|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم وقتي ميگويم "موج سبز افشا شد" منظورم اين است كه "رايجترين تاكتيك اپوزسيون (۱) افشا شد" !... تاكتيك "شانتاژ" تاكتيكي كه اين موج سبز نه تجربه ي اولش است و نه احتمالا تجربه ي آخر : مرحله ي اول: طرح يك ادعاي كاملا دروغ (حتي گاهي از نوع شاخدار!) مرحله ي دوم : (اگر ادعاي فوق به حد كافي فيدبك مساعد گرفت!) فرياد زدن ِ ادعاي فوق (اگر نگرفت، مدتي سكوت و بعد امتحان كردن يك ادعاي ديگر!) (اينجا عده اي شروع كرده اند به پاسخ دادن به ادعاي كذب كذا و عده اي هم كه "صرفا خوششان آمده"از اين ادعا، با ما(!) همراه شده اند!) مرحله ي سوم: گوشمان را محكم ميگيريم و با با همراهان جديدمان همه با هم بيشتر داد ميزنيم! (مثلا توي خيابان ميآييم و سراسر سبز، راه مردم را با تجمعان مي بنديم و بنرهاي "تورم 50 درصد!!!" و "رئيسجمهور دروغگو"(اصلا مهم نيست چه دروغي؟!) و 100 ميليارد كو؟ و حق اهل تسنن و ... مان را توي چشمشان مي كنيم هيچ سوالي را هم از كسي نميشنويم) يك مثال: بنده توي يك جمعي نشسته ام و با هم گپ ميزنيم. اگر يك نفر بلند شود بپرسد"اگر تو جيب مرا بزني چه ميشود؟" خب من سعي ميكنم به اين سوال عجيب و نابجا پاسخ منطقي بدهم"بالاخره جيب همه را ميگردي و توي جيب من شي مسروقه را پيدا ميكني يا از من شكايت ميكني و..." حال اگر نفر دومي هم بي توجه به اين توضيحات بلند شود و همان سوال را تكرار كند و نفر سوم و نفر چهارم...خب هر تماشاچي بيطرفي تصور خواهد كرد كه لابد بنده جيببرم ! ... به اين ميگويند شانتاژ. تاکتیکی كه ده سال قبل در مورد "بطلان ولايت فقيه" در پیش گرفتند و چند سال بعدش در مورد "شوراي نگهبان مانع حضور كانديداي اصلح و انتخابات آزاد است" و 4سال قبل سر "احمدينژاد اگر بيايد دست آدمهاي آستين كوتاه را قطع ميكند!!!" و در اين 4 سال اخير هم كه ديگر الي ماشاالله ! وجه مشترك همه ي اينها دو چيز است : ۱. "اصلا لزومی ندارد که حقیقت داشته باشد!" ۲. "اصلا قصد ندارند جواب بشنوند"!!! حالا يك بار در تاريخ، 50ميليون بيننده معني ِ شانتاژ را فهميدند بلكه به عينه ديدند! اين كم اتفاقي نيست. هرچند حضرات كماكان انگشتها را توي گوش فشار ميدهند و پلكها را برهم و (و حتي نمي دانند به چه چيزي بايد افتخار كنند؟! شعار "چيزچيز تا پيروزي" را خوشحالانه تكرار ميكنند! شعاري كه معني اي جز "پيروزي بدون لياقت پيروزي" ندارد !!!) . و بحمدالله كه صحنه ي مظلومانه(!!!)اي كه آقاي موسوي به موقع به ذهنشان رسيد كه ايجاد كنند؛ هم توجيه آبرومندانه ايست براي ادامه ي فرآيند شانتاژ و ناديده گرفتن حقيقت آن 90 دقيقه! (و بماند که ۹۰ دقیقه حرف حق خوردن کجا و ۴ سال حرف ناحق!) به راستي آيا جاي سكوت مودبانه و اخلاق مدارانه ، در صحنه ي 90 دقيقه اي مناظره ي رودرروست كه طرفين امكان مساوي در دفاع از خود دارند؟ يا در ميتينگهاي 3 ماهه ي انتخاباتي در جمع هواداران ِ"سبز" (بخوانيد: خودي) كه هرچه معني دار و بيمعني و صدق و كذب بافتي سوت و كف و هورا تحويلت دهند در حالي كه رقيب (مثل 4 سال گذشته...بل مثل 12 سال گذشته) غايب است كه از خود دفاع كند (يا اگر هم غايب نيست، غايبش ميكنيد! بطرق مختلف رواني و فيزيكي مثل جلسه ي كروبي در دانشگاه خودمان !) مطالب مرتبط: تنش زدایی ؟ + محافظه کار! + در حاشیه ی مناظره |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ساعت 15:43 توسط فروزنده
|
|
||