***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***

بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم

کاندیدایی که عمیقتر میبیند.

(گفتار اول- سیاست خارجی)

(گفتار دوم-فرهنگ)


گفتار سوم- اقتصاد :


1.                 تشخیص و تحلیل مسئله ها: مسئله های اقتصادی کشور، مسائل پنهانی نیستند، بیکاری تحصیلکرده ها، گرانی کالاهای اساسی مثل مسکن و مواد خوراکی، وابستگی به درآمدهای نفتی، عدم ثبات اقتصادی، و...

بین کاندیداها مرسوم است که این مسئله ها را یکی یکی برمیشمارند و برای هرکدام به طور مجزا، یک راه حلی پیشنهاد میدهند. و اغلب راه حل ها هم مبتنی بر «به این بخش پول میدیهم. به ان بخش پول نمی دهیم» است. این رویکردف ضمن اینکه منجر به نوعی سیاهنمایی میشود، که بله ببینید کشور درمیان این انبوه از معضلات دارد غرق میشود و لب پرتگاه است و...؛ این مشکل جدید را هم ایجاد میکندکه چه بسا راهکاری که برای حل یکی ازین مشکلات ارائه میشود، موجب تشدید مشکلات دیگر باشد!(به اصطلاح میخواهیم ابرو را درست کنیم، چشم را کور کنیم!)

 

اما نگاه دکتر جلیلی اینگونه نیست. ایشان بطور کلی سخن از «اصلاح ساز و کارها» و «شفافیت اقتصادی» و «آزادسازی ظرفیتها و «اقتصاد مقاومتی» میگویند. بهمین دلیل برخی افراد، ایشان را متهم میکنند به «کلی گویی و شعار دادن». اما وقتی دقیقتر ازیشان سوال میشود، میبینیم که اتفاقا دکتر جلیلی درمورد جزء جزء مشکلات مطالعه دقیق داشته اند (چون وظیفه ی دبریخانه ی شورای عالی امنیت ملی همین بوده) و در این تحلیلهای کارشناسی و تحقیقهای میدانی، به «ریشه های مشترک» این معضلات پی برده اند. و متوجه شده اند که اگر همتی شود و این مشکلات ریشه ای حل شود، خیلی از مسائل خود بخود مرتفع خواهد شد و راه برای اجرای قوانین و  برنامه های خوبی که در کشور موجود هست، هموار میشود. پس این کلی گویی، ناشی از یک تفکر منسجم است که «کشکولی از حرفهای خوب بی ارتباط به هم» را بعنوان برنامه ارائه نمیدهد.

جلیلی ، «اقتصاد مقاومتی» را خوب میفهمد و نگاه عملیاتی هم به آن دارد. و سابقه ی پیگیری هم در این زمینه دارد.اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی که باور دارد درحال جنگ است و در این جنگ، دشمن میتواند از هر نقطه ی ضعف و وابستگی ما، بعنوان یک «پاشنه آشیل» استفاده کند و ضربه ی خود را وارد کند. و لذا اولا «نقاط ضعف خود را میشناسد و رفع میکند» ثانیا «در رفع نقاط ضعف خود، تکیه به قدرتهای بیگانه ندارد.»

 

 

اما این پاشنه آشیلها و  ریشه های مشترک مشکلات اقتصادی کجا هستند:

-                      دلالی: این که در کشور ما برای مردم «می ارزد» که سرمایه شان را خرج «خرید و فروش» کنند! اگر کسی سرمایه ای داشت، به جای آنکه این سرمایه را در راه تولید هزینه کند، برای او «مقرون به صرفه تر است» که برود  با آن چیزی بخرد (طلا، مسکن، یا حتی ارز) و فقط صبر کند تا زمان بگذرد تا قیمت آن بالاتر برود.

دلالی در بازار مسکن و سکه و ارز، موجب ایجاد «تقاضای کاذب» شده و خودبخود منجر به افزایش قیمت و تورم میشود. (دکتر جلیلی: 52% از تقاضای مسکن در کشور، مسکن را یک سرمایه میبیند و نه جایی برای زندگی) خب این تقاضای کاذب اگر نباشد، قیمتها میزان طبیعی خودشان را خواهند داشت.

