|
|
|
|
|
گفتار دوم- فرهنگ: 1. تشخیص مسئله ها: اینجا نیز تفکر منسجم و عمیق و متکی بر مبانی دینی دکتر جلیلی، در مقایسه با سایر کاندیداها درخشش مشهودی دارد: ایشان بجای سیاه نمایی و برشمردن تکه تکه ی معضلات فرهنگی و اجتماعی (اعتیاد،فساد، کلاه برداری،دروغ،طلاق، افسردگی، و...) و برای هرکدام یک برنامه ی بی ارتباط با سایر برنامه ها دادن، مستقیما به سراغ ریشه ها میروند: ریشه ی ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی، یا در کمبودهای شخصیتی افراد است، یا در ضعف ایمان دینی، و یا در راه و چاه ندانستن و «دانش سودمند» نداشتن. اگر این سه مشکلِ ریشه ای، از راه طبیعی خود حل شوند، نیازی به هزینه های اضافی برای درمان بیماریهای فرهنگی نخواهیم بود. الف. شخصیت انسانها در خانه و شکل میگیرد. و هرچه در جامعه ای «خانواده های خوب» خانواده هایی که در آن پدر و مادر و فرزندان، یکدیگر را از محبت و توجه و همدلی سرشار میکنند، و جای هیچ عقده ی فروخورده ای را برای یکدیگر باقی نگذارند، این جامعه دچار آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی، دچار اعتیاد و فساد و ناسازگاری و کلاه برداری و... نخواهد بود.چون شخصیت افراد آن (که در خانواده های خوب تربیت شده اند) بالاتر از آن است که تن به حقارت این فسادها بدهند. و محور این خانواده های خوب، «مادر»ها هستند. ب. ایمان دینی مردم، کانون تقویتش در مساجد است. اگر مساجد به درستی وظیفه ی خود را انجام دهند، اگر مساجد و روحانیتی که بعنوان امام جماعت در این مساجد هستند، خود را در قبال حل مشکلات فکری و راهنمایی و کمک بمردم موظف بدانند، خیلی از اشتباهها و انحرافها برای افراد پیش نخواهد آمد. (بعنوان مثال برنامه ی «سمت خدا» را نگاه کنید تا شدت نیاز مردم به حضور و رسیدگی روحانیون ببینیم!) ج. محل «دانش آموزی» افراد جامعه، مدرسه است. دانشی که بتواند انسان را «در لحظه ی تصمیمگیری کلیدی» یاری کند، میتواند سطح فرهنگی و اجتماعی جامعه را ارتقا دهد. و این جز با خواست و اراده ی «معلم»ها اتفاق نمی افتد. این معلم است که میتواند دانش آموزان ، کودکان و نوجوانان، را به سمت «صرفا حفظ کردن متن کتابها» هدایت کند، و یا آنان را به تفکر و تأمل و آزمایش و مشاهده ی دقیق تشویق کرده و «هنر حل مسئله» را در آنان نهادینه کند.
دکتر جلیلی معتقد است اگر ما سرمایه گذاری مان را روی این 3 حوزه ی کلیدی متمرکز کنیم، نیاز به هزینه کردن برای رفع آسیبهای اجتماعی دیگر نداریم. اگر دولت به «مادر و مسجد و معلم» کمک کند تا وظایف خود را به خوبی انجام دهند، جامعه از نظر فرهنگی بیمه خواهد شد. دقت کنیم: بسیاری از کاندیداها به اعطای حقوقو مزایا و بیمه و... برای زنان خانه دار و یا افزایش حقوق فرهنگیان و... سخن میگویند، اما این وعده ها عمدتا مبتنی بر «مبانی فکری» خاصی نیستند و صرفا برای حل موضعی یک مشکل (یا خدای ناکرده برای جلب آراء) مطرح میشوند. اما دکتر جلیلی مبتنی بر اندیشه ی اسلامی، پایه های فرهنگ جامعه را در این سه عنصر میبیند. (و تعارفی هم با دیگر اقشار ندارد! که بخواهد از آنان نیز نام ببرد و وعده ی حمایت دهد و رای جمع کند! درمورد سایر اقشار، دولت باید به وظیف قانونی خود، عمل کند.)
