|
|
|
|
|
بحثی جایی بود راجع به اهمیت واسطه های میان امام و امت... که باید خط رهبری را برای مردم بیان کنند و در مصادیق مختلف نشان بدهند و... و این سوال مطرح شد که امام اگر این حلقه ی شاگردان امین و توجیه نسبت به فکر امام و اسلام ناب و توجیه نسبت به واقعیات مردم ایران را نداشت آیا موفق میشد؟! و پاسخ در خور تاملی شنید که "دیدید که! سال ۴۲ بدون چنین نیروهایی قیام کردند و نشد!"
اما اما "انقلاب ما تازه از سال ۵۷ شروع شد"! و اولین غلط خیلی ها اینجاست که فرض کنند بهمن ۵۷ "نقطه ی پیروزی و پایان انقلاب" بوده! قیام امام تا پیروزی راه درازی داره ! (بتعبیر خودشون: اگر بگذارند ما بیست سال آینده می توانیم بگوییم انقلاب اسلامی پیروز شده-نقل قول از سیعد قاسمی) توی این مسیر پیروزی تا کجا وجود آن حلقه ی واسطه ضروری بود؟ (یعنی از کجا به بعد دیگر اگر حذف میشد پیروزی نهایی خدشه دار میشد؟) این سوالی ست که می تواند مورد بحث واقع شود. اما این حلقه ی واسطه حذف شد! مطهری و باهنر و بهشتی و مفتح را هوشمندانه از انقلاب گرفتند. امام ماند و شاید همین یک آقای خامنه ای ! (اثبات این ادعا را میسپارم به بحثهای تاریخی) باز هم قابل بحث هست که با یک نفر واقعا چقدر می توان پیش رفت؟ . . . اما اوضاع از این هم بدتر شد! امام رفت! و همین تک شاگرد صدیق و درخشان مکتبش -آقای خامنه ای- سکان امامت این ام القرا را بدست گرفت... و حلقه ی واسطه ؟؟؟ عمده دارایی انقلاب را ترورهای سالهای اول و جنگ ۸ ساله گرفته بود...(یا دست کم منزوی کرده بود...امثال لاجوردی ها را...) و حلقه ی واسطه ی "جعلی"... بقول بزرگی :" این هفته رهبر در خطبه های نماز جمعه چیزی میگفتند... هفته ی بعد خطیب بعدی حرفش را با "همانطور که رهبر فرمودند" شروع و با "خلاف تمام آنچه رهبر فرموده بودند ختم میکرد" !!! رهبر از معیار سازی استعمار برای ما درد می کشید و رگ گردن آقایان بخاطر بدحجابی (بدحجابی درحد دهه ی ۷۰) ورم میکرد رهبر از سیره ی علوی می گفت و آقایان ته سریالهایشان یک مادربزرگی مینشاندند تا یک حدیث بی ربطی به خورد مردم بدهد... (چنانکه روزگاری هم امام از تکریم خانواده ی شهدا گفت و حضرات(!!!) افتضاح مدارس شاهد را براه انداختند...) "اگر می خواهی حقیقتی را از بین ببری خوب به آن حمله نکن. بلکه بد از آن دفاع کن"! . . . با تربیت عمومی شخص رهبر و با تمام کارشکنی های این حلقه ها موجوداتی از دامن انقلاب اسلامی روییدند که ولو گمنام اما به احسن وجه خط رهبری را درک کرده و تشریح میکنند... بزرگوارانی که همان مصداق "حرف مالک همان حرف من است بدون اینکه قبلا برایش گفته باشم" ! ... البته پدیده ی دیگری هم - بدون دخالت این حضرات - از این دامان پربرکت برخاست : دکتر احمدینژاد! موجودی که علیرغم آقایان واسطه ی ناصالح "پویا"ست موجودی که علیرغم آقایان واسطه ی ناصالح ، "نوگرا و غیر محافظه کار"ست (بقول بعضی ها بر مرزهای علم حرکت میکند! نه نشخوار بارها جویده ی غرب را...) موجودی که علیرغم آقایان واسطه ی ناصالح، "اعتماد به اسلام" دارد موجودی که علیرغم آقایان واسطه ی ناصالح، "خود را بالاتر از مردم نمی بیند" امروز احمدینژاد برای اسلام و آینده ی تمدن اسلامی خطرناکتر است(۱) یا سایر اصولگرایان؟! همان اصولگرایانی که سالها حلقه های ناصالح(=بدون صلاحیت)ی بودند تحمیل شده بر امام و بر امت... سازمانهای بودجه خوار و پرمدعا و بی بازده و تحریف کننده ی انقلاب... سازمان تبلیغات اسلامی و برخی مجلس نشینان محترم (و راست سنتی -امثال موتلفه - که البته بودجه خوار نیست!) سازمان بسیج و امان از این آخری...! امان از این آخری که "محل کادرسازی" آینده ی نهضت است !!! تنها اندکی بیش از یک سال گذشته است ازآن تائید رهبر بر ادعای نماینده ی بسیج دانشجویی شریف: "دوستى گفتند كه نسل جديدى در حال ظهور است. اين كاملاً درست است. البته اين، اولين نسلى كه دارد در انقلاب خودش را نشان ميدهد، نيست؛ قبل از شما هم يك نسل خودش را در انقلاب نشان داد - در واقع متولد شد - و دست قدرتمند و انگشت گرهگشاى خودش را به كار انداخت... انقلاب مثل يك كورهى گدازنده است؛ تغييردهندهى شكل و نظم عناصرِ موجودات است. دگرگونكننده است. اين دگرگونسازى فقط در سطح مناسبات اجتماعى نيست، بلكه در درجهى اول، در لايهى درون انسانها و ذهنيتهاست. اين نسل هم كه شما ميگوئيد دارد ظهور ميكند، اين را هم من كاملاً قبول ميكنم؛ تصديق دارم و آن را حس ميكنم... سؤال ميشود كه مأموريت اين نسل چيست؟ الزاماتش چيست؟ كى ميخواهد او را پيش ببرد و هدايت كند؟... -جواب سوال را از منبع اصلی مطالعه بفرمایید- " نسلی که خودش به سراغ بازخوانی آرمانهای انقلاب و امام رفته و از خلف صالح او راه میجوید... تنها یک سال گذشته و... -بماند- و تو گویی همین یک سال بود عمر این نسل! یا دست کم همین یک سال بود "بقای این نسل در بستر سازمان بسیج" سخن کوتاه ... رهبرمان در خطبه های عید فطر -بعنوان بهترین عیدی!- "انتخابات و اغتشاشات و موج سبز و..." را از صدر مسائل کشور حذف فرمودند. بلکه کلا از لیست مسائل کشور حذف فرمودند رهبر در خطبه های عید فطر مجددا علم نهضت را بر دوش دانشگاه و حوزه نهادند... رهبر در روز عید فطر همه را به حرکت علمی فرمان دادند رهبر در خطبه های عید فطر تصریح کردند که نیمه ی اول سال را از دست دادیم ... و بسیج دانشجویی هنوز "صلاح" را در دامن زدن به اغتشاش می داند ... ( و دردا که همان بسیج دانشجویی پارسال!!!) رفع عیب بی سیم های اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه سوال المپیاد بهترین دانش آموزان جمهوری اسلامی ست... و بسیج دانشجویی (دانشگاه صنعتی) پرداختن به "معضل ارتباط صنعت و دانشگاه" را در حد "نگهداری حیوانات خانگی" بی اهمیت تشخیص می دهد!!! لذا بگذار تا ما بسیجی نباشیم... با این ترتیب مگر چیزی بهتر از همان حلقه ی واسطه ی ناصالح از ما درخواهد آمد؟! (ضمن اینکه هنوز در این نسل فرمانده ای به لیاقت سمیه نجفی(مسئول بسیج خواهران شریف سال۸۳) ندیده م. ضمن اینکه هنوز فعالیت سیاسی سالمتر از کارهای زهرامهرابی(مسئول واحد سیاسی ب.خ.ش.۸۳) ندیده م. ضمن اینکه کمتر نیروهایی به تیزبینی رمضانی و بهزادی دیده م. ضمن اینکه کمتر دوستی به مسئولیتپذیری سعیدی نژاد(مسئول ب.خ.ش.۸۴) و دبیران (مسئول ب.خ.ش.۸۵ و ۸۶) دیده م یا کسی مثل مسئول پارسال بسیج خواهران که درشرایطی که همه جوگیر جزئیات شده اند(ایم)سرنخهای کلی از دستش درنرود. ضمن اینکه افتخار می کنم که زمانی با امثال مشحون و آقای مولاییمنش و آقای عرب مازار و آقای بادامچی و ... دغدغه ی مشترکی داشته م و با این دوستان زیر پرچم واحدی تلاشی کرده م... و ضمن اینکه به بسیج خواهران فعلی شریف به جد امیدوارم... اما ... نگاهی به امروز بسیج شریف (همان که پارسال...!) تنهایی رهبر را با بلندترین صدا اعلام میکند... . . . چرا دعوای داخلی را به مجاااز می کشی ؟ چهار سال بین خودمان "تواصی به حق و صبر" کردیم...به خیال خودمان! حضوری اعتراض کردمی...خصوصی سوال رسیدیم...میل زدیم... نامه ی سرگشاده نوشتیم... بعد از تدفین...در غائله ی انحرافی نشریات امیرکبیر...در موارد دیگری که اینجا لزومی به تکرارش نیست... امروز بعد از اینهمه اگر اثری نمیبینی باید به خودت شک کنی... "نصیحت بدون عمل مثل آبی ست که بر سنگی سخت بگذرد"... عیب از بی عملی ماست... لذا زبان تواصی به کام میکشم . و خود را از مجموعه ای که نه جهاد(؟!)ش را قبول دارم و نه توان تغییرش به کنار... (تا شاید خدا لطفی کند و راه "عمل" بیابم) . . . گفتنی نیست که چقدر ادای این جمله ی تک واژه ای تلخ و سنگین و دردآور است... : نیستم. با این مجموعه نیستم...
-ضمنا گفتنیها را قبلا گفته م. و لذا خودم را موظف به پاسخ به هیچ کامنتی نمیدانم. -انشاالله که خدا بر توفیق دوستان در پیوستن به راهیان راهش بیفزاید) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸ساعت 12:42 توسط فروزنده
|
|
||