|
|
|
|
|
از بچه های دانشگاه اهواز بود.
تلفن زده بود و درددل (= غر!) که : " نمایشگاه داریم... همه ی غرفه های هیجان انگیز رو خودشون برداشتن ، دفاع مقدس... انتخابات... انقلاب مخملی... "اصلاح الگوی مصرف" رو گذاشتن برا من... " ما هم به عادت معهود شروع کردیم به دلداری! و ارشاد! که اصل کار همینه! ... و هرچی از ایده به ذهن ِ تعطیلمون می رسید! . . . - چه خبر از غرفه ت؟! - پربیننده ترین غرفه شد! - اِ ! چی کارش کردی مگه؟ - هیچی ! راه افتادم تو شهر با یه دوربین!... فقط عکس گرفتم از مغازه های لوکس... از زندگی همین بچه های هم دانشگاهی که نمی خوان حتی زحمت شستن ظرفهاشونم بکشن... و همینطور از زندگی هایی که همین دور و برند و ماها نمی بینیم... از خونه هایی که سالهاست فقط خدا مراقبه که فرونریزند... (بازم از حرف ِ ما بی عمل ها تا عمل ِ...)
و باز شرمنده ایم که این قبیل پستها تو مجاااز ِ ما هم اینطور غریبند...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۸ساعت 14:25 توسط فروزنده
|
|
||