***رنج اگر هست، نه از جاده، كه از ماندنهاست. - - - - - ور نه سرباخته را زحمت سردرد نبود!***
«بسیجی واقعی همت بود و باکری»

ولی من مطمئنم اگه خود شهید همت هم امروز بود همینجوری کتک می خورد از این رفقای سبز!

آخه حاجی هم یه روز در شرایطی که خرمشهر رو تازه بعد از دفع خیانتهای بنیصدر آزاد کرده بود،

وقتی هنوز مناطق زیادی از خوزستان و ایلام و کردستان اشغال بود

نتونست سرشم زیر برف بکنه که "نه غزه نه لبنان..."

منطق همت "جان فدای اسلام"ه ! میخواد تو خرمشهر باشه یا لبنان یا غزه یا...

منطق همت  منطق امیرالمومنینه :

"چراغی که بر مسجد رواست بر خانه حرام است"

موج سبزی که دانسته یا نادانسته مامور شده بر "مصادره ی روز جهانی قدس" چطور چنین "همت"ی رو می تونه تحمل کنه؟!!!

 

"در زمان غیبت مطیع امر ولی فقیه باشید" – شهید ابراهیم همت

 

 

واقعا کی از حذف روز قدس داره سود می بره؟؟؟!!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ساعت 16:0  توسط فروزنده  | 

بنده که البته روز قدس امسال هم انشاالله توفیقی باشه میام...(درست مثل سالهای قبل) راجع به کوچه بازاری حرف زدن رئیسجمهور حق باشماست فقط کاش همین دقتی که روی 3 و 16 میشد روی باقی حرفاش هم... روی توضیحش راجع به سفر استانی و حذف سازمان مدیریت و طرح تحول اقتصادی و...
خواهشا نفرمایید "وقتی آدم داره کشته میشه و شکنجه و... چه جای حرف زدن راجع به سفر استانی و طرح حول و... ست!!!؟"
دقیقا این آدم کشتن ها و همه ی همه ی این جریانها میتونست نباشه. فقط و فقط اگه مخالفین یه کم منصفانه تر و غیرمنفعت اندیشانه تر به این طرح ها و نقدشون میپرداختن...
راجع به روز قدس. البته که برای شکستن نظام دوقطبی دنیاست. سوال کلیشه ای ای بنظر یرسه بخصوص با شانتاژ کردنهای رسانه ی ملی(!!!) ولی بازم می÷رسمش (لااقل چون برای خودم خییییلی مهمه)
"کی از ادامه ی این وضعیت درگیریهای داخلی ایران داره سود میبره؟؟؟"
آقای ابوترابی وقتی نماینده ی صلیب سرخ ازش راجع به وضع زندانهای عراق میپرسه با وجود اون میخی که توی سرشون کوفته بودند(!) میگه همه چیز خوبه !!! بعد که دنماینده میره، خود شکنجه گر ایشون تعجب میکنه که چرا اینطور گفتی؟ چرا هیچی نگفتی که من باهات چه کارایی کرده م؟!
میگن:" من آبروی تو ی مسلمون رو جلوی این غیرمسلمون باید حفظ کنم"
این ابدا دعوت به سکوت یا ظلمپذیری نیست.
فقط می خوام بگم سعی کنیم فرق دعوای داخلی رو با دعوای بیرونی بفهمیم.فرق نقد درونگفتمانی و امر به معروف و نهی ازمنکر رو با هوچی گری و ادعای بی اساس و اثبات نشده رو توی بوق کردن و...
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ساعت 15:7  توسط فروزنده  | 

اينو حدود يه سال قبل براي يه دوستي نوشته بودم ! الان از بين ايميلهاي قديمي ديدمش...بنظرم جالب رسيد!