دلالی در کشاورزی،موجب میشود که محصولات ارزان از کشاورز خریداری شده و آنقدر دست به دست شودف تا گران به دست مردم برسد. به این ترتیب، هم کشاورز هزینه ای را که یک سال تمام برای این محصول کرده، نمی تواند جبران کند و ضرر میکند و ترجیح میدهد سال اینده به کار دیگری بجز کشاورزی بپردازد! و هم مردم مجبورند برای خرید مواد غذایی هزینه ی زیادی بپردازند که موجب فشار به آنهاست. و هم سال اینده که کشاورز کمتر از امسال تولید کرد، ناچار میشویم مواد غذایی مردممان را از خارج وارد کنیم و «وابسته» شویم!

اما راه حل حذف دلالی و تقویت تولید  چیست؟ دکترجلیلی، راه درمان را «برخورد پلیسی» با دلالها نمیداند. بلکه معتقد است:

الف- بازاریابی برای تولیدکننده: اگر دولت، به تولیدکننده کمک کند تا بازار مناسب خود را پیدا کند، (و نه با خرید تضمینی و...) آنگاه جایی برای دلالی نمی ماند. بازار داخالی، یا خارجی. این کمک بزرگیست که دولت میتواند به تولیدکننده ها بکند. کمکی که ضمنا تولیدکننده را «مستقل» و «غیر وابسته به پول و یارانه ی دولتی» بار می آورد.

در کشاورزی، این بازاریابی میتواند با کمک به تشکیل تعاونیهای واقعی(و نه صوری!) انجام شود. تعاونی کشاورزان در «تولید»، هزینه های کشاورزی را میان کشاورزان تقسیم کرده و فشار را بر هریک از آنان کاهش میدهد. و تعاونی در «فروش» محصول، دست دلال را ازین چرخه، کوتاه میکند. تعاونی، راه مشارکت مردم در اقتصاد است، بی آنکه به ورطه ی سرمایه سالاری غربی بیفتد.

ب- ارتقای کیفی تولیدات داخل، با هدایت متخصصین و دانشگاهیان، به سمت بخشهای تولیدی. این اتفاق با «اصلاح ساز و کارها» رخ میدهد: مثلا اصلاح ساز و کار ارتقاء درجه  اساتید دانشگاه. (که بجای اینکه  بر مبای تعداد مقالات ISI  اساتید را ارزیابی کنیم، بیشتر بر اساس میزان تحقیقات کاربردی ، یا بر اساس تربیت تیمهای دانشجویی برای انجام پروژه های صنعت داخل ارزیابی کنیم.) و یا مثلا واحدهای «کارآموزی» را در برنامه ی درسی دانشجویان جدی تر گرفتن و... یا امتیازدهی و حمایت از صنایعی که بیشترین اعتماد و مراجعه را به دانشگاهها دارند و..ضمنا به این ترتیب، مشکل اشتغال هم تا حد زیادی حل میشود، چون فارغ التحصیل مهارتهایی می آموزد که خواه ناخواه مورد نیاز بخش تولید است.

ج- تعیین مالیات برای سود دلالی! ( و یا مثلا تعیین مالیات برای خانه های خالی، یا خانه های اجاره ای، بشکلی که نگه داشتن مسکنِ مازاد بر نیاز، برای کسی مقرون بصرفه نباشد) این نیز به نوبه ی خود، نیازمند حل پاشنه ی آشیلِ دوم است: عدم شفافیت اقتصادی

-                      شفافسازی اقتصادی: بخش زیادی از مشکلات اقتصادی کشور ازین ناحیه است، اینجاست که دلالی، بعنوان شغل سود آوری که هیچ رد و نشان قانونی ای از خود بجای نمیگذارد، همچون ویروسی، رشد میکند. و همینجا هم هست که راه برای انواع تخلفهای اقتصادی، پولشویی، زمینخواری ، وامهایی که بازگردانده نمی شوند، و...باز میشود.

اتفاقا دکتر جلیلی در این زمینه، کارنامه ی عملیاتی موفقی دارند: راه اندازی پورتال ارزی برای نظارت بر خرید و فروش ارز، و واردات و نهایتا کمک به تک نرخی شدن ارز و پیشگیری از گم شدن ارز دولتی! و...

-                      جدایی و ناهماهنگی بخشهای مختلف اقتصادی کشور (بانک، گمرک، وزارت صنایع، وزارت کشاورزی،اداره مالیات، و...) این جدایی نیز بنوبه ی خود، فرصت فسادهای اقتصادی زیادی را فراهم میکند، بنحوی که شرکتی که از نظر اداره ی مالیات، ورشکسته است، میتواند برای بانک و دریافت وامهای کلان، خود را یک شرکت سودآور معرفی کند، و یا اینکه متخلفین میتوانند برای وارد کردن  چیزی مثل دارو از بانک ارز دولتی بگیرند، و آنگاه با این ارز چیز دیگری را وارد کنند (و گمرک نتواند این کالای وارد شده را با آن کالای ثبت شده در وزارت بازرگانی تطبیق دهد)  در این زمینه  نیز پروژه ی بزرگ «تجمیع بانکهای اطلاعات اقتصادی کشور» که توسط وزارت اقتصاد درحال اجراست،از ایده های برآمده از تیم دکترجلیلیست.