2. تهاجم فرهنگی، مصونیت یا محدودیت؟: یکی از چالشهای کشور ما، و سایر کشورها! موضوع تهاجم فرهنگیست، اینکه دیگر فرهنگها و بویژه فرهنگ زندگی آمریکایی، تلاش میکند که خود را بر سایر ملتها تحمیل کند. این مسئله و این فشار و تهاجم فرهنگی بر ایرانِ اسلامیِ ما بسیار شدیدتر است. به این دلیل که چیزی که موجب ایستادگی ملت ما دربرابر دشمنان بوده، در طی قرنها، همین «فرهنگ ایرانی و اسلامی» بوده است. این موضوعیست که کاندیداها باید موضع خود را درقبال آن روشن کنند: برای مقابله با تهاجم فرهنگی چه میکنید؟ اغلب کاندیداها در این زمینه رویکرد «محدود کردن کشور و بستنِ درهای کشور به روی فرهنگ بیگانه»، مثلاماهواره، را رد میکند و معتقدند که راه حل این نیست که چشم و گوش مردم را ببندیم. و بلکه فراتر از این رفته و سخن از «مردمی کردن فرهنگ» و «سپردن فرهنگ به مردم» میدانند و بعنوان راه حل میگویند باید اهالی فرهنگ (فیلمسازان، روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان، و...) از الگوی نظام پزشکی استفاده کنند و مانند پزشکان، خودشان بر خودشان نظارت داشته باشند. و کس دیگری بر کار اهالی فرهنگ نظارت نکند. این ایده درحالی مطرح میشود که سیستم «ناظر ، همان کسی باشد که ذی نفع است» در همان نظام پزشکی هم جواب نداده و موجب اجحاف زیادی در حق بیماران شده است! ظاهرا برخی از کاندیداها اصلا اعتقادی به این ندارند که بخشی از تهاجم به فرهنگ خودی، توسط برخی از اهالی فرهنگ داخل کشور انجام میگیرد و تحسین و تشویق دشمنان را به خود جلب میکند. اما آقای جلیلی به نحو دیگری به این موضوع مینگرند: خود انقلاب اسلامی، وقوع و وجود انقلاب اسلامی، یک تهدید بوده برای غرب. حمله ما آغاز کرده ایم! از سال 57 ! تهاجم فرهنگی غرب، در واقع پاسخ و ضدحمله ی غرب است به آن حمله. و بهترین دفاع ما هم حمله است! به تعبیر رهبر ما «در قضیه ی زن و خانواده، این غرب است که باید محکوم شود.» در حوزه های فرهنگی، عرضه ی فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی و انقلابی ما به دنیا اتفاقا یک فرصت است، صادرات فرهنگی باید داشته باشیم، هم به غرب، هم به کشورهای منطقه و کشورهای بی طرف. با این نگاه، دکتر جلیلی، فرهنگ را نه یک تهدید، بلکه یک فرصت و یک امتیاز برای انقلاب اسلامی میدانند. و معتقدند اگر محصولات قوی و با کیفیت فرهنگی خوب را حمایت کنیم، محصولات مخرب خود بخود از رونق افتاده و کم اثر خواهند شد. چون محصولات فرهنگی خوب، راه خودشان را، جای خودشان را در قلب مخاطب باز میکنند. هم برای مخاطبان داخلی، خودمان، نسلهای بعدی مان، و هم برای مخاطبان خارجی. مزیت رقابتی ایران، «فرهنگ» است. ما باید انقلابمان را با هنر و فرهنگ به جهان صادر کنیم. در تاریخ اسلام در تاریخ اایران ، در تجربه های انقلاب و دفاع مقدس، از واقعیتهای زیبای جامعه و کشورمان، آنقدر سوزه های ناب وجود دارد کا هنوز کسی به آنها توجه نکرده است! غربیها اگر 1نفر مانند شهید شهریاری یا هریک از شهدای ما داشتند، دهها فیلم و سریال و رمان و ... با الهام از آن میساختند و بعنوان الگو به مردم دنیا معرفی می کردند. با شعار یا حذف محصولات فرهنگی نامناسب، جلوی تهاجم فرهنگی گرفته نمیشود. بلکه مردم و جوانان ما باید برتری الگوهای خودی را در برابر الگوهای غربی، ببینند.
3. عدالت رسانه ای:برای خلق هرچه بیشتر و بهترِ این آثار و محصولات فرهنگی خوب، باید به هر صاحب ایده ای در هرکجای کشور که باشد، امکان بروز استعداد را داد. امکانات فرهنگی نباید منحصرا در اختیار قشر خاصی از فیلمسازان و هنرمندان، با سلیقه ی خاص(شیفته ی غرب)، باشد. الان یک جوان 25-30 ساله از بوشهر، بی هیچ کمکی از دولت ، با استفاده از ظرفیتهای خود بوشهر، فیلمی ساخته (تنهای تنهای تنها) که بمراتب بهتر از منِ مذاکره کننده از حقوق هسته ای ما دفاع میکند! این ظرفیت هنر را باید مغتنم شمرد و حمایت کرد. من گمان میکنم مد نظر دکتر جلیلی، طراحی ساختارها و فرصتهایی مانند جشنواره مردمی فیلم عمار است که آثار خوب و خلاقانه و با محتوای ایرانی-اسلامی-انقلابی، از سراسر کشور میپذیرد. 700فیلم از سراسر کشور، توسط هنرمندان جوان و گمنام اما خوشذوق به این جشنواره ارسال شد و برای اکران و دیده شدن این آثار نیز مجددا روی کمک نیروهای مردمی داوطلب حساب میکند! این یک جلوه سپردن فرهنگ به «مردم» است. 4. آزادی بیان در دانشگاه: گاهی برخی از مسئولین آزادی بیان در دانشگاهها را برای امنیت و آرامش و ثبات سیاسی کشور یک تهدید قلمداد میکنند.اما دکتر جلیلی ، با نگاه ظرفیت شناسانه ی خود، این را نیز به عنوان یک فرصت مینگرد و معتقد است اگر ما پای بحثها و مناظره های جدی و عمیق را به دانشگاه بکشیم، بازار حرفهای سطحی خود بخود کساد خواهد شد. دولت و سایر نهادهای سیاستگذار در کشور، باید دانشگاه را محرم و طرف مشورت بدانند. چه اشکالی دارد که ما مثلا برنامه ها یا سیاستهایی را که در مورد کشاورزی، صنعت، فرهنگ، و... داریم، بیاوریم و در دانشگاه (دانشکده های مرتبط) میان استادان و دانشجویان به بحث بگذاریم؟! آن مسئول ِ سیاستگذار نیز باید ازین کار استقبال کند، چون اولا باید طرحش را حساب شده و کاملا قابل دفاع تدوین کرده باشد، ولی در عین حال آماده باشد که از این بحثها هم بهره ببرد و در جهت اصلاح سیاستها استفاده کند. (خود دکتر جلیلی تا کنون چنینی مشی و مرامی داشته اند.)
برچسبها: سعید جلیلی, تفکر و اندیشه, مادر, مسجد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ساعت 3:46 توسط فروزنده
|
|
||