ما یه راهی رو باید از اول انقلاب می رفتیم و 10 سال به خاطر بحرانها نتونستیم بریم، در ابتدای دهه ی دوم به نحوی  شروع کردیم به رفتنش؛ خب یه موفقیتهایی داشت و یه شکستهایی... دولت کارگزارانیها در واقع (فارغ از اینکه بعدا چه شدند) ابتدائا "هرچه بلد بودند" برای رفتن در این راه گذاشتند(1). و طبعا خیلی چیزها بلد نبودند! و منجر شد به بروز مشکلاتی که از جمله ی این مشکلات 8 سال بعدی بود! منتها مشکل ریشه دارتری هم بود و آن همان "نداشتن نرم افزارهای اسلامی" " بود!  ببینید من فکر می کنم "سعی و خطا" لازمه ی پیشرفتن است بویژه برای کسی که ادعای "طرح نو درانداختن" دارد! 8 سال به اصطلاح اصلاحات را "سعی" نمیدانم بلکه از "خطا"های ناشی از سعی قبلی میدانم که خب موجبات سو استفاده ی دشمن را هم... 

اما این دولت(نهم؛ که من هم دور دوم به آن رای دادم!) در ادامه ی سعیی که کارگزارانیها شروع کردند و رهبر به خوبی آسیبشناسی اش کرد (اگر خاطرمان باشد رهبر بحث نهضت نرم افزاری را سال 78 مطرح کردند!!!)و برای رفع آن آسیبها آمد و از این نظر خوب هم آمد.

منتها این "آسیب" چه بود؟ این آسیب این بود که "راه رفته ی دنیا در اداره ی کشور و توسعه ی اقتصادی و صنعتی به درد انقلاب ما نمی خورد."

یعنی مشکلی که از اساس رفع آن "در انداختن طرح نو" می طلبد!!!

یعنی گوییا "یک انقلاب دیگر"!!! خب احمدینژاد (یا هر شخصیت ولایتمدار دیگری که جای ایشان میبود!) چنین ماموریتی داشت:"اجرای نرم افزارهای اسلامی..."

منتها نرم افزاری که "نبود"!!! و این اولین دشواری دولت بود . اولین و مهمترین! با در نظر گرفتن این مسئله ی مهم ِ دولت، اگر هیچ کارشکنی و هجمه ای هم به آن(دولت نهم) نمی شد ، باز هم بروز این همه مشکل ناگزیر بود! دولت "قدم در راه نرفته"ای گذاشت! خود ِ این "نرفته"بودن یعنی "ناهمواری" دیگر نیازی هم نیست که "دشمن"ی بیاید و "سنگی" بیاندازد وسط این چنین راهی!!!چنانکه در بخش "سیاست خارجی" که پیشینه ی انقلاب (10 سال اول) به اندازه ی کافی آنرا "رفته بود" دولت موفق عمل کرد!در بخشهای دیگر هم باید پذیرفت که "در حال سعی و خطاییم" و ناگزیر هم هستیم از این سعی و خطا...چه با احمدینژاد چه با کسی شبیه او! و کسی غیر شبیه به او هم در واقع یعنی "پسرفت" این را به جد معتقدم... حالا بحث اینکه کی چقدر شبیه به اوست؟ (مثلا لاریجانی یا رضایی (2) که منتخب بنده بودند، آیا همین راه را میخواستند بروند اما "حساب شده تر"؟ یا...) بماند


(1) البته الآن تصحيح مي كنم: اينكه "اين(سازندگي از نوع تكنوكرات)تنها راه ممكن نبود." را همان موقع هم ميشد بفهميم!

مدل "جهاد سازندگي" (سالهاي اول) كاملا يه الگوي توسعه ي صنعتي-رفاهي ولي كاملا غير غربي و تا حد زيادي اسلاميه... چرا همون رو جدي نگرفتيم؟

به شدت فكر ميكنم خوبه بچه هاي مديريتي مون يه مطالعه روي جهادسازندگي (بخصوص قبل از جنگ) داشته باشن

(2) اين خب نظر يك سال قبلمون بوده ! حالا نميشه با اين قطعيت ...!

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ساعت 12:5  توسط فروزنده  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ساعت 13:6  توسط فروزنده  | 

شب قدر - شهید بهشتی

انتخابات و فرصتهای تولید علم 1 و 1.5 و 2

۳. تاکتیک علی اصغر!

برای خیلیهامان احتمالا روزی این سوال پیش آمده که "حالا کل جریان عاشورا قبول. دیگه بچه را چرا برد امام حسین؟! مگه نمیدونست جواب طرف چه خواهد بود؟!"

 و احتمالا یکی از جوابهایی که شنیده ایم این بوده که "برد تا اوج وقاحت این قوم(۱) به تاریخ نشون داده بشه"

فارغ از اینکه آیا واقعا منظور حضرت هم همین بوده یا نه؟ و فارغ از اینکه اساسا این تاکتیک چقدر در چارچوب معیارهای دین قابل قبول هست؟ عرضم اشاره ایست به کاربرد گسترده ی آن در سیاست!

خاطرتان هست نشریات سه گانه ی امیرکبیر را (بهار ۸۶) که هرچه زیر و بالایش میکردیم یک کلمه حرف حسابی که بیارزد آدم بخاطر آن یک کلمه یک نشریه دربیاورد نداشت و انگار که همه ی قصد و غرضش و مهمترین کارکردش همان "توقیف شدن" بود! (یعنی توقیف شدنش بیشتر به کار حضرات می آمد تا خودش!)

انتخابات مجلس هشتم را هم احتمالا خاطرتان باشد و آن بحث تاجزاده که "فله ای ثبت کنید تا ردصلاحیت ها پررنگ شود" !!! یعنی باز هم تعریف  کاندیداهایی که "رد صلاحیت شدنشان" بیشتر به کار حضرات داعی می آید!

تا بیاییم در این انتخابات اخیر و قبلش و بعدش که دیگر کشف(!) مصادیق عیان به مخاطب واگزار می شود! از نفس وجود میرحسین با تبلیغات نامناسب در عین وجود کروبی(در ژستهای همان روزها بحث کرده ایم) تا دعوت زودهنگام(یک شب قبل از انتخابات) به جشن یا اعتراض! تا دعوت مردم به تجمعات بدون مجوز ...تا ندا آقاسلطان و سایر "شهدا"(!) تا کشاندن تجمعات به محلهای حساس (حساس از دید نیروهای نظامی و انتظامی) و...(یا توی همان تجمع کوچک در شریف مثلا پرتاب سنگ و... "طرف خانمها" کاری بود که بوضوح قصدی بجز عصبانی کردن بچه ها نداشت!)

(گاهی حتی حرکت زشتی را به طرف مقابل چسباندن (مثل ادعاهای اثبات نشده ی زندان...۲) یا حرف زشتی را توی دهان او گذاشتن مثل مغالطه ی "خس و خاشاک"!)

نقطه ی اشتراک :

کشاندن طرف دعوا به ارتکاب یک حرکت زشت !

(این همان چیزی ست که من اسمش را تاکتیک علی اصغر گذاشته م! )

 و اینکه فلان حرکت "چرا زشت است؟" هم قبلا رسانه ها زحمتش را کشیده اند ! (مثلا القای اینکه رد صلاحیت فی نفسه کار بد و زشتیست!" و مهم هم نیست که صلاحیت چه کسی و چرا رد شده و اصلا هم مهم نیست که اگر هیچ فیلتری نباشد چه خواهد شد!!!) 

حالا فرصت تولید علم این وسط کجاست؟

۱. همین که چقدر این تاکتیک به نظر دین پذیرفتنی ست؟

۲. راه مقابله با آن؟ (البته جوابی که اجالتا بنده می دهم: "سعه ی صدر" و فقط سعه ی صدر ! "تاکجا؟"یش را البته...!) 

۳. مصداقهای دقیق این تاکتیک...؟(ما فعلا حدسی و "تمثیلی" برخورد کردیم! )

 

 

پ.ن.بیربط .خلاصی از این طایفه ی محترم مداحان(اغلبشان نه همه!) داره  از رویاهای دستنیافتنی شیعه میشه!!! تا روزی دستی از غیب برون آید و یه دوره ی کامل "تاریخ امامت" برا این حضرات الزامی کنه!(تا این دوستان درجستجوی "درد امام" توی فرق و پهلوی شکسته گیر نکنن...این تاریخ از اول تا آخرش جز درد و درس نیست...) بعدشم یه دوره "احکام" که توش  بیاموزند که "دروغ حرام است" !!! و بعد وقتی که یکی از این مداحهای محترم(که شدیدا به این دوره ها نیازمنده!) (که اگه مردم "الهی العفو" رو "نعره نزنند" شاکی میشه که شماها چه گناهی کردید که خدا توفیق توبه رو ازتون سلب کرده!!!) هر ۵دقیقه یه بار برای رهبر و حجااااااااب و ... دعا میکنه (وسط همون دروغ ها!) آدم دلش میخواد ...!)

پ.ن.با ربط!. از بحثهای رهبر در دیدار امسال شعرا...(که ما را انگیزه مند میکنه برا ادامه ی سلسله ی "انتخاباتو فرصتهای تولید علم!) :

«يك نكته‏اى كه در اينجا وجود دارد اين است كه شعر انقلاب بايد در خدمت مفاهيم انقلاب باشد. خب در بين شماها كسانى هستند كه شعرهاى آيينى ميگويند. شعرهاى مذهبى و شعرهاى مربوط به ايمه (عليهم‏السّلام) را، به اصطلاحى كه حالاها باب شده، تعبير ميكنند به «شعر آيينى». هستند؛ انصافاً شعرهاى خوبى هم گفته ميشود؛ بعضي‏ها هم اشعار مربوط به جنگ و دوره‏ى دفاع مقدس يا مربوط به شهدا يا مربوط به جانبازان و اينها را ميگويند. اينها خيلى خوب است؛ ليكن - پارسال هم من اشاره كردم به اين معنا - اهداف و آرمانهاى انقلاب منحصر در اينها نيست. انقلاب يك مجموعه‏اى از ستاره‏هاى درخشان آرمانى را بالاى سر ما قرار داده و ما را به حركت و پرواز و جهش به سمت اين نقاط نورانى دعوت كرده. ما هم امتحان كرديم، ديديم ميتوانيم پرواز كنيم؛ ديديم اين پرواز ممكن است. البته در دوره‏ى دفاع مقدس نمونه‏هاى بارزش ديده شد و ديديم وقتى اين ملت به سمت اين آرمان‏ها پر بگشايد، ميتواند خوب حركت بكند؛ اما بسيارى از اين آرمانها هنوز بالاى سر ماست؛ ما بايد حركت كنيم: به سمت عدالت بايد برويم، به سمت اخلاق بايد برويم، به سمت استقلالِ به معناى حقيقى كلمه - شامل استقلال فرهنگى كه از همه عميقتر و دشوارتر است - بايد برويم، به سمت بازيابى حقيقى هويت اسلامى- ايرانى خودمان بايد برويم....در امتحانهايى از قبيل همين حوادثى كه حول و حوش انتخابات پيش آمد - بعد از انتخابات و قبل از انتخابات - ديديم كه در همين زمينه‏ها ضعفها و مشكلاتى داريم. اين حوادث براى ما نعمت بزرگى است؛ از اين جهت كه ضعفهاى خودمان را بشناسيم؛ مثل رزمايشهايى كه نيروهاى مسلح راه مي‏اندازند. رزمايش اصلاً براى همين است كه اين يگان نظامى يا اين سازمان نظامى، نقاط ضعفش را پيدا كند. هدفى را ميدهند، فرمان صادر ميشود كه به سمت آن هدف حركت بكنند؛ بعد چشمهاى بصير و بينايى - در همه‏ى رزمايشها اينجور است - مي‏ايستند و از بالاى صحنه، صحنه را نگاه ميكنند. مي‏بينند كه بله، در فلان نقطه، ضعف وجود دارد يا بعضاً ناتوانيهاى مزمن وجود دارد. اين براى ما يك رزمايش شد. البته به اختيار خود ما پيش نيامد؛ بر ما تحميل شد؛ اما خوب شد؛ ضعفهاى خودمان را فهميديم. بنابراين اين آرمانها، بالاى سر ماست و بايد به سمت اين آرمانها حركت كنيم؛ آن وقت اين ضعفها برطرف خواهد شد. اين هم يك نكته است...خب، در اينجا شاعر چه نقشى دارد؟  انسانِ هنرى و انسانِ فرهنگى، در اين صحنه چه وظيفه‏اى دارد؟ به نظر من وظيفه خيلى سنگين است، خيلى بزرگ است. مهمترين وظيفه هم تبليغ و تبيين است؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه»؛(1) اين يك معيار است؛ حقيقتى را كه درك ميكنيد، آن را تبيين كنيد. كسى انتظار ندارد برخلاف آنچه كه ميفهميد حرف بزنيد. نه، آنچه را كه ميفهميد، بگوييد. البته براى اينكه آنچه ميفهميد درست و صواب باشد، بايد تلاش و مجاهدت كنيد؛شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است...در عالم فرهنگ بايستى گره‏گشايى كرد؛ بايستى حقيقت را باز كرد، بايستى گره‏هاى ذهنى را باز كرد. و اين تبيين لازم دارد ...فصاحت و بلاغتى هم كه گفته‏اند در بيان لازم است، بلاغتش به اين معناست. بليغ يعنى رسا؛ رسا بگوييد، روشن بگوييد، مبيَّن بگوييد؛ اما آنچه را كه ميفهميد بگوييد؛ هيچ انتظار نيست - حق هم نيست كه انتظار باشد - كسى بر خلاف فهميده‏ى خودش حرف بزند. سعى هم بكنيد كه آنچه كه فهميديد درست باشد...  اين حركت عظيمى كه با انقلاب اسلامى شروع شد، يك حركت تمام شده نيست؛ مطلقاً تمام شده نيست، آن حركت ادامه دارد. همينى كه حالا معمول شده كه در بيانها و در تلويزيون و توى تبليغات و توى دادگاه و توى زبان همه، ميگويند: جنگ نرم؛ اين يك واقعيت است؛ يعنى الان جنگ است. البته اين حرف را من امروز نميزنم، من از بعد از جنگ - از سال 67 - هميشه اين را گفته‏ام؛ بارها و بارها. علت اين است كه من صحنه را مي‏بينم؛ چه بكنم اگر كسى نمي‏بيند؟! چه كار كند انسان؟! من دارم مي‏بينم صحنه را، مي‏بينم تجهيز را، مي‏بينم صف‏آرايي‏ها را، مي‏بينم دهانهاى با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاى با غيظ به هم فشرده شده عليه انقلاب و عليه امام و عليه همه‏ى اين آرمانها و عليه همه‏ى آن كسانى كه به اين حركت دل بسته‏اند را؛ اينها را انسان دارد مي‏بيند، خب چه كار كند؟ اين تمام نشده. چون تمام نشده، همه وظيفه داريم. وظيفه‏ى مجموعه‏ى فرهنگى و ادبى و هنرى هم وظيفه‏ى مشخصى است: بلاغ، تبيين؛ بگوييد، خوب بگوييد. من هميشه تكيه بر اين ميكنم: بايستى قالب را خوب انتخاب كنيد و هنر را بايستى تمام عيار توى ميدان بياوريد؛ نبايد كم گذاشت، تا اثر خودش را بكند....می‌بينيد، ديگران با اين كارهاى هنرمندانه‏اى كه بعضاً دارند، دارند يك باطلهايى را تبليغ ميكنند؛ شگفت اينكه ما هم همان حرفها را قبول ميكنيم! همين سريال كره‏اى كه دارد پخش ميشود و همه دارند آن را مي‏بينند، يك تاريخ‏سازى و افسانه‏ى باطل است؛ آدم اگر بخواهد توى شاهنامه بگردد و اينجور داستانى را پيدا كند، ده پانزده تا از اين داستانها ميشود پيدا كرد. منتها طرف هنر به كار برده؛ وقتى كسى هنرمندانه كار ميكند، پاداشش همين است كه جنابعالى هم كه هيچ علاقه‏اى به آن تاريخ و به آن فرهنگ نداريد، مي‏نشينيد و با كمال علاقه گوش ميكنيد و خواهى نخواهى آن فرهنگ را جذب ميكنيد! اين خاصيت هنر خوب است.»


(۱)قومی که ولی امر را رها کرده و به ظاهری از دین اکتفا کرده ند!

(۲)البته هنوز درمورد تعریف زندان در نظام اسلامی نمی توانم متقن حرف بزنم. و بعلاوه ی تصریح رهبر که بالاخره تخلفاتی صورت گرفته در زندان و با متخلفین برخورد هم شده

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ساعت 11:42  توسط فروزنده  | 

امروز-مترو -

"خانوما! مقنعه ی کارمندی دارم. بهترین تترونه. اصل بروجرد. بلنده. رنگ بندی داره..."

ذهنم قفل مونده روی مفهوم "مقنعه ی کارمندی" ... اینجا از ابزار و لوازم کارمندی مقنعه...!؟!؟!؟

هفت هشت ماه قبل - توانیر-

بدون شرح! :

 

سه سال قبل- آمفی تیاتر دانشگاه شریف (همایش نقدو بررسی طرح امنیت اجتماعی)-

سردار برانی(؟)(مسئول بخش اجتماعی پلیس. یا یه چنین عنوانی که ازطرف سردار رادان برای پاسخگویی اومدن) : " خب واضحه که با بی حجابی متعارف کاری نداریم"...

باز ذهنم قفل میمونه روی مفهوم "بی حجابی متعارف"...؟!؟!؟!

چند(؟) سال قبل-کلاس تفسیر موضوعی-

دکتر سیاح :" این بی حجابی درقالبهای ویژه ی حجاب (روسری و مانتو و حتی چادر!) صحنه ی عجیب و تاسف آوریست که فقط توی ایران دیده میشه"...

(هنوز مسئله ی حجاب اجباری برام حل نشده)

اول هر پرواز-مهماندار محترم :"با توجه به تاکید دین مبین اسلام بر حفظ حجاب پیشاپیش از رعایت شئون اسلامی توسط بانوان محترم متشکریم"

 

پ.ن.پست قبل تکمیل شد. ولی چون مدتهاست مجاااز دیگه فضای مناسب و محرم و آرام تبادل نظر نداره به رفقا میل کرده م...لذا چک یور میل پلیز...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ساعت 20:24  توسط فروزنده  | 

از گفتگوي ديروز رهبر با استادها...

رهبر انقلاب اسلامی با تأكيد بر ضرورت توجه بيش از پيش به پژوهش خاطرنشان كردند: پژوهشها بايد تابع نيازهای واقعی كشور باشد.

حضرت آيت الله خامنه ای افزودند: انعكاس پژوهشها در مجامع جهانی ضروری است اما نبايد ملاك پيشرفت علمی كشور، درج مقالات در برخی مجامع جهانی باشد.
ايشان با اشاره به اظهارات برخی اساتيد دانشگاه درخصوص نقشه جامع علمی كشور، خاطرنشان كردند: اين سخنان نشانگر اين است كه تلاش مسئولان مرتبط با مسائل علمی و دانشگاهها درخصوص تهيه نقشه جامع علمی كشور هنوز به مرحله عمل نرسيده و تلاشها نيمه كاره بوده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكيد بر ضرورت توجه جدی و تسريع در ارائه نقشه جامع علمی كشور افزودند: برنامه ريزی كنونی در رشته های گوناگون علمی از يك تقسيم عادلانه و منطبق با نياز كشور برخوردار نيست و اين مشكل با ارائه نقشه جامع علمی قابل حل است.
حضرت آيت الله خامنه ای با اشاره به تحصيل حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوی كشور در رشته های علوم انسانی تأكيد كردند: اين مسئله نگران كننده است زيرا توانايی مراكز علمی و دانشگاهها در زمينه كار بومی و تحقيقات اسلامی در علوم انسانی و همچنين تعداد اساتيد مبرّز و معتقد به جهان بينی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد اين تعداد دانشجو نيست.
ايشان افزودند: بسياری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هايی است كه مبانی آنها ماديگری و بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی است و آموزش اين علوم موجب بی اعتقادی به تعاليم الهی و اسلامی می شود و آموزش اين علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترويج شكاكيت و ترديد در مبانی دينی و اعتقادی خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی تأكيد كردند: مراكز تصميم گيری اعم از دولت، مجلس، و شورايعالی انقلاب فرهنگی بايد اين موضوع را مورد توجه جدی قرار دهند.
حضرت آيت الله خامنه ای همچنين با تأكيد بر پرهيز از افزايش تشكيلات در بخشهای مربوط به مسائل علمی خاطرنشان كردند: بايد بجای افزايش تشكيلات، تشكلها و سازمانهای موجود را تقويت و كارآمد كرد، و در وزارت علوم و ديگر مراكز، از انسانهای عالِم، انقلابی، شجاع و خوش فكر، بهره گرفت.
ايشان لزوم تسهيل ارتباط وزارت علوم و شورايعالی انقلاب فرهنگی با نخبگان علمی و استفاده از نظرات آنان را نيز مورد تأكيد قرار دادند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: حمايت از دانشگاهيان سياست هميشگی نظام جمهوری اسلامی است اما از دانشگاهيان نيز انتظار است كه در سايه اين حمايت معنوی و مادی، خود را حقيقتاً در قبال نسل دانشجو، آينده علمی كشور، و اصلاح نظام آموزشی مسئول بدانند و حضور خود را در دانشگاهها تقويت كنند.



پ.ن. اين پست در اسرع وقت تكميل ميشه! خيلي حرفها حول اين بحث رهبر هست كه منتظر فرصته!

پ.ن. بيربط. اين چند روزه احساس ميكنم دارم براي "3 سال عمر بيشتر" با مردم حرف ميزنم و دوندگي ميكنم و... !!!  خيلي از اين نظر وضع عجيبيه... آخه مگه 3 سال من بايد دست "مردم" باشه؟!

و انا في ما انا طالبه كالحيران. لاادري ا في سهل هو او في جبل؟ ام في بر ام في بحر؟ و  علي يدي من؟ و من قبل من ؟ ! 

... و قد علمتُ انّ علمه عندك و اسبابه بيدك...

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۸ساعت 10:42  توسط فروزنده  | 

جومونگ از کجا "افسانه"شد؟

در تعریف "افسانه" میخوندیم : دارای ویژگیهای "خارق عادت" است...

کدوم ویژگی خارق عادت توی جومونگ هست؟ پرتاب همزمان سه تا تیر؟! جادوبازی ؟! زیرآب زنی های سیاسی و...؟!

من فکر میکنم "قدرت انسانی"جومونگ فوق عادته! اینکه نیروهاش رو از لابلای جامعه و شرایط مختلف کشف و شکوفا کنه... اینکه روابطشو با این نیروهای مختلف (نظامی...مدیریتی...علمی...اقتصادی...سیاسی...اطلاعاتی...که هرکدوم مصداقهایی تو داستان دارن) تنظیم کنه...اینکه بین مطالبات متناقض درونیش تعادل برقرار کنه! و مثلا احساسهای کاملا ارزشی(کدوم ارزش؟!)ش رو بخاطر رسالتهای بلندمدتش نادیده بگیره(مثل صحنه ی جمع آوری و اخراج برده ها...) اینکه...

امان از اون تمدن!

که باید آدمها رو یکدست کنه... پیچ و مهره کنه ... تا برده کنه... تا مصرف کنن... تا چرخ اقتصاد بعضی اقلیتها(=جهان!) بچرخه... آدمهای یکسان مدیریتپذیرترند!... مثل گوسفند!...

 آدمها باید یکسان باشن!... تا یکسان بپسندند... تا یکسان بخرند... تا کمپانی بتونه تولید "انبوه" کنه !

اما آدمها ماهیتا یکسان نمیتونن باشن! گاهی نیاز دارند سرکی بکشند به خارج از چرخه های روزمره و یکسان و مدیریتپذیرشون...

حالا امان از این تمدن که برای این میل "تنوع طلبی" و "آرمانخواهی" هم چاره داره ! اینو هم بلد هست "ارضا" کنه! علی الحساب ارضا کنه

: "جومونگ"!

اما این آدم وقتی جومونگ دید و لذت برد حق نداره دنبال جومونگ در درون خودش بگرده !

حق نداره با خودش مقایسه کنه !

بلکه باید منتظر "جومونگ ۲" بمونه!

بلکه باید براش بازیگر جومونگ رو دعوت کنی ایران ...!

قهرمان بافی... بمثابه ی یه سوپاپ اطمینان دیگه... یه انعطاف دیگه ی تمدنی که برای بقا باید منعطف باشه...

(قهرمان بافی ... مدتیه شبکه ۳ برنامه ای بنام "فوتبال ملی" پخش میکنه... به یاد نوجوانی بربادرفته ی ماها!... جماعتی از مردم عادی که هرکدوم کار و زندگیشونو رها کرده ند و اومدن که از پشت نرده ها و فنسها "تمرین تیم ملی" رو تماشا کنن... زیر آفتاب... عاشقانه تماشا کنن!... بعد رو به دوربین به خبرنگارها التماس کنن که علی دایی رو تخریب نکنید... خدای من! "درد" عظیمی که دهنمکی بعنوان "انتقاد" مستندش کرد...از دید صداوسیما "افتخار"ه!!!)

قهرمان بافی... افسانه بافی... خلق اسطوره... "هویت دار" کردن یه ملت بی تاریخ...بی هویت...

و حالا امان از رسانه ی عزیز ملی ما!

متخصص گند زدن به هویت یک ملت هویت دار!

اسطوره های ما کو؟! قهرمانهای "واقعی" ایرانی و اسلامی ما کم از جومونگ ند؟!

یا ما موقع روایت کمشون میکنیم؟! "احسن القصص" رو افتضاح یوزارسیف میکنیم... امام حسن رو منزوی... امام علی رو...امام رضا رو... "شخصیتها رو تک بعدی تصویر میکنیم! ... یکی فقط میجنگه...یکی (البته صدتا!) فقط عاشق میشه...یکی فقط معشوق میشه... یکی فقط انفاق میکنه... یکی میدزده ...یکی اختراع میکنه...یکی اخم میکنه... یکی مشاوره میده به مردم... یه نفر یه کار...یه نفر یه کار... یه نفر یه کار...

یه نکته ی دیگه :

قهرمانی با خصلت "قوای خارق العاده ی انسانی"  ...چه لزومی داره که خاستگاهش "قصر" باشه؟!!!

چرا یانگوم؟ چرا جومونگ؟ چرا جیسون؟ چرا رستم؟ چرا فریدون؟...چرا کاوه نه؟ چرا آرش نه؟

 5d6600img0115a.jpg

 چرا همت نه؟ چرا زین الدین نه ؟ چرا علم الهدی نه؟ چرا ارمیا نه؟ چرا بچه بسیجیهای گمنام نه؟

 

 

۱۴/۶/۱۳۸۸ :

مدتهاست یه علامت سوال گنده تو ذهنمه که سریال جومونگ "چرا اینقدر خوبه؟؟؟!!!" کن فیکونی تو کره شده؟ رقیب رسانه ای واسه هالیوود پیدا شده که بتونه سریال با این قوت و این نفوذ جهانی (و اینجور کاردرست و البته از بیخ و بن "توهم"!) دربیاره!!!

تا اینکه...! (جومونگ هم صهیونیستی...)

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۸ساعت 2:23  توسط فروزنده  | 

 
وحدت اسلامی را تحت زعامت امام خمینی روحی له الفدا حفظ نمایید و هرگز بر خلاف نظرات حضرت ایشان عمل ننمایید. نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر. ___ بخشی وصیت نامه ی شهید مهندس مسعود فروزنده