-                      استفاده از ظرفیتهای موجود، با پیشگیری از مفاسد اقتصادی: دکتر جلیلی معتقدند ما پول به اندازه ی کافی در کشور داریم، و نیاز چندانی به جذب سرمایه ی خارجی، یا وام گرفتن از صندوق بین المللی نداریم. اما این پول باید در جای مناسب مصرف شود: این سرمایه ای که خرج دلالی می شود، این وامهای کلان بازپرداخت نشده، این هزینه ای که ناچار میشویم خرج واردات محصولات کشاورزی کنیم، اینها(که چندین برابرِ کل یارانه هاییست که به مردم داده میشود!) اگر در بخشهای مولد  و برای بهره برداری از ظرفیتهای طبیعی و انسانی و علمی کشور هزینه شود، همین برای پیشرفت کشور کافیست.بدون کمک بیگانگان.

 

2.                 نقش تحریم در اقتصاد:  اغلب کاندیداها علاج مسائل اقتصادی کشور را در شکل دوم دیپلماسی که در انتهای گفتار اول عرض شد، میجویند.اما دکترجلیلی، با شناخت دقیق از تحریمها (از انجا که درحال حاضر وظیفه ی اصلی مطالعه و مبارزه با تحریمها، بعهده ی دبیرخانه ی شورای عالی امنیت ملی گذاشته شده است) راه کار را تنها در «افزایش قدرت ملی و جهانی» ایران، و در دیپلماسی به شکل دوم میبینند و ایشان دیپلماسی اقتصادی را در وزارت خارجه کلید زده اند، که در کشوهای بی طرف و دوست، ظرفیتهای همکاری اقتصادی را و همچنین بازار لازم برای تولیدات ملی ما را جستجو کنند. (برنامه هایی مانند استفاده از ظرفیت ترانزیتی کشور و یا توریسم و... که مورد اشاره ی دیگر کاندیداها هم هست، اینجاست که معنا میباید)

3.                 عدالت: دکتر جلیلی بر اساس اصل  اسلامیِ «فی العدل سعه» عدالت واقعی را موجب پیشرفت می دانند (و نه برعکس!) پیشرفتی که وابسته و متکی به بیگانگان هم نباشد. ایشان معتقدند کشور درصورتی میتواند پیشرفت کند که از نیرو و خلاقیت  تمام ایرانیان استفاده شود. و نیرو و خلاقیت تمام ایرانیان درصورتی شکوفا میشود که فرصتها و امکانات برابر در اختیار آنان قرار بگیرد، در تمام استانها و شهرستانها و روستاها، در تمام اقشار. این عدالت است که ظرفیتها را آزاد میکند و به پیشرفت منتهی میشود. (دکتر جلیلی: اگر ان یازده میلیارد دلاری که صرف واردات محصولات کشاورزی کردیم، برای ارتقا کشاورزی خودمان خرج کرده بودیم..)



من انشاالله به دکتر سعید جلیلی رأی خواهم داد، به خاطر این منظومه ی فکری منسجم و دقیق و عمیق ایشان، بخاطر اسلام شناسی، و انقلاب شناسی و آگاه به زمان بودن ایشان. و بخاطر روحیات با تقوا، بی حاشیه، و منعطف و سازگار ایشان که با افرادی از هر جناح و سلیقه ای، اگر قصد خدمت داشته باشند، براحتی همکاری و هم افزایی می کنند. و بخاطر صداقت ایشان که  توان چهارساله ی خود و دولت را درنظر گرفته برای جلب آراء بیشتر، وعده های نشدنی و فریبنده و حساب نشده نمیدهند. و برای تعمیر ماشین دولت تلاش میکنند، ولو اینکه این تلاشها خیلی نمود ظاهری و چشم پر کن نداشته باشد، و ثمره  تلاششان را دیگران، در دولتهای بعد از ایشان بچینند.


برچسب‌ها: سعید جلیلی, تفکر و اندیشه, اقتصاد, شفافیت اقتصادی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ساعت 3:51  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده