اين خاطر كه "مد" شده!]

حتي سليقه...

روزگاري بود كه بين اين محصولات عرضه شده، هنر خانم، مي شد "انتخاب" و "هماهنگ كردن رنگها با هم" و... و به اين ترتيب، باز جايي براي "ارزش"ي باقي مي ماند. ارزش "هنر" ارزش"زيبايي شناسي" و عاميانه تر: "سليقه"! اما امروز، زحمت اين يكي هم از دوش "خانم" برداشته شده! و به عهده ي طراح محترم مد است! و حتي به عهده ي خود توليد كننده! كه مانتو را با دامن ست كنند! و رنگهاي سايه ي چشم را در رنگهاي دوتايي-بجاي 24تاييِ قديمتر!-(و البته به قيمت چند برابر!)

دوام...؟

-: كفش خوبيه، فقط، بنظرم زياد با دوام نمي رسه...شايد سه، چهار ماه بيشتر كار نكنه...

[فروشنده]-: اي بابا! اين چه حرفيه خانوم! سههههه چهاااار ماه؟!!! ت اين يه ماه ديگه "مد"ش مي گذره! بايد يكي ديگه "در شأن خودتون" بخريد، سه چهار ماه شما مي خوايد چيكارش كنيد؟!

"اشباع بازار" يكي از نگراني هاي دائميِ توليدكننده ها(يا واردكننده ها)ست، بازار اشباع مي شود؛ يعني همه ي تقاضاي بازار، پاسخ داده مي شود، و به جايي ميرسد كه عرضه هست و تقاضا نيست. يعني يك جورهايي، بدبختي براي توليدكننده! و از اين جاست كه مسئله ي "عُمر محصول"، موضوعيت پيدا ميكند! اگر كم شود، كيفيتِ محصول پايين آمده، و اگر زياد شود، تقاضا را كاهش مي دهد!

اما وقتي بازار هدف را "زن" برگزيديم، ديگر چنين نگراني اي منتفي ست! "مد" بهانه ي خيلي خوبيست تا زن، يعني "بازار هدف"، همواره تقاضا داشته باشد و درنتيجه همه ي اهالي كسب و كار، همواره توليد كنند و در نتيجه چرخ اقتصاد همواره بچرخد!!! حتي نيازي نيست كه محصولات را "كم دوام" توليد كنيم كه "بدنامي"اش برايمان بماند! محصولِ ما، قبل از اينكه فرصتِ خراب شدن پيدا كند، از مد افتاده! "و مشتري چشم به راه محصول بعديِ ماست"!

تفاوت در سطح... اشتراك در عمق

به مدد "مد" است كه مي توان بعنوان مثال براي يك مانتو، 15 هزار تومان هزينه كرد، و در عين حال آن را 80هزار تومان فروخت! با استفاده از كم بها ترين پارچه ها، و با حداقلِ زحمتِ دوخت،. در واقع در اينجا مشتري فقط بابت "متفاوت بودن" پول مي دهد. بابت اينكه نشان دهد كه "زودتر از هركسي به محصول جديد دست يافته است" ... و چه احساس افتخاري دارد زن از اين موفقيت بزرگ! به حدي كه حاضر است همه ي عمر مفيدش را در مراكز خريد و در رصد و تعقيب مدلها سپري كند؛ و از جيب هم هر قيمتي را با طيب خاطر بپردازد!

اما واقعا چه تفاوت در كار است؟! تمام اين زنان، در اوج مستيِ طاووسانه ي "متفاوت بودن"شان، همه گي بازيچه هاي بي اراده ي توليدكننده ها هستند! آرزوهاي همه ي آنها را 1 مركز واحد مديريت مي كند! و عمرِ همه ي آنها در 1 محل مي گذرد. و "در تعقيبيك چيز! و ...

واجب تر از نان شب!

براي كار خير يكي از دوستان، ساتعي را در يكي از شعب كميته ي امداد گذراندم؛ اين چهارمين خانمي بود كه وقتي مي گفت "آمده ام سهم اين ماهم را بگيرم" از جا مي پريدم! از قيافه ها و ظاهرشان چيز ديگري برداشت مي شد! فكر مي كردم "حامي" اند؛ يعني اينقدر درآمدشان زيادي كرده است كه مي توانند دست خانواده ي ديگري را هم بگيرند؛ در غير اين صورت، اين سرووضعشان نمي بود! ... اما نه! حضرات، "نيازمند" بودند! و البته كه آرايش چهره و مانتو و شلوار هيجكدام، چيزي كم نداشت!

پيش آمده گذرم به روستايي بيفتد كه از اين سر تا سرش -با اتوموبيل!- كمتر از 5 دقيقه طي ميشود؛ اما "سالن زيبايي ..." را در همين دو وجب از قلم نينداخته اند!!! (و البته در مقابلش هم يك "ستاد امربه معروف و نهي از منكر!) بيخود نيست 50 سال قبل، آل احمد عزيز آمار مي دهد و اعلام خطر ميكند كه ايرانِ جهان سومي ما، از لحاظ تعداد آرايشگاه، مقام يازدهم جهان را دارد!

"سرمايهداري" با كسي تعارف ندارد... حكايت روسري و سنجاق و ساق دست

با كمال تأسف بايد عرض كنم كه دنياي ليبرال، دنياي سرمايه داري، با هيچ كس تعارف ندارد! "مذهبي" و "غيرمذهبي" نمي شناسد! از "همه"كسي مي تواند سود خودش را بكشد! ... زني كه مشتريِ كرم هاي آرايشيِ 24گانه نبود، قطعا مشتريِ "روسري هاي بلند در طرح هاي متنوع" خواهد بود! طرح نشاط! طرح بانو! طرح زيتون و پرتقال و لابد بيسكوييت و... و به دنبال نياز به انواعِ "روسري"، نياز به انواع "سنجاق روسري" مي آيد! زنجير دار و نگين دار و آويزدار و لبناني و ...! چنان كه به دنبالِ "كوتاه شدنِ آستينِ مانتو ها"، بايد "نياز به ساق دست" بيايد! ...تا آنجا كه ساق دست مارك دار هم از ايتاليا وارد كنيم و با خوشحالي بخريم و پز دهيم! ...

و اين نياز اخير براي چه كسي؟! براي زنِ محجبه! براي زنِ معتقد به اسلام!!! اسلامِ بت شكن... اسلامِ آگاهي بخش... اسلامِ حريّت... و چه افتضاحي

معتقد و غير معتقد ندارد، زن بماهو زن، نمايشگاهِ متحركي ست از هنر و سليقه ي طراحان مو و لباس و ...، از علم(!) پژوهشگران(!) آرايشي بهداشتي، از ... حالا او كه مقيد است به مذهب، كركره ي اين نمايشگاه را درحضور نامحرم پايين ميكشد. فقط همين! نمايشگاه، همان نمايشگاه است! ... بازار، همان بازار... حماقت، همان حماقت...

و كاش يادمان ميماند كه اين "زن" قرار بوده "انسان ساز" باشد..."مانند قرآن كريم"... اين زن قرار بوده دوشادوشِ مردان، نهضت بيداري اسلامي را در جهان به پيش ببرد... اين زن قرار بوده مظهر جمال و حتي "جلال" خدا باشد... خدا! ... يعني زيباييِ زن بايد زيباييِ خدا را فراياد آورد! نه ارادهي طراح مُد را! و يعني وقار و مناعت طبع او بايد جلال و جبروت خداوند را تداعي كند، ...و اين موجود ضعيف النفسِي كه عنان خود را به كف مبتذلترين سوداگران سرمايه داري غربي، و داخلي داده تا به هرسو بكشندش، و او به اين مطيع بودن و كور بودنِ خود حتي "ميبالد"! و حتي با ديگر هم نوعان خود در هرچه "سهل العنان"تر بودن رقابت هم ميكند! اين چنين موجودي را چه نسبتي ست با جلال الهي؟ و او را چه نسبتي ست با مبارزه؟! با به دوش گرفتن عَلَمِ انقلاب خميني؟!

و البته كه به قولِ دوست عزيزي: در افتادن با اين سيستم، جز به پشتوانه ي خدا، مقدور نيست... بنده ي خدا بايد بود تا بتوان بندِ بندگيِ "طاغوتِ ليبراليسم" را گسست!

اين شبها، التماس دعا... بايد به اندازه ي كافي بنده بود...براي خدا...

+ نوشته شده در  یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۹ساعت 17:58  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده